خانه / عرصه اقتصاد و تمدن / اقتصاد / اساس زندگی اجتماعی در مبادله و تقسیم کار است/ مروری بر خودکفایی

اساس زندگی اجتماعی در مبادله و تقسیم کار است/ مروری بر خودکفایی

عادل پیغامی: خودکفایی هنگامی اهمیت بیشتری می یابد که اولا ناظر به کالاهای استراتژیک باشد و ثانیا، کالایی که بتوان مشابه آن را با همان کیفیت در داخل تولید کرد. 

متن زیر برشی از کتاب «الگوی اسلامی مصرف؛ مروری بر بایسته های مصرف در تحقق الگوی ایرانی، اسلامی پیشرفت» نوشته عادل پیغامی است که در ادامه می خوانید؛

یک مفهوم حائز اهمیت که امام راحل و مقام معظم رهبری بدان بسیار توجه داشته اند، «خودکفایی» است، به نحوی که نیازمند به دشمن نباشیم. این خودکفایی هنگامی اهمیت بیشتری می یابد که اولا ناظر به کالاهای استراتژیک باشد و ثانیا، کالایی که بتوان مشابه آن را با همان کیفیت در داخل تولید کرد.

مقتضای عقل آن است که هنگامی که خودمان می توانیم تولید کنیم، از کس دیگری نخریم. خودکفایی به این معنا، کاملا عقلانی، اسلامی و واقعی است. نکته قابل توجه آن است که باید دانست اندیشه خودکفایی، تقسیم کار را به هم نمی زند.

یک باور پذیرفته شده در اندیشه اسلامی و ادبیات دینی ما آن است که خداوند انسانها را متفاوت و با استعدادهای متفاوت آفریده و البته این امر، پایه و زیربنای مدنیت و زندگی اجتماعی انسان است و بر اساس آن، تقسیم کار اجتماعی شکل می گیرد؛ براین اساس که یک نفر در کاری توانایی دارد و فردی دیگر از عهده کاری دیگر بر می آید و در نهایت، این افراد برای تامین نیازهای خود به تبادل با یکدیگر می پردازند.

می توان گفت اساس زندگی اجتماعی در مبادله و تقسیم کار است. متفکران اسلامی متأخر تا حدی به این گونه مباحث پرداخته اند. از جمله در صفحات نخستین کتاب ربا و بیمه از شهید مطهری، تفسیر المیزان علامه طباطبایی و نیز آثار شهید صدر، به طور مفصل بحث شده است.

اصل مبادله و اصل تقسیم کار، یک بحث عقلانی و فلسفی بوده و قابل ردشدن نیست. در فضای جهانی نیز این تقسیم کار متصور بوده و ممکن است بر اساس آن، به فرض به کشوری گفته شود که فقط چوب تولید کند و آن یکی فقط آهن تولید کند. به طور مثال، من نان مورد نیاز خود را خودم تولید نمی کنم، بلکه آن را به نانوا سپرده ام. در عوض، من آموزش تولید می کنم و به فرزند نانوا درس می دهم.

حال اگر کسی بخواهد از این تقسیم کار خدایی سوء استفاده کند، خواهیم گفت مواظب دشمن باشد. اگر نانوا به خاطر اینکه نان من در دست اوست، از من سوء استفاده کند و به عنوان مثال، فردا به من بگوید: تا زمانی که فلان مبحث را به فرزند من نیاموخته ای، به تو نان نمی دهم و اگر قرار باشد همه نانواها چنین برخوردی با من داشته باشند، عقل اقتضا می کند که من در خانه یک واحد نانوایی، هرچند کوچک، راه اندازی کنم تا نیاز اولیه و ضروری خود را از نان تأمین کرده، محتاج دیگری نباشم.

 

منبع: خبرگزاری مهر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*


*