خانه / اخبار / تحریفات فرهنگ اسلامی و نقش آن در تنزل جایگاه زن/ زن از دنده چپ مرد آفریده شد؟!
تفاوت جایگاه زن در فرهنگ اسلام و غرب؛

تحریفات فرهنگ اسلامی و نقش آن در تنزل جایگاه زن/ زن از دنده چپ مرد آفریده شد؟!

جایگاه زن در تعالیم آسمانی اسلام مورد احترام و تکریم بوده و زن در عرصه حیات انسانی تفاوتی با مرد ندارد. اسلام خط بطلان بر انحرافات تاریخی که قرن های متمـادی بـر افکـار انسان ها سایه افکنده بود، کشیده و تحولی شگرف در مسائل زنان ایجاد کرد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح، لیلی جعفری کارشناس ارشد مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس، عزت السادات میرخانی استادیار گروه مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس و نهله غروی نائینی دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس مقاله ای تحت عنوان «عوامل نفوذ تحریف در فرهنگ اسلامی و تأثیر آن بر تنزل جایگاه زن» تألیف کردند که در ادامه متن آن را ملاحظه می کنید؛

مسئله جنسیت همانند قومیت و ملیت قرن هاست که در تـاریخ بشـریت بـه سـبب بی بصیرتی و جهالت تاریخی فرزند آدم، بحران ها و مصـایبی را بـه ارمغـان آورده است. زنان به دلیل تفاوتی که در عین تناسب بر اساس خلقـت بـدیع و حکیمانـه خداوند با مردان داشته و به علـت نقـش اساسـی کـه در طـول تـاریخ بـر عهـده گرفته اند، در تعارض دوسویه افراط و تفریط قـرار داشـته، گـاه او را فـوق انسـان دانسته و در حد پرستش بالا برده اند و گاه او را از مقام انسانی فرود آورده و شیء انگاشته اند.

در روزگار جاهلیت و در شرایطی که در تمام ادیان و اقوام و ملل جهان، زن موجـودی طفیلی و انسان درجه دوم بود و تلخی و محرومیت بر همـه ابعـاد سیاسـی، فرهنگـی و اقتصادی زندگی او سایه افکنده بود، خورشید اسـلام طلـوع کـرد و افـق زنـدگی او را از کران تا کران روشن نمود. زن به روایت تاریخ و اسنادی که از پیشـینیان بـر جـای مانـده است در اغلب جوامع قدیم حتی در جوامع متمـدنی چـون ایـران و روم از بسـیاری از حقوق مادی و معنوی محروم بوده و نگاه اغلب جوامع و فرهنگ ها به زن بر مبنای جنسیت بوده و زن به ندرت به عنوان موجودی انسانی که از حیث کرامت و ارزش انسـانی بـا مـرد برابر باشد، مورد توجه قرار می گرفت، بلکه غالباً به مثابه موجـودی اهریمنـی و شـیطانی تلقی می شد. اما اسلام در مسیر مبارزه با بحران ها و انحرافـات فکـری در مسـائل زنـان بـه جـای پرداختن به جنسیت، انسانیت را مطرح کرد و دغدغه خـویش را ارتقـای روح انسـانی دانست.

زن در عصر بعثت

پیش از بعثت پیامبر اکرم(ص) افزون بر آنکه مردم از لحاظ فرهنگی بـی سـواد بودنـد، در جامعه ای زندگی می کردند که ظلم و ناامنی، جنـگ و خـونریزی، فقـر اقتصـادی، دزدی و چپاول رواج داشت و فساد، فحشا و رذائل اخلاقی از عادات مردم بود. مردان عرب پیش از ظهور اسلام از آزادی های جنسی زیادی در داخل یا خارج خانواده برخوردار بودنـد. در حجاز زنان و دختران را همانند کالا می پنداشتند و آن ها را از حقوق خود محروم می کردند، بلکه آنان را جزو اموال می شمردند و به ارث می بردند.

زنان از همه مزایاى اجتماع بشرى محروم بودند، نه مالـک اراده خـود بودنـد و نـه مالک عملى از اعمال خود و نه مالک ارثى از پدر و مادر و بـرادر.  مـردان بـا آنـان ازدواج مى کردند، اما ازدواجى بدون هیچ حد و قیدى همچنان که در یهود ازدواج به ایـن صـورت بود. با ظهور اسلام زن از مقام و موقعیتی والا برخوردار گردید. اسلام حقـوق پایمـال شـده زنان را اعاده نمود.

پیامبر (ص) نسبت به رعایت حرمت و ارزش های انسـانی ایشـان پـای می فشرد و می کوشید قالب های فکری منجمد و متحجر جامعه جاهلی را در خصوص زنان دگرگون سازد و ایشان را در خلقت مساوی با مردان معرفی کند. اسلام در حقوق اساسی و از آن جمله علم آموزی تمایزی میان زن و مرد قائل نبود. پیـامبر(ص) می فرمایند «خداوند بر گردن هر زن و مرد مؤمن و آزاد و بنـده ای حقـی واجـب دارد و آن آمـوختن دانش و ژرف اندیشی در آن است.» زنان در محضر آن حضرت که صرفاً بـرای آنـان تشـکیل می شـد، گـرد مـی آمدنـد و پیامبر (ص) آموزه های وحیانی خود را به ایشان می آموخت. علاوه بر این زنان در مجالس عمومی نیز شرکت می کردند و بهره های علمی می بردنـد.

اما متأسفانه جریان هایی که در جامعه نوپای اسلامی پـس از رحلـت حضـرت ختمـی مرتبت(ص) به وجود آمد، سبب شد بار دیگر رسوم جاهلی و اندیشه های خرافی پیرامون زنان در جامعه اسلامی رواج یافته و بعضاً به نصوص دینی و روایات نیز راه یابد. از سـوی دیگر حرکت زمامداران در مسـیری خـلاف سـنت پیـامبر(ص) و بازداشـتن نو دولتـان از نوشتن و حتی نقل احادیث ایشان تا قرنی راه را بر جعل، وضع، تحریف، وهم، نقل به معنا و آفات دیگری بر حدیث باز نمود و ضربه های جبران ناپذیری بر اعتبار سنت وارد ساخت.

شاید آغاز رجعت جاهلیـت را بتـوان از نخسـتین روز رحلـت پیـامبر (ص) دانسـت. در روزگار خلفا قوم عرب بر همگان ترجیح داده شد، هیچ غیر عربی حق سکونت در مدینه را نداشت. با فاصله گرفتن جامعـه از ارزش هـای اسـلامی و بازگشـت تـدریجی سـنن جـاهلی نمودهایی از تحقیر زن نیز پدیدار گشت.

بسیاری از مردم که متأثر از غیرت عصر جاهلی بودند، حتی در عصر پیامبر(ص) و بـا وجود تأکید آن حضرت مبنی بر حضور زنان در مسجد و عدم ممانعت مردان از آن، نسبت به خروج زنان خود از منزل حساسیت نشان می دادند. به این ترتیب زنان از مهم ترین مرکز تعلـیم و تعلـم – مسـجد – بـه دور ماندنـد و از فرهنگ و معارف اسلامی محروم شدند. به قدری سنت پیامبر(ص) در مورد حضور زنـان در مسجد با وجود تأکیدات مکرر آن حضرت مغفول و متروک گردید که کسی باور نمی کرد زنان در عصر ایشان به مسجد می رفته اند.

موضع ائمه اطهار(ع) در قبال انحرافات

ائمه اطهار(ع) کار حفظ میراث پیامبر(ص) را برعهده داشتند و در همین راستا بود که بـا هر نوع انحرافی که در دین حاصل می شد، مخالفت می کردند. کتب روایی شیعه آکنـده از احادیثی است که نشانگر مخالفت جدی ائمه اطهار(ع) در برابر تمام انحراف های فکـری و فرهنگی در جامعه اسلامی است. از جمله این انحراف ها که کیان اسـلام را در معـرض خطر قرار داده بود، خطر روایات جعلی و اسرائیلی و رواج بـازار قصـه سـرایانی بـود کـه هدف آن هـا سـرگرم داشـتن مـردم بـه امـور واهـی و غفلـت از فسـاد حکـام جـور بـود.

ردپای انحرافات در متون روایی مرتبط با زنان

اسلام جایگاه حقیقی و طبیعی زن را جایگاه ریشه ای در پرورش و آموزش انسان می داند، اما این رسالت عظیم در گذر زمان به سبب توطئه های گوناگون و بازگشت جاهلیـت بـه اسـارت اوهام و خرافات درآمده و سبب گردید در مباحـث زنـان بـین دیـدگاه قـرآن دربـاره آفرینش و جایگاه زن در نظام هستی و برخی از احادیث و مرویات مرتبط با زنان تناقضـی آشکار دیده شود. از نظرگاه اندیشه اسلامی، زن انسانی است که همه مواهب رشد را داراسـت، نقـص وخللی در جوهر وجودش نیست، ابزار تکامل و رشد را به اندازه مـردان واجـد اسـت و در حیات و آفرینش موجودی مستقل بوده و طفیل دیگری نیست. با وجود این در میراث روایی ما ـ با همه ارزشی که برای آن قائل ایم ـ مطالبی در بـاب زنان وجود دارد که به هیچ نصی از قرآن و سنت یا دلیلی برگرفته از آن دو مسـتند نیسـت، بلکه رد پای آن را در افکار جاهلی اقوام و ملل و اندیشـه هـای تـورات و انجیـل محـرف می توان یافت. برای نمونه در کتاب صدوق آمده «حوا از دنده چـپ آدم آفریـده شـد.» یا مجلسی می گوید «اگر مردان نبودند خداوند زنان را نمى آفرید.»

این گونه روایات بیشتر با دیدگاه مسیحیان و یهودیان همخوانی دارد. ادیان یهودی و مسیحی تقریباً هیچ یک انکار نمی کنند که زن در درجه دوم خلقت خداوند قرار دارد و هدف اصلی از آفرینش، خلقت مرد بوده و زن به خاطر مرد خلـق شـده اسـت. مردان یهودی در دعای صبحگاهی از خداوند تشکر می کنند که آنان را زن نیافریده است.

حتی در برخی از متون یهودی، زن عامل فساد، شر و وسوسه معرفی شده و مردان به پرهیز از زنان توصیه می شوند. کتاب مقدس یهودیان حوا را عامل گناه اولیه آدم و مسئول خروج وی از بهشت می داند و می گوید «خداوند به آدم خطاب کرد: …آیا از میوه آن درختی خوردی که به تو گفته بـودم از آن نخوری؟ آدم جواب داد: این زن که یار من ساختی، از آن میوه به من داد و من هم خوردم.» بر همین اساس به باور پیروان این آیین، زن مصدر و منشأ گناه، فساد و جنایات است و سرچشمه تمام فتنه ها و آشوب هاست و به خاطر این که در آغاز آفرینش خود باعث اغوای آدم گردید، یکی از مجازات هایی که خداوند برای او تعیین کرد این بود که او و زنان پـس از او تا ابد تحت حاکمیت و سلطه مرد باشند.

از نظر مسیحیان نیز زن همان حوای مجسم در همه جا بود که آدمی را از فردوس برین محروم ساخت و هنوز آلت مطلوبی بود در دست شیطان برای اغفال مردان و فرستادن آنان به دوزخ. در عهد جدید آمده «آدم فریب نخـورد لکـن زن فریـب خـورد و بـه آدم سرایت کرد.»

از سوی دیگر فیلسوفان غربی نیز زن را موجود فاقد اراده و تصمیم می دانستند. ارسطو می گوید «زنان فاقد اراده و تصمیم هستند. زن، مرد ناقصی است که در مرحله پایین تری از مرد رشد و نمو مـی کنـد. زن از حیث اراده ضعیف است و به همین جهت دارای استقلال رأی نیست و طبیعت آنجا که از آفریدن مرد ناتوان است زن را می آفریند.»

این در حالی است که پیامبر(ص) در مسیر انقلاب تکاملی خویش و در تصحیح افکار جاهلی در مسجد و در جمع یارانش این جمله را بارهاِ تکرار می کنند «دوست داشتنى های من از دنیـا سـه تـا است: زنان، بوى خوش و چشم روشنى من در نماز است.» سیره امامان معصوم(ع) نیز بر شرکت زنان در فعالیت های مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دلالت دارد.

اما حقیقت آن است که به رغم تلاش پیامبر(ص) ریشه های افکار جاهلی در مورد زنـان در میان بسیاری از مسلمانان هنوز پا برجا مانده است؛ افکاری که نـه تنهـا اجـازه بسـیاری از فعالیت های سیاسی و اجتماعی را از زن می گیرد، بلکه اصولاً به او به چشم انسان مستقل و تأثیرگذار نمی نگرد. با این وجود در روایتی از صدوق آمده «هـر کـس از زن خـود فرمـانبردارى کنـد خداونـد او را سـرنگون از بینی اش در آتـش دوزخ افکنـد.» یا مجلسی می گوید «با زنان مشـورت کنیـد، سـپس مخـالف حرف آن ها را انجام دهید، زن مانند دنده چپ است.» آنچه از بررسی این روایات آشکار می شود آن است که متن و تعابیری که در آن ها استفاده شده، همگی تحقیر و تنقیص شخصیت زن را دربرداشته، با اصل کرامت زن و غـایتی کـه از خلقت زنان مراد است، مناسبتی ندارد، بلکه نظیر آن ها را در اندیشه های جاهلی اقوام و ملل و تحریفات عهد قدیم و عهد جدید می توان یافت.

چنین تعابیری وهن نسبت به اسلام بوده و بر این اساس صدور این عبارات از اولیای گرامی اسلام معقول و متصور نیست. دلیل جاودانگی و جامعیت اسلام در اصول عقلانی، ارزش های حاکم بر روابط انسانی و ارتقای شخصیت انسان بوده و متونی که جنسیت را جایگزین هویـت انسـانی می نماینـد، دچار بدعت و تحریفی شده اند که از دیدگاه قرآن مورد ملامت و مذمت شدید است.

جایگاه زن در تعالیم آسمانی اسلام مورد احترام و تکریم بوده و زن در عرصه حیات انسانی تفاوتی با مرد ندارد. اسلام خط بطلان بر انحرافات تاریخی که قرن های متمـادی بـر افکـار انسان ها سایه افکنده بود، کشیده و تحولی شگرف در مسائل زنان ایجاد کرد. دغدغـه مهـم اسلام در مباحث زنان توجه به انسانیت و ارتقای روح انسانی و مبارزه با جنسیت، قومیت، نژاد و ملیت بود و در این راستا با پرداختن بـه حقـوق و جایگـاه زن در نظـام هسـتی، بـا اندیشه هایی چون ناقص بودن زن در خلقت، شر بودن زن، محرومیت از حقـوق انسـانی و حق حیات و… به مبارزه برخاست.

اما صد افسوس کـه بـا رحلـت نبـی اکـرم(ص) و در پـی جریانـاتی کـه بـا طراحـی از پیش تعیین شده اتفاق افتاد، بار دیگر تفکرات جاهلی و تعصبات دیرین در زمینه مسائل زنان رخ برتافت و جایگاه رفیع زن در اندیشه اسلامی را به حضیض ذلت کشاند. نادیـده گـرفتن وصایای پیامبر(ص) در جانشینی امیرمؤمنان علی(ع)، حاکمیت خلفای راشدین، محدودیت ارتباط عامه مردم با امامان معصوم(ع)، جلوگیری از نشر و نقل احادیث پیامبر(ص)، توطئه از سوی یهودیان و گسترش اسرائیلیات در جامعه اسلامی و… نیز زمینه ساز رسـوخ اندیشه های انحرافی در حوزه تعالیم دینی و از جمله در مباحث زنان گردید.

بی شک واپسگرایی امت اسلامی طی عصرهای اخیر به عجز و نـاتوانی آنـان در فهـم موضع درست اسلام در قبال زن بر می گردد. گرچه تفکرات همراه با تعصب جاهلی در فرازهایی از تاریخ زن را از جایگـاه واقعـی خویش دور نموده و حیات او را دستاویز مظـالم و تبعـیض گردانیده، اکنـون فرصـت آن رسیده که علما و دانش پژوهان بصیر با همتی والا و با الهام از فرهنگ غنی اسلام و استمداد از تعالیم حیات بخش اهـل بیـت(ع) تشـنگان حقیقـت و پوینـدگان طریـق هـدایت را از چشمه سار زلال و فیاض معارف قرآنی سیراب کنند و چهره واقعی اسلام و دیدگاه حقیقی پیشوایان دین راجع به زنان را بـه جهانیـان بنمایاننـد و بـه جـای پـرداختن بـه روبناهـا و توجیهات غیر علمی و غیر عقلانی به زیربناها پرداخته و ریشه انحرافـات و کـج رویهـا در مسائل زنان را بخشکانند و دیگر بار زمینه تعالی زن را در پرتو احکام الهی مهیا سازند.

رسالت مهمی که همـواره بـر عهـده علمـای اسـلام بـوده و هسـت آن اسـت کـه بـا مجاهدت های علمی خود نقاب اباطیل و اکاذیبی که چهره اسلام عزیـز را مشـوش جلـوه می دهند کنار زده و ماهیت حقیقی مسلمان نماها و چهره های مقدس مأب را کـه از صـدر اسلام تاکنون بیشترین لطمه ها را بر پیکره اسلام و قـرآن کـریم و شخصـیت والای پیـامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) وارد آورده اند، بر ملا سازند و همگان را با ایـن واقعیـت آشنا سازند که هر آن کس که در کسوت صحابه درآمد و هر آن سخنی کـه نـام روایـت و حدیث یافت و درون کتب روایی و تفسـیری جـای گرفـت، قابـل اعتمـاد نبـوده و آن را از سنجش های دقیق و نقد و بررسی های علمی و عقلی بی نیاز نمی سازد. تلاش مجدانه در جهت آشنا کردن مسلمانان با اهداف غایی قرآن کـریم و کوشـش در جهت پالایش متون روایی مرتبط با زنان از اسرائیلیات، خرافـات و تحریفـات از وظـایف خطیر و ضروری فرهیختگان و دانشمندان اسلامی به شمار می رود.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

*