خانه / اخبار / مطهری، هویت ملی وناسیونالیسم/ نگرش متکلمانه مطهری به ناسیونالیسم

مطهری، هویت ملی وناسیونالیسم/ نگرش متکلمانه مطهری به ناسیونالیسم

پارسانیا گفت: مفهوم ملت در معنای تاریخی آن – در مقابل نحله – بر مجموعه ای از انسان ها اطلاق می شود که بر مدار املای الهی و وحی خداوند وحدت و انسجام پیدا می کنند.

به گزارش روابط عمومی دبیرخانه مفتاح به نقل از خبرگزاری مهر، سمینار ملی «بازخوانی خدمات متقابل اسلام و ایران: نقد روایت مطهری از ناسیونالیسم ایرانی» روز چهارشنبه ۲۹ فروردین در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با حضور ۱۹ تن از اندیشمندان و پژوهشگران حوزه علوم انسانی حوزه و دانشگاه برگزار شد.

تنش دین و ملیت ، امتناع فلسفی و غلتیدن در پیکار سیاسی

محمد علی مرادی در این نشست گفت: تنش بین دین و ملیت ، بطور عام در تاریخ اندیشه اروپائی و اسلام و ایرانیت بطور خاص در تاریخ ایران موضوعی است که از محورهای مهم زندگی فکری متفکران اروپائی و ایرانیان بوده است و اینکه اساسا ورود مسیحیت و اسلام به این سرزمین ها واجد چه پیامد هایی بوده است، این پرسش که در جهان اروپائی از همان لحظه سقوط روم آغاز شد در آغاز دوران جدید به گونه ای دیگر مطرح شد.

وی ادامه داد: در حیات فکری ما نیز می توان ظهور اسلام را در نزد متفکران رده پاهانی از آن را یافت و دنبال کرد اما در دروان جدید در نزد ما به گونه ای دیگر اما با تاخیر ما نیز مطرح شد، بدین شکل با شروع رنسانس با نقد جدی که به دستگاه فکری مسیحی صورت گرفت جدال فکری آغاز شد تا که با رجوع به دوره انتیک تغییری را در مبانی صورت دهد و از منظر مبانی جدید درباره سنت دینی خود را که همان مسیحیت بود را بازسازی کنند این کار در جهان مبنی بدین سان شکل گرفت چرا که فلسفه و متافیزیک در سنت اروپائی تعطیل نشده بود از این رو فلسفه توانست خود را با پرسش های جدید مشغول کنند و پرسش های جدید به فلسفه ارتقا یابد.

وی افزود: اما این کار در جهان ایرانی به گونه ای دیگر رقم خورد چرا که فلسفه دیری بود که در سنت قدمائی بواسطه حملات فقها تعطیل شده بود. از این رو این تنش یعنی اسلام و ایرانیت به پیکار سیاسی یعنی ایدئولوژی تبدیل شد چرا که از یک سو دین داران مسلمان با تجهیز ایدئولوژی اسلامی کوشیدند از هویت اسلامی خود به دفاع برخیزند و از سوی دیگر آنان که نقطه عزیمت آنها دیگر اسلامی نبود به جهان پیش از اسلام رجوع کردند و ایدئولوژی پان ایرانیستی را برای پیکار سیاسی طراحی کردند این ها نیز از آنجا که از فلسفه عدول می کردند این تنش را به شکافی جدی تر تبدیل کردند و بطور عملی ایران و جامعه ایران صحنه پیکار سیاسی از هر دو سو شد و سرمایه فکری و معنوی این جامعه در کلیت اش نه در جهت وحدت اجزاء این جامعه بلکه در پیکار سیاسی مصرف و فرسوده شد.

وی گفت: حجه الاسلام مرتضی مطهری نیز در این زمینه وارد این پیکار شد و توانست موضوع و مسئله را به مسئله ای فلنی تبدیل کند او اگرچه این دغدغه شریف را داشت که به تاثیر متقابل اسلام و ایران تامل کند اما با اصل تاسف از انجا که به اسلوب ها و روشهای فلسفی در این زمینه مجهز بود نتوانست پایه سازنده و جدی برای این تنش فراهم کند تا که با عبور از پیکار سیاسی و ایدئولوژی ، فلسفه ایران در دوران اسلامی را ارتقا دهد و تنش های بزرگ جامعه ایران را به مفهوم دانش و در راستای وحدت فکری و اندیشنده گی ارتقا دهد و زمینه را به گونه ای فراهم کند تا که متافیزیک ایرانی در راستای ایجاد وحدت حرکت کرده و شقاق ها و دوگانگی تاریخی روح ایرانی را التیام بخشد و با ایجاد سیستمی فلسفی که به دوران جدید تعلق داشته باشد و فلسفه و متافیزیک ایران و ایران دوران اسلامی را با روح زمان معابر هماهنگ سازد ، سنگ بنائی نو فراهم کند ، امری تا هنوز هم ما فاقد آنیم.

وی در پایان اظهار داشت: برای این کار مرتضی مطهری می بایست از روشهای فلسفی نو بهره می گرفت و بیش از هر چیز از .. من ایرانی و حرکت می کرد و آنرا تناورده می کرد تا به ،، مای ایرانی ، می رسید. امری که او بدون اینکه انرا اثبات کند در همان صفحات اولیه کتابش انرا مفروض گرفته است و از ما و اسلام ، سخن رانده است و این یعنی عدول از فلسفه و در غلتیدن به ایدئولوژی و ماندن در محورهای بی بنیاد ایدئولوژی ولاجرم در پیکار سیاسی.

ملی گرایی و ناسیونالیسم از منظر استاد مطهری

قادر فاضلی نیز در این نشست گفت: در یک بررسی کلی، ملی گرایی را می توان از دو جهت مورد بررسی قرار داد. ۱- از جهت علاقه به وطن و هر آنچه که به نوعی به وطن وابستگی دارد. ۲- از جهت معیار و ملاک و میزان ارزش قرار دادن وطن و هر آنچه که به وطن مربوط می شود، از قبیل، زبان، و وابستگی های تاریخی و جغرافیایی.

وی افزود: آنچه از نظر استاد مطهری بر اساس برداشت های وی از تعالیم دینی حاصل می شود این است که ، مورد اول یک امر فطری و طبیعی است و هیچ اشکالی ندارد. انسان وقتی در یک منطقه جغرافیایی خاصی به دنیا می آید و بخشی از عمر عزیزش را در آنجا سپری می کنند، طبیعتا به همانجا علاقه مند می شود. با افراد آن منطقه مانوس می گردد و در اثر مرور زمان با هر قطعه ای از آن منطقه، خاطره ای در ذهن او بر قرار می شود .

وی ادامه داد: بعضی از صاحب نظران، حدیث شریف – حب الوطن من الایمان – را در این راستا معنا کرده اند. دوست داشتن مولد و موطن خود، نشانگر ایمان آدمی است. بنابر این دوست نداشتن و بی تفاوتی نسبت به آن، نشانه ضعف ایمان آدمی است. آنچه مورد بحث است و عده ای آن را شدیدا ترویج می کنند و عده ای آن را شدیدا تشریح می کنند، مورد دوم است.

وی افزود: عده ای ملیت و زبان و رنگ و امثال آن را ملاک ارزش قرار داده و ترویج می کنند که لازمه آن تقبیح یا بی اعتنایی به سایر ملیت ها و نژادها و زبانها است . مرحوم استاد مطهری، با نوع دوم شدیدا مخالفت دارند و آن را خلاف معیار عقل و شرع می دانند. زیرا ملاک ارزشمند بودن امور ارزشی، اختیاری و اکتسابی بودن آن است. مسئله رنگ و زبان و ملیت، یک امر جبری و طبیعی است که انسان در اصل آن هیچ نقشی ندارد. آنچه اختیاری است، علم و تقوا است که در قرآن کریم مورد تکریم قرار گرفته است .

فاضلی در پایان گفت: از نظر استاد مطهری، امروزه دولتهای استعماری مسئله ملیت را وسیله ای برای ایجاد نفاق بین ملل مختلف قرار داده اند. برای از بین بردن این وسیله تفرقه باید روشنفکران و آگاهان جامعه به رسالت خطیر خود واقف شوند و اقشار مختلف جامعه را آگاه کنند و آنها را به سوی کسب کمالات سوق دهند. فضیلت هر کسی به دانش و بینش و کمالات انسانی اوست که این کمالات در سایه علم و تقوا حاصل می شود.

اسلام و ناسیونالیسم نگرش ذات انگارانه و متکلمانه مطهری به ناسیونالیسم

حسن محدثی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در این نشست گفت: به گواه آثار مختلف آیت الله مرتضی مطهری، می توانیم او را یک متکلم بدانیم که فیلسوف، مورخ، یا نظریه پرداز اجتماعی. مطهری در خدمات متقابل اسلام و ایران از موضع متکلمی مسلمان به صورتی مدافعه گرانه، اعتقادی اندیشانه، جدلی و در بسیاری موارد توطئه اندیشانه به نقد ایدئولوژی ناسیونالیسم می پردازد.

وی ادامه داد: روشن است که این مدافعه گری و نیز نقد ناسیونالیسم در کنار او ریشه در اندیشه های ایران گرایان زمانه وی دارد و او در مقام پاسخ بدان ها، به دفاع از اسلام برخاسته است. موضع مدافعه گرانه و کلامی او سبب شده است که بحث ها و شواهد و مدعیات تاریخی و فاقد اعتبار لازم در بحث از نسبت متقابل اسلام و ایران شود. این سوگیری در عنوان کتاب نیز نمایان است، عنوانی که می خواهد هم ایرانیان و هم مسلمانان را راضی نماید و مصالحه جویانه است.

وی افزود: او می کوشد نشان دهد علاوه بر این که ایرانیان با طوع و رغبت اسلام را پذیرفته اند، از موهبت آن نیز بهره مند گشته اند. بدین ترتیب، حمله اعراب به ایران و جهان گشایی مسلمانانه در عصر خلفای راشدین در تحلیل مطهری، موهبتی بزرگ برای ایرانیان بوده است. سنجه ای که مطهری برای سنجش موهبت آمیز بودن این حمله در نظر می گیرد، نه تباهی زنده گی ایرانیان در طول دوره طولانی سیطره امویان و عباسیان بر ایران و تفاخر نژادی عرب بر ایرانی، و نه شورش ها و جنبش های ضدعربی ایرانیان، بلکه دست آوردهای کلان تاریخی در دوره ای طولانی از تاریخ ایران و اسلام است.

محدثی گفت: روشن است که چنین سنجه ای در هر اثر محققانه، من عندی و فاقد اعتباری جهان شمول تلقی خواهد شد. علاوه بر این، آنچه از لابه لای آرای مطهری در باب ناسیونالیسم قابل استنباط است، نگرش ذات گرایانه او به ناسیون (ملت) و ناسیونالیسم (ملت گرایی) و عناصر سازنده آن است مطهری ملت را نه همچون برساختی اجتماعی بل که وأجد ذاتی عینی و بیرونی می داند و به جست و جوی مؤلفه های ذاتی و عینی مفهوم ملت می پردازد. علاوه بر این، «خدمات متقابل ایران و اسلام» نشان می دهد که مطهری با نظریه های مختلف در باب ایدئولوژی ناسیونالیسم آشنا نیست. در نهایت، می تواند گفت که آرای مطهری در باب ناسیونالیسم و نیت ایران و اسلام، اثری اعتقادی اندیشانه است.

مطهری ، هویت ملی و ناسیونالیسم

حمید پارسانیا استاد دانشگاه تهران در این نشست گفت: مفهوم ملت در معنای تاریخی آن – در مقابل نحله – بر مجموعه ای از انسان ها اطلاق می شود که بر مدار املای الهی و وحی خداوند وحدت و انسجام پیدا می کنند. فارابی در رساله المله، ملت را همان مدینه فاضله می داند از دیدگاه او عقل و وحی مراتب ظهور حقیقت واحده ای هستند. وحی الهامی است که صاحب عقل مستفاد به عنوان رییس اول و یا رییس مماثل از آن بهره می برد و عقل مفهومی در مراتب تجریدی و تجربی خود ، در تعامل با عقل مستفاد و وحی خصوصا در شرایط غیبت رییس مماثل، کنش های مدینه فاضله را که همان ملت است سازمان می دهد . از منظر فارابی مدینه فاسقه باعدول عملی ومدینه ضاله با تحریف و مدینه جاهله با حذف معرفت عقلی و وحیانی پدید می آید.

وی افزود: در دوران معاصر به دلایل اجتماعی ، تاریخی قابل بررسی، در فارسی کلمه ملت معادل nation و ملی گرایی معادل ناسیونالیسم قرار گرفته است و این در حالی است که که در زبان های ترکی و عربی برای ترجمه آن از شعب ، قوم و مانند آن استفاده کرده اند.

پارسانیا گفت: Nation ریشه در کلمه ناسیو دارد و ناسو از تبار و خون مشترک حکایت می کنند و لکن معنای مدرن آن محصول بازخوانی و بازسازی صورت تاریخی کلمه است . بعد اجتماعی این کلمه در گذشته تاریخ بیشتر از یک تفسیر اسطوره ای بهره برده است . این کلمه در جهان مدرن با چشم پوشی از ابعاد قدسی هستی، هویتی سکولار و دنیوی پیدا کرده است و ترجمه فارسی آن به ملت با آن که خود محصول برخی از عوامل اجتماعی و تاریخی است چالش های فرهنگی و معرفتی و هویتی مهمی را در تاریخ معاصر ایران به دنبال آورده است و شهید مطهری بحث انتقادی خود را نسبت به ناسیونالیسم برای تبیین و حل همین چالش ها سازمان داده است.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

*