خانه / اخبار /

استادیار موسسه امام(ره) در گفت‌وگو با مفتاح:

روحانیت حضور حرفه‌ای و تعیین کننده‌ای در ساختار موجود رسانه ندارد

استادیار موسسه امام(ره) در گفت‌وگو با مفتاح:

روحانیت حضور حرفه‌ای و تعیین کننده‌ای در ساختار موجود رسانه ندارد

روحانیت در بخش مقدّمات منتِج به تولید برنامه‌ها، تهیه محتوا، مدیریت پیام، ایده‌پردازی، سناریونویسی، مشاوره‏‌های تخصّصی، نظارت کارشناسانه، نقد و ارزیابی و به طورکلی در عرصه‌ای که اصطلاحاً «دین‌رسان‌ها» نام گرفته، حضور حرفه‌ای و تعیین‏‌کننده‌‏ای در ساختار موجود رسانه ملی ندارد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح، یک تیرماه به مناسبت تأسیس سازمان تبلیغات اسلامی، روز تبلیغ و اطلاع رسانی دینی نامگذاری شده است. به همین مناسبت در گفت‌وگو با سید حسین شرف‌الدین، استادیار موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به بررسی «رسانه دینی، چیستی و چرایی» پرداختیم که در ادامه متن آن را ملاحظه می‎کنید؛

مفتاح – ضرورت و جایگاه فقه رسانه چیست؟

فقه رسانه به عنوان یک نظام هنجاری یکی از مولفه‌های ساختی اجتناب ناپذیر یک رسانه دینی(اسلامی) شمرده می‌شود. بدیهی است که رسانه دینی در ضرورت برخورداری از یک مجموعه قوانین، مقررات، آیین نامه‌ها، دستورالعمل‌های مدون و نانوشته برای هدایت رفتارهای درون سازمانی و برون سازمانی خود وضعیتی کاملاً مشابه با سایر رسانه‌ها دارد. متابعت عملی یک رسانه و عوامل و کارگزاران آن در فعالیت‌های حرفه‌ای خود از یک نظام هنجاری لازمه هر نوع فعالیت رسانه‌ای در سپهرعام است.

تفاوت بیشتر در مفروضات بنیادین، نوع قوانین و دستورالعمل‌ها، منبع و مرجع اخذ آن‌ها، منطق استنباط، اهداف، سیاست‌ها و اموری از این دست است. بی شک تنها منبع و مأخذ بایسته و مشروع برای اخذ و استنباط این نظام هدایتگر برای یک رسانه دینی و اسلامی، شریعت و فقه و در ضمن آن اخلاق اسلامی‌است. در وضعیت موجود اگر چه رسانه ملی به استناد فتاوای امام(ره)، مقام معظم رهبری و مشهورات فقهی شیعه سیاست‌های کلان و خطوط قرمز خود را تعریف کرده، اما اهل نظر واقفند که در تراث فقهی موجود باب یا کتابی تحت عنوان فقه رسانه یا فقه ارتباطات جمعی و اجتماعی ناظر به نیازها و ضرورت‌های هنجاری رسانه‌ها برای فعالیت در یک بافت دینی وجود ندارد؛ اگر چه زمینه‌های آن کم و بیش فراهم آمده و اقدامات پراکنده‌ای نیز در حال وقوع است.

رسانه ملی نیز حسب ضرورت‌های طرح شده در سال‌های بعد از انقلاب، تلاش وافری در تهیه و تدوین مجموعه‌ای از قواعد و رهنمودها تحت عنوان آیین‌های برنامه‌سازی صورت داده که تقریباً جهت‌گیری عام و بایسته‌ها و نابایسته‌های فقه و اخلاق اسلامی ‌و انتظارات عرف متشرعان از یک رسانه دینی در آن ملحوظ شده است. خرده‌گیری‎ها و انتقادات غالباً نه به این قواعد که بیشتر به نحوه رعایت آن‌ها در مقام عمل و الزام ارباب رسانه به تبعیت از آن‌ها ناظر است.

گفتنی است که در رسانه‌های جمعی موجود، علاوه‌بر آیین نامه و دستورالعمل‌های عام مصوب توسط نهادهای ملی یا بین‌المللی، غالباً از یک نظام هنجاری دیگر به نام «اخلاق کاربردی» در فعالیت‌های حرفه‌ای خود تبعیت کرده یا ملزم به تبعیت‌اند. یک رسانه دینی نیز به اقتضای فعالیت‌های سازمانی و موقعیت‌های سیال خود علاوه بر خطوط کلی ترسیم شده توسط فقه و قوانین برآمده از آن به این نظام اخلاقی به عنوان مکمل نیز نیازمند خواهد بود که باید توسط کارشناسان رسانه و فلسفه‌دانان اخلاق‌ همسو با معیارهای فقهی تعیین و تصویب شود.

مفتاح – مبانی و عناصر اصلی رسانه دینی چیست؟

در بیان چیستی، چرایی، مبانی و اهداف رسانه دینی و الگوی تحقق آن به لحاظ ساختاری و کارکردی، دیدگاه‌ها و رویکردهای مختلفی وجود دارد. این بحث از ابتدای ظهور و ورود رسانه‌های جمعی مدرن و ضرورت بهره‌گیری از آن‌ها در فرآیند تبلیغ تعالیم و آموزه‌های دینی مورد توجه برخی از ‌اندیشمندان مسیحی و مسلمان قرار گرفت و البته برغم چند دهه سابقه تاریخی، مواضع راهبری و هدایت‌گری در آن اتخاذ نشده است.

ظهور عینی برخی نمونه‌ها همچون رادیو معارف یا شبکه قرآن در ایران و مشابه آن در سایر کشورهای اسلامی و مسیحی رفته رفته زمینه طرح دیدگاه‌های منقح‌تری را فراهم ساخته است. برخی دیدگاه‌ها با رویکردی کارکردگرایانه تمایز رسانه دینی از رسانه‌های مشابه را در ایفای نقش‌ها و بسترسازی جهت تحقق برخی آثار و نتایج در ذهن و رفتار مخاطبان و فضای عمومی جامعه آنان قلمداد کرده‌اند.

رسانه دینی و اسلامی رسانه‌ای است که به ترویج، تقویت و تعمیق اطلاعات و معلومات دینی(معارف و‌ اندیشه‌های کلامی، فلسفی، عرفانی، تفسیری، فقهی، اخلاقی، تاریخی) اهتمام کند؛ بینش‌ها،‌ ارزش‌ها، گرایش‌ها، نگرش‌ها،‌ هنجارها، نمادها و رفتارهای دینی را تقویت کند؛ زمینه شکوفایی استعدادها و ظرفیت‌های فطری در جهت کمال نفسانی و تعالی روحی را فراهم آورد؛ روح عبودیت و بندگی، اخوت ایمانی و مسئولیت اجتماعی را در آحاد مومنان تقویت کند و ایشان را به تفکر و تعمق، التزام عملی به رعایت احکام فقهی و اخلاقی، تزکیه روحی، تهذیب نفسانی و تعامل انسانی با همنوعان ترغیب و تشویق نماید؛ آنان را به سبک‌های مرجح زیستی مورد نظر اسلام در ساحت‌های مختلف زندگی تشویق کند؛ شخصیت‌های الگویی مورد تایید نظام ارزشی اسلام را تبلیغ و معرفی کند؛ ایشان را به ضرورت‌های زمان و اقتضائات دوران توجه دهد، و…؛ متقابلاً در بخش سلبی نیز آن‌ها را از همه نابایسته‌های فقهی، اخلاقی و عرفی همچون هواپرستی، لهو و لعب، مصرف‌گرایی، دنیاخواهی، مادی‌گرایی، پوچ انگاری، بی بندوباری و… برحذر دارد.

برخی دیدگاه‌ها بیشتر به جنبه‌های ساختاری رسانه دینی عطف توجه کرده‌اند. رسانه دینی رسانه‌ای است که در عمل به رعایت ارزش‌ها و هنجارهای فقهی و اخلاقی دین یا مورد تایید دین در مقام تولید و ارائه پیام و نیز در عرصه مدیریت، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی‌های خرد و کلان سازمانی اهتمام داشته باشد؛ کادر سازمانی و نیروی انسانی مورد نیاز خود را حتی المقدور از میان کارشناسان مومن، متعهد و ارزشی گزینش کند؛ از سوداگری و منفعت طلبی مادی در فعالیت‌های حرفه‌ای خود پرهیز نماید؛ به رعایت حقوق و تامین مصالح مخاطب ملتزم و متعهد باشد و از ضعف‌های او سوء استفاده نکند؛ از شیوه‌ها و تکنیک‌های فریبکارانه و اغواء گرانه برای اقناع مخاطب استفاده نکند، برای تامین نیازهای مالی خود به جای وابستگی به تبلیغات تجاری از منابع دیگری همچون بیت‌المال ارتزاق کند، به عنوان یک نهاد فرهنگی رسالت مدار با سایر نهادهای اجتماعی تعامل مطلوب داشته باشد، در برخورد با رسانه‌های رقیب و بیگانه، برپایه قواعد پذیرفته شده و انتظارات ارزشی اتخاذ موضع کند و… .

روشن است که ویژگی‌های ساختاری و کارکردی فوق، به لحاظ منطقی مانعه‌الجمع نیستند و انتظار این است که یک رسانه دینی در شکل آرمانی به همه آن‌ها موصوف و متصف باشد. از این‌رو یک رسانه دینی همواره در برخورداری حداکثری یا حداقلی از این ویژگی‌ها در نوسان خواهد بود. علاوه این‌که دین الهی بدلیل ویژگی فطری و تایید حسن و قبح عقلی، همه مفاهیم والای انسانی، ارزش‌های اخلاقی، فرآورده‌های عقلانی، و بخش قابل توجهی از قواعد و سنن عقلایی و دستاوردهای تجربی بشر را به نوعی پوشش داده و عملاً اعمال هر نوع مرزبندی ارزشی میان این سنخ عناصر و تفکیک آن‌ها به دینی و غیر دینی، مشکل است.

مفتاح – رسانه تراز انقلاب و دین چیست؟

با الهام از فرمایش حضرت امام(ره) در بیان جایگاه کارکردی و رسالت فرهنگی رسانه مطلوب و مرجح نظام اسلامی، انتظار این است که رسانه تراز انقلاب اسلامی در قامت یک دانشگاه عمومی با انتظارات ویژه ایفای نقش کند. در اسناد بالادستی نظام نیز برای تحقق این منظور یعنی هدایت رسانه ملی و سایر رسانه‌های فعال کشور در مسیر همسویی هر چه بیشتر با انتظارات معهود و مالوف و تبدیل شدن تدریجی آن‌ها به رسانه‌های تراز انقلاب، تمهیداتی پیش بینی شده است.

در اهمیت این موضوع همین بس که قانون اساسی جمهوری اسلامی یکی از دوازه فصل خود را به این نهاد فرهنگی اجتماعی مهم اختصاص داده است. قانون اساسی در فصل دوازدهم و اصل یک صد و هفتاد و پنجم در راستای تعیین قاعده کلی فعالیت‌های رسانه ملی می نویسد «در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تامین گردد.» در مقدمه این قانون نیز چنین آمده است «وسایل ارتباط جمعی(رادیوـ تلویزیون) بایستی در جهت روند تکاملی انقلاب اسلامی در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی قرار گیرد و در این زمینه از برخورد سالم اندیشه‌های متفاوت بهره جوید و از اشاعه و ترویج خصلت‌های تخریبی و ضد اسلامی جدا پرهیز کند.»

در بند یک و دو، اصل سوم و در اصل بیست و چهارم نیز به بایسته‌های دیگری توجه داده است. همچنین در نظام‌های هنجاری خاصی که برای هدایت و راهبری رسانه ملی در ایفای وظایف و ماموریت‌های سازمانی محول، تدوین و تصویب شده بر لزوم تناسب فعالیت‌ها و عملکردهای حرفه ای این رسانه با تعالیم و رهنمودهای دینی، توصیه‌های حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری، شئون نظام اسلامی، کرامت مخاطبان، مصالح جمعی و انتظارات عمومی صراحتاً و تلویحاً تاکید شده است. بدیهی است که استمرار این رویه، رسانه ملی و سایر رسانه‌های جمعی فعال در کشور را به الگوی مطلوب رسانه دینی نزدیک می‌سازد.

مفتاح – نقش رسانه در رسیدن به تمدن نوین اسلامی‌چیست؟

تردیدی نیست که در جامعه اسلامی رسالت اصلی و محوری همه رسانه‌های جمعی بویژه رسانه ملی به عنوان یکی از کارگزاران رسمی عرصه فرهنگ، نشر و تبلیغ فرهنگ دینی، پاسداری و صیانت از ارزش‌ها و آرمان‌های اسلامی، رشد و تعالی اخلاقی و معنوی انسان‌ها، ایجاد زمینه برای بسط و نفوذ فرهنگ دینی به همه عرصه‌های زیستی و ساحت‌های حیات فردی و جمعی، تلاش هدفمند در جهت ترمیم و کاهش آسیب‌ها، انحرافات و ضعف‌های اعتقادی، اخلاقی و کنشی و در یک کلام بسترسازی مناسب برای استقرار تدریجی حیات طیب این جهانی به عنوان مقدمه ای تمهیدی جهت نیل حداکثری به کمال و سعادت غایی است.

از این‌رو‌ بسترسازی جهت نیل به تمدن نوین اسلامی و دستیابی به جامعه‌ی دارای مطلوبیت حداکثری برای عینیت‌یابی اهداف و آرمان‌های مادی و معنوی مورد نظر اسلام نیز رسالت و ماموریت خطیری است که بدون مشارکت و همراهی رسانه‌های جمعی و اجتماعی دغدغه مند، در جهانی که به دلیل نقش کانونی رسانه‌ها در تحول آفرینی فرهنگی و اجتماعی، عصر رسانه‌ها و ارتباطات لقب گرفته عملاً غیر ممکن است.

رسانه‌ها عموما و رسانه ملی خصوصاً می‌توانند از طریق مشارکت در اقداماتی از نوع ذیل، جامعه اسلامی را در نیل به این آرمان بلند مساعدت کنند؛

ارتقای سطح آگاهی عموم از جایگاه و اهمیت فرهنگ دینی، متبلور ساختن عقاید و اخلاقیات دینی در قالب برنامه‌های مختلف، تزریق معانی و فرآورده‌های نمادین برگرفته از منابع دینی به قلمروهای مختلف زندگی و فرهنگ عمومی، برجسته سازی آموزه‌ها و ارزش‌های دینی و معنویت ناشی از دین به عنوان مبنایی برای سامان دادن به برنامه‌ها و سیاست‌های عام حیات جمعی، آماده سازی و تربیت افراد متناسب با اقتضائات و انتظارات جامعه دینی، توسعه و تعمیق فرایند جامعه پذیری دینی افراد از طریق درونی ساختن باورها، ارزش‌ها، هنجارها، نگرش‌ها، احساسات و نمادهای دینی متناسب با ضرورت‌های زندگی فردی و اجتماعی، تقویت انگیزه افراد به مشارکت فعالانه و منتقدانه در انجام مناسک دینی، معرفی الگوها و سبک‌های زندگی اقتباس شده از دین یا دارای مویدات و مرجحات دینی، بازتولید و تقویت هویت دینی و افزایش میزان اشتیاق به ارجاع بدان در فراسوی سایر هویت‌ها، افزایش درجه حساسیت مومنان نسبت به موضوعات مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، ایجاد و تقویت انگیزه برای مشارکت همه جانبه آحاد جامعه در پیشبرد اهداف و برنامه‌های جامعه و نظام اسلامی، امکان دهی به رشد و تقویت روابط درون متنی میان نهادهای دینی با یکدیگر و این نهادها با سایر نهادهای اجتماعی.

ایجاد پیوند شناختی، عاطفی و عملی میان معنویت دینی با مادیت اجتناب ناپذیر درآمیخته با زندگی روزمره؛ ایجاد حساسیت نسبت به مقولات و مولفه‌های فرهنگ سکولار و ترغیب مومنان به مقابله هوشمندانه با آن‌ها، کمک به انتقال ذهنی و احساسی افراد و استعلاء یابی از جهان روزمره غفلت زا به جهان معنوی و متعالی، اعتبار دهی و ترویج اخلاق دینی در جامعه و تقویت انگیزه افراد برای التزام نظری و عملی بدآن‌ها، زمینه سازی جهت ایجاد انعطاف معقول درباورها، الگوها و سبک‌های مرجح زیستی مومنان متناسب با اقتضائات زمان، به چالش کشاندن تنگ نظریها و جزم و جمودهای متحجرانه برخی باورهای سنتی و الگوها و شیوه‌های زیستی منسوب به دین، ارتقای روحیات برای تحمل هزینه‌های معمول اقدامات فرهنگی و جامعه سازی با هدف نیل به نتایج و آرمان‌های متعالی، هدایت مردم در دادن واکنش‌های مناسب و مقتضی به وضعیت‌های مختلف محیط، توجه دادن به سیره بزرگان دین در تعامل با ارزشهای و معیارهای دینی و در کنار آمدن با اوضاع و شرایط معمول و غیر معمول زمانه، الگوسازی و معرفی مناسب تیپ‌های شاخص و مرجع متناسب با نیازهای الگویی اقشارمختلف، برخورد هوشمندانه با عوامل مؤثر در نشرو ترویج روحیه اباحی‌گری و اعمال تسامحات توجیه ناپذیر در عرصه‌های اعتقادی، ارزشی و عملی، اقدام در جهت نهادی ساختن عرف‌ها و عادت واره‌های موجه و کارآمد، اعمال نسبت سنجی‌های مستمر میان انتظارات الگویی جامعه ایده آل با وضعیت‌های موجود آن.

مفتاح – نقش روحانیت در رسانه چیست؟ آیا حضور روحانیت در رسانه نیاز است؟ این حضور به چه میزان باشد؟

به شهادت تجربه‌های عینی، رسانه‌های جمعی اعم از کلاسیک و مدرن، بویژه در تلقی ابزاری از آن‌ها قابلیت در خور توجهی برای انتقال پیام‌های دین اعم از کلامی، فلسفی، عرفانی، فقهی، اخلاقی، تاریخی، اجتماعی، هنری، ادبی و مناسک و شعائر را دارند. البته روشن است که رسانه‌های مختلف موجود(گفتاری، نوشتاری، صوتی، تصویری، تلفیقی و چند رسانه‌ای) در این خصوص یعنی توان بالقوه برای انتقال پیام‌ها و آموزه‌های متنوع دین ظرفیت‌های مختلفی دارند که در شرایط ایده‌آل، بهتر است از همه این ظرفیت‌ها به صورت مکمل بهره‌گیری نمود.

در پاسخ به سوال شما، باید عرض کنم: اگر منظور میزان بهره گیری کمی و کیفی طلاب و روحانیون، مراکز و سازمان‌های تبلیغی حوزوی از رسانه‌های جمعی موجود در راستای ایفای رسالت تبلیغی و ترویجی خویش است باید گفت که به شهادت تجربه‌های زیسته تاریخی، مبلغان دینی و نهادهای تبلیغی وابسته همواره موفق به بهره‌گیری عملی درخور توجه از امکانات و ظرفیت‌های رسانه‌ای معاصر و در دسترس در راستای این مهم بوده‌‌اند. برای نمونه رسانه منبر به عنوان قدیمی‌ترین رسانه تبلیغ گفتاری مستقیم و بی واسطه از بدو ظهور اسلام تاکنون همچنان به عنوان تریبون رسمی‌ مورد استفاده مبلغان و مروجان دینی بوده است.

رسانه‌های مکتوب و نوشتاری نظیر مطبوعات(کتب و نشریات) نیز تقریبا متعاقب دستیابی به صنعت چاپ و ملزومات آن بدون هیچ گونه تردیدی برای ثبت و ضبط و تکثیر وانتشار مفاهیم دینی مورد توجه گسترده دین مداران و مبلغان دین قرارگرفت و این روند در فرآیند زمان، بسط کمی و کیفی یافت. رسانه‌های گفتاری همچون رادیو نیز متعاقب دستیابی و به میزانی که حاکمیت سیاسی و متولیان سازمان رسانه‌ای کشور، امکان حضور و بهره‌گیری بی واسطه روحانیت از ایستگاههای رادیویی موجود را میسر ساختند، تقریباً بدون دغدغه به فهرست رسانه‌های تبلیغی افزوده شد.

برخی از کارکردهای این رسانه که به حضور مستقیم مبلغان روحانی در سازمان مربوطه قائم نبود، همچون پخش قرآن، اذان، طرح آموزه‌های اخلاقی، نقل حکایات تاریخی اسلام و… به سرعت به جدول برنامه‌های عادی این رسانه افزوده شد. تردید برخی علما در بهره‌گیری از این رسانه نه به نفس آن که به وابستگی‌اش به دستگاه طاغوت مربوط می‌شده است.

رسانه‌های تصویری(همچون تلویزیون و سینما) نیز هر چند قابلیت آن‌ها برای ابلاغ پیام دین، در ابتدای ظهور مورد مناقشه برخی عالمان دین قرار گرفت و قدری تردید در بهره‌گیری از آن‌ها در فعالیت‌های تبلیغی بروز کرد، اما این مناقشات و مجادلات نظری و فاصله گزینی‌های عملی نیز با وقوع انقلاب اسلامی و دستیابی روحانیت به این رسانه‌ها کاملاً رنگ باخت و ضرورت استفاده از همه این ظرفیت‌های رسانه‌ای حتی رسانه‌های مدرن نظیر اینترنت و ماهواره نیز در دستور کار مبلغان قرار گرفت. در هر حال به یمن انقلاب اسلامی بسیاری از موانع نظری و عملی در مسیر بهره‌گیری از رسانه‌ها در راستای تبلیغ دین از میان رفت و مبلغان دین و حوزه‌های علمیه به بهره گیری هر چه بیشتر و بهتر از این ظرفیت‌ها ترغیب و تشویق شدند.

هم اکنون در کشور چندین شبکه رادیویی اعم از رادیو‌های تخصصی(مثل رادیو معارف) و عمومی؛ چندین شبکه تلویزیونی(اعم از تخصصی همچون شبکه قرآن و شبکه چهار و عمومی) وجود دارد که در ضمن برنامه‌های عادی خود فعالانه و بی وقفه در کار تبلیغ و انتشار مستقیم و غیر مستقیم پیام‌های دینی و معنوی درگیرند. چندین شبکه ماهواره ای در عرصه تبلیغات برون مرزی فعال‌اند؛ سالانه ده‌ها فیلم و سریال مذهبی یا متضمن پیام‌های دینی درکشور تولید و در رسانه‌های تصویری(تلویزیون، سینما وشبکه خانگی) عرضه می‌شود؛ هزاران وب سایت، وبلاگ و کانال فعال در فضای سایبر به این مهم اختصاص یافته‌اند؛ چندین شبکه اجتماعی با تیراژ گسترده و مخاطبان انبوه در این عرصه به صورت عمومی و تخصصی فعالند؛ سالانه هزاران عنوان کتاب و نشریه تخصصی و غیر تخصصی دارای کارکرد تبلیغی تولید و به بازار عرضه می‌شود و نیز انبوهی از نرم افزارهای متضمن معارف و پیام‌های دینی تولید و عرضه می‌شود. خوشبختانه بخش قابل توجهی از نیروی انسانی فعال در این عرصه چه به لحاظ فکری و چه خدماتی را طلاب و فضلای حوزه و دانش آموختگان حوزوی تشکیل می‌دهند.

اگر منظور سوال، حضور کمی و کیفی روحانیت در برنامه‌های مختلف رسانه ملی و میزان مشارکت آن‌ها در فرایند تولید و عرضه برنامه‌های مختلف دینی در شبکه‌های متعدد رادیو و تلویزیونی است، باید عرض کنم که طبق شواهد عینی، حضور روحانیت در سال‌های اخیر عمدتاً به برنامه‌های مناسباتی و به صورت مستقیم و روی صحنه(نه حضور‌اندیشه ای، بازیگرانه،‌ خلاق، دراماتیک، گفتمانی و…) محدود بوده است. رسانه در پخش و انعکاس برنامه‌های خالص مذهبی همچون پخش قرآن، دعا، اذان، تعزیه، مدّاحی، آموزش معارف؛ وابستگی چندانی به حضور مستقیم روحانیت ندارد، چه غالب این برنامه‌ها به صورت ضبط شده در دسترس رسانه قرار دارد. در بخش‏‌هایی مثل ساخت فیلم‏ها و سریال‏های مذهبی یا دارای سوژه ‏های مرتبط، روحانیت غالباً به عنوان مشاور و کارشناس(نه عناصر فعال و درگیر در خط تولید) دخالت کم رنگ و نامرئی دارد. افرادی نیز که به اقتضای برنامه ایفای نقش روحانی با مختصات ویژه را عهده دار می‌شوند، نیز غالباً هنرمندانی هستند که میزان موفّقیت آن‌ها در جذب مخاطب و انتقال پیام، به ویژگی‌های شخصیتی و قدرت نقش آفرینی حرفه ای آن‌ها بستگی دارد.

روحانیت اگرچه همواره در خصوص نحوه عملکرد رسانه ملی بویژه سیما در پخش فیلم‏های خارجی، برخی فیلم‌ها و سریال‏های داخلی، پخش موسیقی، اجرای برنامه‌های طنز و کمدی، پخش برخی مسابقات به ظاهر علمی و حافظه محور، نمایش بدن‏های نیمه عریان بازیگران در برخی مسابقات ورزشی، موضع انتقادی داشته اما عملاً برای اصلاح این وضعیت، طرح جایگزینی عرضه نکرده است.

در هر حال تا آن‏جا که قرائن و شواهد عینی نشان می‏دهد، روحانیت در بخش مقدّمات منتِج به تولید برنامه‌ها، تهیه محتوا، مدیریت پیام، ایده‌پردازی، سناریونویسی، مشاوره‏‌های تخصّصی، نظارت کارشناسانه، نقد و ارزیابی و به طورکلی در عرصه‌ای که اصطلاحاً «دین رسان‌ها» نام گرفته، حضور حرفه‌ای و تعیین‏‌کننده‌‏ای در ساختار موجود رسانه ملی ندارد.

انتهای پیام/

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/۰۱11745

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند

*

*

<script>