خانه / اخبار / تاثیر متقابل انقلاب اسلامی و هویت ایرانی
یادداشتی از موسی نجفی؛

تاثیر متقابل انقلاب اسلامی و هویت ایرانی

انقلاب اسلامی در ذات خودش یک حقیقت فراملی و بین المللی است اما تفسیر ایرانی این انقلاب در قالب نظام جمهوری اسلامی، ایران را موقتا به نوعی هویت ملی مبدل ساخت.

به گزارش پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح، متن زیر یادداشتی از موسی نجفی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است که در ادامه می خوانید؛

تفکر درباره نسبت انقلاب اسلامی و ایران از جمله موضوعاتی است که کمتر بر روی آن تمرکز شده است ؛ ما از وقتی با این انقلاب عظیم آشنا شدیم آن را در منزل خود یافتیم و کم کم تصور کردیم از صدر و ذیل آن مال ماست ، شبیه تصور نادرستی که عربها نسبت به اسلام داشته و دارند. فرود آمدن یک اندیشه و ایده بزرگ و تحقق یافتن عینی آن در ابتدای امر در یک سرزمین، غیر از آن است که آن حقیقت را در چارچوب یک ملت محصور کنیم ،خواه این محدودیت جغرافیایی باشد یا تمدنی.

به نظر می رسد انقلاب اسلامی  و این کشور و سرزمین ایران چند دهه ای است سرنوشت شان سخت به هم گره خورده است  ( با عرض معذرت از مثال: شبیه نسبت خلافت عثمانی با ترکیه و یا سرنوشت انقلاب آزادیخواهی ۱۷۸۹ با کشور فرانسه که به نام انقلاب فر انسه معروف شد ) پرسش مهم امروز ما این است چند درصد از موفقیتها و چند درصد از آسیب ها به این دو حوزه در هم تنیده تعلق دارند ؟ جواب این پرسش و دهها پرسش دیگر به این طرح مسئله بر می گردد که ما منزل فعلی و قبلی و بعدی را درست تحلیل کنیم.

انقلاب اسلامی نوعی بیداری اسلامی است که در قرون قبلی تولد دوباره یافته تا بخاطر شرایط مختلف ذهنی و عینی به سرزمین ایران رسیده است ؛ بنابراین انقلاب اسلامی در ذات خودش یک حقیقت فراملی و بین المللی است اما تفسیر ایرانی این انقلاب در قالب نظام جمهوری اسلامی ایران ، این امر را هرچند رشد کیفی داد و در قالب یک سرزمین بزرگ به نمایش گذاشت اما فراموش نکنیم امری که ذاتا فراملی بود را موقتا به نوعی هویت ملی مبدل ساخت.

به نظر می رسد هنر و کار بزرگ نخبگان قزلباش صفویه در ایجاد کشور شیعی ایران در پنج قرن قبل و ابتکار و تداوم حرکت بیداری اسلامی امام خمینی در پیوند حقیقتی فرا ملی و جهانی با سرنوشت و هویت یک ملت میتواند ما را با این صورت مسئله تاریخی و سیاسی و فکری عمیق تر پیوند دهد ؛ از این منظر نه نظریات ناسیونالیستی و نه ایده های امت گونه انتر ناسیونالیستی نمی توانتد تفسیر ابعاد این امر مهم را به درستی تبیین نمایند.

اسلام  امری یکتا و حقیقتی جهانی و فرا مکانی و فرا زمانی هست و نحوه قرار گرفتنش در قالب یک سرزمین ، ماجرایی بس عجیب و پیچیده در خود دارد ؛ مشابه این مطلب را قرنهاست متفکران سیاسی مغرب زمین می خواهند در اذهان جا بیندازند که پروژه لیبرالیسم نوعی پروسه جهانی است ، و سرنوشت و هویت همه ملت ها را به تدریج رقم خواهد زد.

 مسئله بیداری اسلامی مسلمانان به طور کلی و نهضت های شیعی در قرون اخیر به طور خاص حقیقت تحول زا بوده ، در اندیشه و درون خود نیز نوعی ظرفیت و بالندگی را دارا می باشند و این یعنی مبدل شدن به یک تمدن نوین جهانی است.

این توفیق و فرصت تاریخی امروز به دلایل مختلف در اختیار ایران اسلامی شیعی قرار گرفته است. اگر ملیون و وطن دوستان غیر رمانتیک و غیر تخیل گرا میخواهند شعارهای ملی و افتخارات قومی شان در محدوده یک سرزمین بماند ، به این طرز فکر اشکالی نیست و این شاید از نظر آنان قسمتی از توانمندیهای تاریخی ملت ایران باشد ( مراجعه کنید به اندیشه ایرانشهری دکتر جواد طباطبایی و مباحث نوروزی دکتر صادق زیبا کلام و نظریه جمهوری و امامت آقای دکتر سعید حجاریان) ولی نمی توان از ظرفیت عظیم دیگری هم که ملت ما امروز از آن برخوردار است غفلت نمود۰ البته لازم نیست ظرفیت ملی این طرف را با ظرفیت فراملی در طرف دیگر مقابل هم قرار داد.

پرسشی مهمی که ملیون و یا حتی ناسیونالیست های وطنی میتوانند بدان توجه کنند این است که عظمت جهانی نام ایران در آینده ، نیاز به یک حقیقت جهانی و فطری و فراملی دارد ؛ اگر ما امروز از این ظرفیت و توان و موقعیت تاریخی استفاده نکنیم مثل گذشته تاریخی عثمانی و ترکیه فعلی و یا تمدن اسلامی گذشته اسلامی نسبت به کشور های فعلی عربی خواهیم شد. بنا بر این میتوان خصوصیات قومی و ملی خود را حفظ کرده ولی به نوعی آرمان های ملی را در آن ایده جهانی جستجو نمود ؛ از این منظر اگر واقعا دنبال حتی عظمت نام ایران هم باشیم از این فرصت تاریخی فرا ملی  میتوانیم به بهترین نحوی استفاده کنیم. ( البته منظور استفاده مادی و ابزاری نیست)

شاید امروز بتوانیم با تاسی به فیلسوف متفکر استاد مرتضی مطهری یکبار دیگر از مرحله سوم خدمات متقابل اسلام و ایران در قالب انقلاب و تمدن اسلامی ایران سخن گفت  و بسیاری از معادلات و مجادلات و گفتگوهای نظری را از دریچه این نظریه نگریست. گفتیم مرحله سوم خدمات متقابل اسلام و ایران ، چون مرحله اول به قرون اولیه اسلامی و مرحله دوم به قرن دهم هجری و طلوع مجدد تشیع در محدوده سرزمینی ایران و مرحله سوم امروز در نگاه تمدنی به بیداری اسلامی با پیشتازی تشیع و ایران خواهد بود. آمادگی برای این مرحله هر چند عبور نظری و تاریخی از اندیشه های متفکرینی مثل مرحوم سید جمال الدین اسدآبادی و امثالهم را ایجاب می نماید اما این عبور به معنای قرائت غربی و لیبرالیستی و ناسیونالیستی و نوعی ارتجاع و جاهلیت مدرن از پدیده عظیم بیداری اسلامی دو قرن اخیر و انقلاب اسلامی معاصر نیست.

انتهای پیام/

منبع: مهر

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

*