خانه / اخبار / وحدت تنها سیاسی نیست؛ وحدت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هم لازم است/ چوب تفرقه لای چرخ مدیریت جامعه
حجت‌الاسلام کتابی در گفت وگو با مفتاح:

وحدت تنها سیاسی نیست؛ وحدت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هم لازم است/ چوب تفرقه لای چرخ مدیریت جامعه

حجت الاسلام کتابی گفت: امروزه این چرخه مدیریت باید متحد و منسجم باشد. متأسفانه امروز این اتحاد در چرخه مدیریت جامعه برقرار نیست، یعنی مدیریت کلان همراهی با مدیریت توسعه و تکامل را یا قبول ندارد یا حرکت نمی‌کند.

امروزه انسجام و یکپارچگی میان مسلمانان نه‌ تنها از ضروری‌ترین مسائل روز به شمار می‌آید، بلکه ادامه حیات آنان به این امر مهم بستگی پیداکرده است. امروز حساسیت به اوج رسیده دنیای غرب به مسلمانان از یک‌سو و عدم احساس مسئولیت مسلمانان نسبت به همدیگر از دیگر سو و نیز فتنه افکنی و قتل‌عام‌های کینه‌ توزانه دسته‌ جمعی و تهاجم مرگبار با سلاح‌های پیشرفته و مدرن و سکوت مجامع بین‌المللی، همدلی و همسویی جهان اسلام را ضروری‌تر می‌سازد و همواره این پیام را می‌دهد که هم‌اکنون حیات و عزت مسلمانان درگرو وحدت است.

با توجه به اهمیت بیش‌ از پیش به این موضوع، گفت وگویی با حجت‌الاسلام‌ والمسلمین محمدرضا کتابی، عضو هیأت‌ علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم داشتیم که در ادامه آن را ملاحظه می‌کنید؛

سابقه قرآنی بحث وحدت و انسجام چیست؟

روح حاکم بر کلیه آیات قرآن به سمت وحدت و اتحاد و انسجام جامعه اسلامی تأکید می‌کند. در خصوص این موضوع می‌توان به آیاتی چون «ان المومنین اخوه»، «یدالله مع الجماعه»، «واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا»، «تعاونوا علی البر و التقوی»، «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولوالامر منکم» و بسیاری از آیات دیگر اشاره نمود.

همچنین گناهانی که تأکید می‌شود از آن دوری کرده و عقاب آن هم زیاد است، گناهانی است که اتحاد و الفت و وحدت را از بین برده و بی‌اعتمادی در جامعه ایجاد می‌کند. از جمله این گناهان که در قرآن نیز به آن‌ها اشاره ‌شده است، غیبت و تهمت و بهتان می‌باشند. لذا در قرآن از یک ‌طرف تأکید بر وحدت و انسجام و از طرف دیگر بر عدم تفرقه و تشتت تأکید شده است. در نهج‌البلاغه هم حضرت علی(ع) بسیار بر این مسئله تأکید می‌کند. مثلاً ایشان می‌فرمایند که امت‌های پیشین قوی بودند، اما وقتی در آن‌ها اختلاف ایجاد شد، ضعیف شدند.

سطوح و محور وحدت و انسجام چیست؟

در سه سطح می‌توان وحدت و انسجام را ملاحظه کرد: اتحاد و انسجام ملی، اتحاد و انسجام منطقه‌ای و جهان اسلام و اتحاد و انسجام جهانی که منظور ما مستضعفین و موحدین عالم می‌باشند. همچنین وحدت و انسجام محور می‌خواهد. محور وحدت و پایگاه تفاهم در گام اول می‌تواند بر اساس سه تقسیم‌بندی تکوینی، تاریخی و اجتماعی صورت پذیرد. مهم‌ترین محور وحدت و انسجام توحید است که مربوط به بحث تکوینی است. همه مخلوقات و از جمله انسان‌ها عبد و مخلوق خدا هستند و همه در یک‌ جهت واحد خلق ‌شده‌اند که آن جهت واحد، عبودیت و بندگی خداوند متعال است. لذا توحید بزرگ‌ترین ظرفیت را برای وحدت ایجاد می‌کند.

محور تاریخی وحدت و انسجام نبوت تلقی می‌شود، یعنی انبیایی که از طرف خداوند برای هدایت بشریت آمده‌اند و همه پیامبران مقدمه‌ساز رسالت پیامبر خاتم بوده‌اند، لذا حتی حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید که خدا به ‌واسطه پیامبر اکرم (ص) شکاف‌های اجتماعی جامعه را به وحدت تبدیل نمود و پس‌ از آن که آتش اختلافات در دل‌ها سایه افکنده بود، بین آن‌ها همدلی ایجاد نمود. پس اگر همه انسان‌ها برای عبودیت خلق‌ شده‌اند. محور عبودیت و توحید که با عبودیت او همه بندگی‌ها اتفاق می‌افتد و وسیله هدایت بندگان می‌شود، پیامبر گرامی اسلام است.

محور وحدت و انسجام در بعد اجتماعی، امامت و ولایت است. اهل‌بیت(ع) که رشد و بلوغ جامعه شیعه را در دست داشته‌اند، در سه‌ گام انسان‌ سازی، جامعه سازی و تمدن سازی جامعه جهانی تلاش نموده‌اند. سعی اهل‌بیت(ع) این بود که بلوغ و ظرفیت‌های روحی و عاطفی را حول محور محبت اهل‌بیت(ع)، قرآن، پیامبر اکرم(ص) و عاشورا رقم بزنند. لذا وقتی امام زمان(عج) هم ظهور کنند، کلام خود را با روضه ابراز می‌کنند، چون می‌خواهند تمایلات و عواطف را حول محور امام حسین(ع) جمع کنند.

در جامعه امروز ما مهم‌ترین محور وحدت و انسجام که توطئه‌های دشمن را خنثی کرده و در جامعه اتحاد و انسجام ایجاد کرده و امت را به ‌سوی اهداف متعالی می‌برد، ولایت ‌فقیه است. در کنار این محور وحدت‌ آفرین تمایلات و علاقه‌های مشترک مثل محبت به شهدا نیز وحدت به بار می‌آورد. مثلاً پیکر شهید حججی وقتی به میهن برمی‌گردد یک همدلی بسیار خوبی میان مردم شکل می‌گیرد. به ‌علاوه نمادهای مذهبی مثل نماز جمعه، نماز جماعت، اربعین، حرم امام رضا(ع) و… هرکدام محور اتحاد و انسجام اجتماعی تلقی می‌شوند.

ضرورت‌های وحدت و انسجام چیست؟

پروژه امت واحده یک امت همدل و منسجم است که در کنار هم یک مسیر را دنبال کرده و اهداف مشترکی دارند. دستیابی به آن اهداف و آرمان‌ها منوط به این است که ظرفیت‌ها با هم تجمیع شود. اختلاف و تفرقه سبب می‌شود ظرفیت‌ها با هم پیوند نخورند و حاصلی جز شکست و اضمحلال نداشته باشد. اتحاد و انسجام در هر موضوعی سبب رشد و تقویت آن موضوع می‌شود.

به ‌عنوان ‌مثال سه بعد اندیشه، انگیزه و رفتار انسان را در نظر بگیریم. رشد انسان وقتی اتفاق می‌افتد که این سه بعد در انسان هماهنگ باشند، یعنی ابعاد روحی، فکری و رفتاری انسان در یک مسیر باشند. وقتی جهت‌گیری شخصی یک سمت و نظام فکری سمت دیگر و رفتارش نیز طرف دیگر است، اصلاً قوای انسان باهم متحد نشده و رشدی حاصل نمی‌شود. لذا جامعه بشری بدون وحدت و انسجام و اتحاد به اهداف خود نخواهد رسید.

بنابراین می‌توان گفت سه بعد اصلی وحدت و انسجام، همدلی هم‌ فکری و همکاری می‌باشند. جامعه‌ای که با هم همدل و اهداف مشترکی دارند و علایق، جهت‌گیری و موضع‌گیری آن‌ها نیز مشترک است طبیعتاً جهت دستیابی به آن هدف نیز با هم تلاش و مجاهده می‌کنند. اصولاً تشکیل جامعه بدون وحدت و انسجام ممکن نیست. اگر علایق مشترک بر سر دنیا یا آخرت وجود نداشته باشد، طبیعتاً جامعه‌ای شکل نمی‌گیرد تا وقتی همدلی نباشد اصلاً عده‌ای دور هم جمع نمی‌شوند.

این ‌همه تأکید قرآن و روایات و ولی جامعه بر اتحاد و انسجام به خاطر این است که بنیان تکامل جامعه وحدت است. این وحدت در همدلی، هم ‌فکری و همکاری اجتماعی خودش را نشان می‌دهد و به ‌واسطه این سه بُعد نظام ارزشی مشترک شکل می‌گیرد. به‌ علاوه به میزانی که اتحاد و انسجام در جامعه از بین برود طبیعتاً تکمیل ظرفیت‌ها و جهت‌گیری‌های مشترک اتفاق نیفتاده و باعث نابودی آن جامعه می‌گردد.

ارکان وحدت و انسجام شامل دولت و حاکمیت، ملت و مردم و اصناف و گروه‌ها هست. یعنی در جامعه‌ای وحدت و انسجام شکل می‌گیرد که همدلی، هم ‌فکری و همکاری بین دولت و حاکمیت، ملت، مردم، اصناف و گروه‌ها اتفاق افتد و این‌ها با هم دیگر باید یک هدف مشترکی را دنبال کرده و به دنبال آن ساختارها و نهادها با یک دیگر هماهنگ شوند تا کار پیش رود.

ضرورت انسجام در سطح مدیریت اجتماعی به چه صورت است؟

در سطح ملی و جامعه خود ضرورت انسجام در بُعد مدیریت اجتماعی خیلی مهم است. سه سطح مدیریت اجتماعی را می‌توانیم تعریف کنیم: سطح توسعه و تکامل، سطح مدیرت کلان و سطح مدیریت خرد. مدیریت توسعه و تکامل جامعه بر عهده ولی جامعه(ولی‌فقیه) است. در این سطح ایشان حافظ جهت‌گیری‌های جامعه بوده و از تشتت و اختلاف و تفرقه در جامعه جلوگیری می‌کند.

همچنین ایشان جهت‌گیری جامعه را به سمت اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی پیش می‌برد. مهم‌ترین آرمان انقلاب اسلامی تمدن اسلامی است که برای مقدمه ‌سازی عصر ظهور ضروری بوده و امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری نیز بر آن تأکید داشته و دارند. لذا اتحاد و انسجام در رسیدن به این آرمان بزرگ نقش غیر قابل ‌انکاری دارد. همچنین مقام معظم رهبری در این راستا موازنه قدرت در برابر کفر ایجاد کرده و دائم دشمن را رصد و کنترل می‌کند و سعی دارد او را تضعیف کند. مدیریت کلان همان مدیریت ریاست جمهوری است که موضوعات، عناصر و ساختارهای مختلف را هماهنگ می‌کند. مدیریت خرد به‌ عنوان‌ مثال یک وزارتخانه یا یک کارخانه می باشد.

امروزه این چرخه مدیریت باید متحد و منسجم باشد. متأسفانه امروز این اتحاد در چرخه مدیریت جامعه برقرار نیست، یعنی مدیریت کلان همراهی با مدیریت توسعه و تکامل را یا قبول ندارد یا حرکت نمی‌کند. مدیریت کلان برای این‌که بخواهد اهداف و آرمان‌ها را محقق کند، احتیاج به الگوهای اسلامی دارد که با الگوهای سرمایه‌داری و مادی نمی‌توان به الگوهای اسلامی دست ‌یافت لذا اگر مدیریت کلان و خرد و توسعه جامعه یک حرکت واحد نداشته باشد همدیگر را خنثی می‌کنند.

البته رهبری در حال بیان و تبیین وحدت گفتمانی در میان تقابل‌های قدرت جامعه بوده و الگوهای مناسب مدیریت در بخش‌ها و ساختارهای مختلف جامعه که به ‌واسطه وحدت و انسجام ما را به سمت آرمان خود رهنمود می‌کند را نیز گوشزد می‌نماید.

مشکل ما بیش از این‌که سیاسی باشد، فرهنگی است. هر دولتی که بخواهد تصمیم‌گیری کند، باید بر اساس کارشناسی تصمیم بگیرد. لذا اگر رأی کارشناسی اسلامی نباشد، دولت همان تصمیمی را می‌گیرد که کارشناس غربی می‌گیرد.

موانع و چالش‌های شکل‌گیری وحدت و انسجام را در چه مواردی می‌بینید؟

یک سری از موانع عام هستند که شامل پیروی از شیطان و هوای نفس، عدم ولایت‌پذیری، عدم بصیرت کافی، عدم دشمن‌شناسی، ساده‌نگری و… می‌شود. از موانع خاص وحدت و انسجام می‌توان به حزب‌بازی، قبیله گرایی، جدایی‌طلبی، تعصبات قومی و قبیله ای و…اشاره نمود.

در سطح ملی و اجتماعی یکی از عوامل عدم وحدت و انسجام بی‌عدالتی است. اگر در جامعه بی‌عدالتی باشد، اهل جامعه به آن دولت و حاکمیت اعتماد نخواهند کرد. در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی جهان اسلام از عوامل عدم وحدت و انسجام حاکمیت نالایق و مستبد و وابسته‌ای است که اجازه نمی‌دهد ظرفیت‌های جهان اسلام در خدمت اسلام قرار بگیرد و لذا سعی می‌کند این ظرفیت‌ها در خدمت نظام کفر و سرمایه‌داری و غربی مورد استفاده قرار گیرد.

 تفکرات و اختلافات فرقه‌ای و مذهبی نیز به ‌عنوان مهم‌ترین عوامل عدم وحدت و انسجام شناخته می‌شوند، به‌ طوری‌که امروزه دشمن سعی می‌کند این عامل را پر رنگ جلوه دهد. به ‌عنوان ‌مثال دشمن دین جدید پدید آورده و در مقال دین واحد قرار می‌دهد و سعی در ایجاد تشتت و اختلاف دارد. تمام تلاش دشمن این است که ظرفیت‌های امت اسلام را پراکنده کند، اما مقام معظم رهبری با پروژه‌ی وحدت سعی می‌کند پروژه امت واحده را جلو ببرد.

امروز مهم‌ترین عاملی که مانع دستیابی ما به اهداف خود می‌گردد تمدن غرب است که سلطه جهانی دارد، اما با این ‌حال انقلاب اسلامی آرام آرام دارد پروژه امت اسلامی را جلو برده و در جهان اسلام نیرو سازی می‌نماید و این توازن قدرت در حال به هم خوردن است.

در جامعه خود باید یک نوع آسیب‌شناسی از عوامل وحدت زدا خصوصاً در لایه‌های هم‌فکری و کارشناسی صورت گیرد. مشکل ما سیاسی نیست، مشکل ما خلاء نرم‌افزاری و عدم نرم‌افزارهایی است که اهداف و آرمان‌ها و جهت‌گیری‌های مشترک را نمی‌تواند تبدیل به هم‌ فکری و همکاری کند. در واقع ادبیات، نظام فکری، نظام دانش و سبک زندگی دینی را نمی‌تواند فعلاً در الگوهای خود ایجاد کند. لذا ما باید تولید علم دینی کنیم و بعد مدل‌ها و الگوهای خود را سامان ببخشیم.

عدم توجه به اتحاد و انسجام چه پیامدها و آثاری را می‌تواند به دنبال داشته باشد؟

اگر اتحاد و انسجام نباشد اصلاً جامعه‌ای شکل نمی‌گیرد. اگر اتحاد و انسجام هم باشد اما جایگزین آن تفرقه شود همه فتوحاتی که داشتیم نیز از دست خواهد رفت. لذا تفرقه‌ای که ایجاد می‌شود سبب اضمحلال جامعه شده و آن جامعه در نظام سلطه جهانی نیز حل خواهد شد. اختلافاتی که منجر به عدم اتحاد و انسجام شده سبب می‌شود که نعمت، عزت و کرامت از دست برود. همچنین سبب گمراهی انسان شده و به دنبال آن، عدالت اجتماعی از بین رفته و بی‌عدالتی حاکم شود.

اگر گروهی از دولتمردان به اتحاد و انسجام توجه نداشته و موجب تفرقه‌افکنی شدند، تکلیف چیست؟

حاکمیت و دولتی که در جامعه فعلی ما می‌آید برآیند ظرفیت‌ها و انتخاب‌های مردم ماست. لذا در صورت وجود تفرقه از سوی دولت ابتدا باید نقد سازنده وارد کرد. همچنین آسیب‌شناسی دقیق فرهنگی در این زمینه انجام داد و سپس به‌طور مرتب گفتمان خود را تبیین کرده و آن گفتمان نادرست را از طریق شاخص‌هایی چون گفتمان امام راحل، مقام معظم رهبری و وصایای شهدا نقد کنیم. البته روش‌های مختلفی برای نقد کردن وجود دارد که روش مناظره به نظر خیلی کارآمد است.

برای نمونه درباره برجام هم این تعهد سبب شده که نسل جدید که قبلاً بدعهدی‌های آمریکا را مشاهده نکرده بودند، تجربه جدیدی را به دست آورده و بیشتر دشمن را بشناسند.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

*