خانه / اخبار /

حجت الاسلام بستان:

هیچ آیه و روایتی فضیلت مرد بر زن را بیان نکرده است/ آیات قرآن را نباید دلبخواهی تفسیر کنیم

حجت الاسلام بستان:

هیچ آیه و روایتی فضیلت مرد بر زن را بیان نکرده است/ آیات قرآن را نباید دلبخواهی تفسیر کنیم

حجت الاسلام بستان با بیان این که درباره آیه «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلی‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ» شبهه دیگری نیز مطرح است و آن این که «بِما فَضَّلَ» به مردان باز می گردد، یعنی مردان چون از زنان با فضیلت ترند پس لیاقت قوامیت را نیز دارند، گفت: ما تاکنون آیه و روایت قابل استنادی که بگوید مردان از زنان با فضیلت ترند را نیافتیم.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح، حجت الاسلام حسین بستان، استاد حوزه و دانشگاه در دروس خارج فقه نظام های اسلامی که از سوی دبیرخانه مفتاح برگزار شد، مباحث خود را با این پرسش که مفاد آیه «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلی‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ» اخباری است یا انشایی آغاز و بیان داشت: فقها و مفسران از این آیه انشاء فهمیده اند، در حقیقت آیه، قوامیت را انشاء و جعل می کند.

وی افزود: البته برخی نیز گفته اند چه ایرادی دارد آیه را اخبار بگیریم؟ در حالی که اگر خبر قرار گیرد تمامی مباحث به مشکل می خورد. چون قرآن دل بخواهی نیست که معنا کرده و بگوییم از یک واقعیتی خبر می دهد. قرآن کتاب داستان یا تاریخ نیست. این با شأن قرآن سازگار نیست. هدف قرآن چیست و برای چه نازل شد؟ درست است که بسیاری از آیات اخباری هستند ولی این آیات بی حساب و کتاب نیستند و برای منظوری نازل شده اند.

حجت الاسلام بستان یادآور شد: البته هدف قرآن تربیت انسان هاست و برای این کار الگوهایی همانند حضرت ابراهیم(ع)، موسی(ع)، همسر فرعون و… را معرفی می کند. برای معرفی این الگوها نیز به سراغ تاریخ رفته و سرگذشت اقوام مختلف را تبیین می کند.

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که قرآن همچنین برای هشدار دادن و ترساندن تاریخ گذشتگان را بیان می کند، عنوان داشت: یکی از دلایلی که قرآن سرگذشت اقوام گذشته را بیان می کند، عبرت گرفتن افراد است تا دچار فساد و گناه نشوند. البته با این کار نیز می خواهد انسان ها را به تعقل واداشته و آن ها را هدایت کند.

وی سپس براساس چرایی پرداختن قرآن به موضوعات تاریخی، آیه «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلی‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ» را از نظر اخباری بودن منتفی برشمرد و گفت: قرآن برای هدایت، عبرت گرفتن و تعقل موضوعات تاریخی را بیان می کند، ولی چرا باید آیه فوق را اخباری بیان کند؟ با این کار کدام هدف را دنبال می کند؟ به دنبال هدایت، عبرت گرفتن و تعقل است؟! بنابراین اخباری بودن آیه وجه معقولی ندارد، پس انشاست. از سوی دیگر از قرائن آیه هم برخی دریافت ها انجام می شود، برای نمونه در بحث نشوز، «فاء» برای نتیجه است. اگر اخباری در نظر گرفته شود که نمی توان استدلالی بر روی آن انجام داد و از دل آن احکام را بیرون کشید.

حجت الاسلام بستان، نکته دیگر آیه «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلی‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ» را این موضوع دانست که عده ای می گویند انشاء به دو صورت تأسیسی و امضایی است و در تشریح آن ها تأکید کرد: تأسیس یعنی شارع قاعده جدیدی را بیان می کند. امضاء نیز به معنای این است که قبل از اسلام سنتی وجود داشته و اسلام با آن مخالفتی نکرد، بلکه تأیید و امضاء کرد.

وی اضافه کرد: افرادی که معتقدند آیه انشاء امضایی است می گویند «این حکم موقت بود. چون اسلام در انشاء امضایی براساس مصلحت، عرف و حکم عقل عمل می کند. به همین دلیل اگر پس از مدتی حکمی با عقل، مصلحت و عرف ناسازگار باشد، دلیلی ندارد که باقی بماند. یعنی می توان موضوع قوامیت مرد بر زن را کنار گذاشت.»

استاد حوزه و دانشگاه، در پاسخ به شبهه عده ای درباره انشاء امضایی بودن آیه «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ» اذعان داشت: اولاً پیش فرض این افراد برای امضایی بودن حکم یعنی موقتی بودن آن اشتباه است. چون چه بسا ریشه احکامی به انبیا باز گردد نه عقل و عرف جامعه. دوماً در روایت معروفی داریم «حلال محمد تا قیامت حلال و حرام محمد تا قیامت حرام است.» یعنی احکامی که رسول الله(ص) بیان می کنند تا روز قیامت قابل نسخ نیستند.

حجت الاسلام بستان با بیان این که درباره آیه «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلی‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ» شبهه دیگری نیز مطرح است و آن این که «بما فضل» به مردان باز می گردد، یعنی مردان چون از زنان با فضیلت ترند پس لیاقت قوامیت را نیز دارند، گفت: اولاً باید مشخص شود منظور از برتری و فضیلت چیست؟ برخی می گویند منظور از این فضیلت به معنای برتری نیست بلکه به معنای زیادت است. برای نمونه وقتی گفته می شود فلان ظرف بر فلان ظرف فضیلت دارد یعنی زیادت دارد و می تواند محتوای بیشتری را در خود جای دهد.

وی افزود: عده ای نیز می گویند منظور این است که مردان ویژگی هایی جسمی و روحی دارند که از زنان برتر است و زنان نیز ویژگی هایی جسمی و روحی دارند که از مردان برتر است. چون هر کدام امتیازهایی دارند نقش های مختلفی نیز دارند و این نقش ها بر اساس برتری آن ها مدنظر قرار گرفت. بنابراین در جنبه هایی زنان بر مردان و در جنبه هایی نیز مردان بر زنان فضیلت و برتری دارند.

این استاد اضافه کرد: دوماً، آیه نگفته که مردان بر زنان برتری دارند بلکه به طور عام گفته برخی بر برخی فضیلت دارند که مشخص نیست ضمیر آن به زنان باز می گردد یا مردان. عده ای گفته اند چه بسا منظور آیه این بود که برخی از مردان بر برخی دیگر فضیلت دارند و ضمیر به زنان باز نمی گردد.

وی در پایان سخنان خود اظهار داشت: برخی از نظرات نیز می گویند منظور از «بمافضل» در آیه برای بیان تفاوت های تکوینی یا حقوقی زن و مرد است. ولی با تمام این مسائل ما تاکنون آیه و روایت قابل استنادی که بگوید مردان از زنان با فضیلت ترند را نیافتیم.

انتهای پیام/

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/018231

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند

*

*