خانه / اخبار / چرا اسلام آزادی فکر را می‌پذیرد ولی آزادی عقیده را نه؟/ شکوفایی تمدنی در گرو آزاداندیشی
حجت‌الاسلام سلیمانی تبیین کرد:

چرا اسلام آزادی فکر را می‌پذیرد ولی آزادی عقیده را نه؟/ شکوفایی تمدنی در گرو آزاداندیشی

عضو هیئت علمی دانشکده فلسفه دانشگاه مفید با بیان اینکه اسلام، تفکر و آزادندیشی را بدون چارچوب، ضابطه و حد و مرز پذیرفته است گفت: البته اسلام آزادی عقیده را به معنای پایبندی به هر باوری بدون تعقل و اندیشه به رسمیت نمی‌شناسد.

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالرحیم سلیمانی، عضو هیئت علمی دانشکده فلسفه دانشگاه مفید در گفت‌وگویی؛ با بیان اینکه اندیشه، مقوم انسانیت انسان است و اگر اندیشه از او گرفته شود، دیگر انسان نخواهد بود گفت: برخی فکر می‌کنند، اندیشه‌ورزی یعنی بیمناک و غمناک بودن، در حالی که اندیشیدن به معنای تفکر است که ماحصل عقل انسان است.

وی افزود: انسان باید غریزه خود را هم تحت حاکمیت تعقل و اندیشه خود در بیاورد و همین مسئله سبب تفاوت میان انسان و حیوان است.

سلیمانی با بیان اینکه آزادی، ذاتی اندیشه است عنوان کرد: در ادبیات دینی ما مانند آیه ۱۵۷ سوره اعراف «… وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ …» آمده که پیامبر(ص) غل و زنجیر را از فکر و اندیشه مردم برداشت؛ بنابراین مهم‌ترین تکلیف انسان اندیشیدن است و در ذات این اندیشه، آزادی وجود دارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه مفید با اشاره به مرز اندیشه با بیان اینکه خود اندیشه این چارچوب را تعیین می‌کند عنوان کرد: در لسان دینی، تفکر، بهترین عبادت است و حتی در روایت بیان شده که هیچ عبادتی بالاتر از اندیشیدن نیست لذا اندیشیدن، چارچوبی ندارد.

سلیمانی بیان کرد: مرحوم مطهری به واسطه اندیشمندبودن، منحصر بفرد شده است؛ زیرا در درجه اول در آثار و زندگی خود نشان داد که شخصا، آزاداندیش است؛ البته این به معنای نداشتن نقد به ایشان و یا عدم اشکال در آراء او نیست ولی وی واقعا اندیشمند بوده و آنچه گفته است محصول اندیشه او است.

عضو هیئت علمی دانشکده فلسفه دانشگاه مفید بیان کرد: اگر کسی دائما در آرای خود در زندگی دچار تحول شد نشانه عدم اندیشمندی او است البته اگر کسی سخنی را  در جوانی بگوید و بعد در میانسالی و بزرگسالی هم به آن قائل باشد نشانگر اندیشمندی او از جوانی است، ضمن اینکه اگر کسی یکی دو بار در زندگی دچار تحول در آراء شود طبیعی است ولی جوزدگی خلاف اندیشمند بودن است.

سلیمانی اظهار کرد: سخن ناشی از اندیشه‌ورزی فرازمانی و فرامکانی می‌شود، آثار مرحوم مطهری از این دست است؛ یعنی هنوز هم به درد می‌خورد و جدید و مفید است؛ وی ۲۰ سال بعد از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در مورد این اعلامیه سخن گفته است که هنوز که هنوز است در میان عالمان سنتی ما کسی بهتر از وی در این زمینه حرف نزده است که نشان می‌دهد اندیشه آزاد داشته و اسیر جو نبوده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه مفید تصریح کرد: رشد مادی و معنوی انسان و جامعه از دید شهید مطهری، تنها و تنها در گرو آزاداندیشی است، همچنین از دید ایشان، شکوفایی تمدنی در گرو آزاداندیشی است؛ ایشان فرموده اگر به مردم در مسائلی که باید در آن فکر کنند آزادی فکری ندهیم یا روحشان را بترسانیم که در فلان موضوع دینی اگر فکر کنند مبادا دچار وسوسه شوند و با سر در آتش جهنم بروند رشد نخواهند کرد و پیشرفتی ندارند؛ این حرف برخلاف سخنانی است که برخی می‌گویند نباید اندیشه‌های باطل در جامعه مورد نقد و بررسی قرار بگیرند.

وی افزود: از دید مطهری، دین می‌گوید: «لا اله الا الله» را که بر اساس منطق و اندیشه به آن نرسیده‌ای نمی‌پذیرم؛ نبوت و معادی را که براساس رشد فکری قبول نکرده‌ای به درد نمی‌خورد؛ بنابراین ما اگر فقط کتبی در جامعه نشر دهیم که توحید را ثابت کند بدون آن که شبهات ضد توحید هم طرح شود آزاداندیشی شکل نمی‌گیرد. از دید مطهری، اسلام رشته تقلید را از اساس پاره کرده و اصول دین را بدون درک آزادنه نمی‌پذیرد و چنین مکتبی مردم را مجبور نمی‌کند که بیایید اسلام را به زور بپذیرید.

سلیمانی عنوان کرد: آقای مطهری با صراحت فرموده‌اند که اگر شخصی پرچم دینی را بلند کرده ولی مخالف آزادی است، بدانید به مکتب خود ایمان، اعتماد و اعتقاد ندارد؛ مطهری می‌گوید هر مکتبی که به خود ایمان و اعتقاد ندارد جلوی آزاداندیشی را می‌گیرد که نمونه آن کشورهای کمونیستی بودند؛ زیرا از زیر سؤال رفتن ایدئولوژی رسمی خود بیم داشتند.

استاد فلسفه دانشگاه مفید بیان کرد: مرحوم مطهری معتقد بود که باید کرسی مارکسیسم در دانشکده الهیات دانشگاه تهران ایجاد شود و استادی که کاملا به این عقیده مومن، معتقد و مارکسیست واقعی است، صاحب کرسی تدریس شود و ما هم بیائیم و حرف‌های خودمان را زده و از منطق اسلام دفاع کنیم، هیچ کسی هم مجبور نیست یک منطقی را بدون استدلال بپذیرید.

استاد و محقق دانشگاه مفید با اشاره به کتاب امدادهای غیبی شهید مطهری عنوان کرد: ایشان سؤال کرده که از جهل، بدتر هم چیزی هست؟ و بعد توضیح داده که «جمود» از جهل هم بدتر است؛ ایشان معتقد است کسی که جاهل است ولی به جهلش آگاهی دارد و درصدد رفع آن است بهتر از عالمی است که فکر می‌کند دانا به همه چیز است و به واسطه آن مغرور است؛ از دید ایشان، دانش بشر همیشه نسبت به کل دانش اندک است و عالم واقعی همیشه به جهل و نادانی خویش واقف است.

این محقق و استاد دانشگاه اظهار کرد: از نگاه ایشان، عالم واقعی بدون دلیل چیزی را انکار نمی‌کند و بدون دلیل چیزی را نمی‌پذیرد؛ عالم اگر مغرور بود، عالم نیست و روحیه علمی ندارد زیرا روحیه علمی یعنی پیرو استدلال بودن؛ وی فرموده اگر کسی ۲۰ مدرک دانشگاهی دارد ولی سخنی را بی‌دلیل رد و یا می‌پذیرد عالم واقعی نیست، زیرا علم ذاتا با جزم‌اندیشی ناسازگار است.

سلیمانی با اشاره به دیدگاه مطهری در مورد روحانیت شیعه و اهل سنت ادامه داد: از دید ایشان چون روحانیت شیعه دستش در جیب مردم است باید دنباله‌رو عوام باشد تا بتواند با وجوهات خود را اداره کند؛ لذا حریت ندارد اگرچه قدرت دارد ولی روحانیت اهل سنت، چون پولش را از دولت می‌گیرد قدرت ندارد ولی حریت دارد، صورت سومی نیز هست که روحانیت مجبور است هم از عوام و هم حکومت حرف‌شنوی داشته باشد یعنی نه قدرت دارد و نه حریت.

عضو هیئت علمی دانشگاه مفید با اشاره به اصل عدل در اسلام با نگاه شهید مطهری که در کتاب ۲۰ گفتار به آن پرداخته شده است عنوان کرد: ایشان به این بحث پراخته که افعال ذاتا قبیح و یا حسن هستند و یا اینکه هر چه خدا بگوید حسن و قبیح است؛ ایشان می‌گوید اشاعره معتقد بودند که هرچه خدا بگوید؛ از دید مطهری عامه مردم این تفکر را می‌پذیرفتند؛ زیرا فکر و تعقل را در مقابل دین و خطرناک  می‌دانند، در حالی که عقل آن‌قدر در دین جایگاه دارد که بتواند خوب و بد را تشخیص دهد.

سلیمانی ادامه داد: شهید مطهری جنگ جمود و روشن‌اندیشی در جریان عدلیه را متذکر شده و فرموده است که متاسفانه در این جنگ، جمود و رکود و تاریک‌اندیشی فائق آمد و از این راه خسارت ها به عالم اسلام وارد شد نه خسارت مادی بلکه معنوی و فکری. از دید ایشان در آدمی حسی هست که گاهی به خیال خود می‌خواهد در برابر امور دینی زیاد خضوع کند ولی تا حدی خضوع می‌کند که خلاف خود دین است؛ یعنی چراغ عقل و خرد را تعطیل می‌‌کند به خیال اینکه به دین خدمتی کرده است در حالی که راه دین را هم گم می‌کند.

وی همچنین اظهار کرد: در چند بند از اعلامیه جهانی حقوق بشر بحث از آزادی فکر و عقیده است؛ ایشان معتقد است ما آزادی عقیده را ارزشمند نمی‌دانیم و نمی‌توانیم بپذیریم و از این جهت اعلامیه با اسلام مخالف است؛ اگر ما از زاویه خداوند نگاه کنیم خداوند فرموده که شما آزاد هستید هر طور که می‌خواهید بیاندیشید و فکر کنید و باید اندیشه کنید و این اندیشه حد و مرز هم ندارد (اعم از اصول و فروع دین) و بلکه واجب است؛ شهید مطهری می‌گوید که خدا به انسان گفته آزاد است هر چه می‌خواهد اندیشه کند ولی انسان نباید به هر باور و عقیده‌ای تن بدهد بلکه باید به باورهای درست، عقیده صحیح، مستدل و حق معتقد باشد که حرف درستی است.

استاد دانشگاه مفید بیان کرد: ایشان عقیده‌ای را منفی می‌داند که دلبستگی در آن باشد که حاضر نیست هیچ برهان و استدلالی را بشنود و یا بپذیرد؛ بنابراین اگر برای عقیده، فکر و اندیشه نباشد مواخذه می‌شود ولی اگر در انسان فکر و اندیشه بود ولی باز خلاف اندیشه مشی کند باز هم مواخذه می‌شود.

سلیمانی تاکید کرد: دیدگاه اسلام این است که اندیشه آزاد است ولی ما حق ندارم هر عقیده‌ای را بپذیریم و جمود در آن داشته باشیم مگر اینکه عقیده درست و حقی باشد.

عضو هیئت علمی دانشکده فلسفه دانشگاه مفید با بیان اینکه خداوند برای اندیشه آزاد هیچ مرزی قرار نداده است ولی برای اعتقاد، چارچوب خاصی تعریف کرده که تخطی از آن باعث مواخذه خواهد شد به مسئله کتب ضاله و فیلم‌های گمراه‌کننده اشاره و اظهار کرد: در همه جای دنیا برای فیلم‌های مستهجن و ضد اخلاق، محدودیت‌های عقلائی وجود دارد که می‌توان برای کتب ضاله هم این محدویت را قائل شویم ولی نباید هر کتابی را جزء مصادیق آن بیاوریم یا نباید هر شبهه‌ای بر ضد عقائد ما را هم جزء این کتب بدانیم.

 انتهای پیام/

منبع: خبرگزاری قرآن (ایکنا)

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

*