خانه / اخبار /

حجت الاسلام ایزدهی در گفت وگو با مفتاح مطرح کرد؛

بهترین مقاومت‌ها، مقاومت فکری و اندیشه‌ای است/ نرم افزار مقاومت، علوم انسانی اسلامی است

حجت الاسلام ایزدهی در گفت وگو با مفتاح مطرح کرد؛

بهترین مقاومت‌ها، مقاومت فکری و اندیشه‌ای است/ نرم افزار مقاومت، علوم انسانی اسلامی است

حجت الاسلام ایزدهی گفت: اگر قرار است مقاومتی اتفاق افتد آن مقاومت مقاومت فکری و اندیشه ای است که یک بحث علمی تلقی می شود. علت این که امروزه در کشور مقاومت نداریم این است که کشور ما انقلابی است اما درس ها و آموزه هایمان غربی و سکولار است.

مقاومت مردم خرمشهر، حماسه ای از یاد نرفتنی است؛ چرا که مردم این شهر در حالی به مبارزه با دشمن پرداختند که از پیش برای این تهاجم و تجاوز آمادگی نداشتند. آن ها با سلاح عزم و ایمان به مکتب و عشق و علاقه به میهن اسلامی شان با دست خالی چنان مقاومت کردند که در تاریخ بی نظیر ماند.

به اعتقاد کارشناسان نظامی مقاومت بی سابقه ای که در خرمشهر انجام شد، هرگز با دیگر مقاومت ها قابل مقایسه نیست. خرمشهر برای ملت ما تنها یک شهر نیست بلکه تاریخ گویای پایداری، ایثار و جاودانگی انقلاب است. از این رو سوم خرداد و فتح این شهر آیینه گویایی از تاریخ و جغرافیای دفاع مقدس و جهاد آگاهانه و شجاعت مظلومانه این امت است.

با توجه به این مناسبت گفت وگویی با حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه داشتیم که تقدیم حضورتان می گردد؛

مفتاح – سابقه تاریخی مقاومت و پایداری در صدر اسلام و انقلاب اسلامی ایران به چه صورت بوده است؟

مقاومت اصولا مقوله جنگی نیست، بلکه مقوله اعتقادی است و مقوله اعتقادی عمدتاً برای کسانی حاصل می شود که باور پیشینی دارند و براساس باور پیشینی و البته فشار بیرونی بر باور خود مستحکم شده و آن را ادامه داده و برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب ادامه می دهند. حال نتیجه مطلوب ممکن است غایات و آرمان های پیشینی باشد یا در فضای موجود حاصل شده باشد.

مقاومت حاصل یک فرصتی از درون تهدید است. یعنی مقاومت در صورتی است که تهدیدی حاصل شده باشد. این تهدید می تواند انسان را در معرض فنا برده و یا این که موجب می شود از این تهدید فرصت ایجاد شود. همان طور که در قرآن آمده «فاستم کما امرت»و «ان مع العسر یسرا» اگر مقاومت کنیم سختی ها آسان شده و انسان به آرامش می رسد.

در سه سال مقاومت پیامبر(ص) در شعب ابی طالب این تهدید فرصتی ایجاد کرد. در این سه سال پیامبر(ص) افرادی را تربیت کرد که به واسطه این افراد همه جهان را گرفت. هم چنین حاصل مقاومت ایشان این بود که افرادی تربیت شدند که در سخت ترین شرایط از اسلام دفاع کردند و حضرت محمد(ص) با آن ها توانست توفیقات زیادی در جهان اسلام کسب کند.

نظام اسلامی ما پس از انقلاب حرف جدید در عالم زد و کسانی که منافعشان زیر سوال می رفت در مقابل آن مقاومت کردند. سپس جنگ عراق بر ایران تحمیل شد و فشار جدی بر کشور وارد شده و عملاً بسیاری از مناطق ایران را گرفته شد. صدام که می خواست سه روزه ایران را بگیرد پشت دروازه های خرمشهر ماند. در صورتی که رزمندگان ایرانی نه سلاح مناسبی داشتند و نه دولت بنی صدر از آن ها حمایت می کرد.

آن ها توانستند دشمن را یک ماه پشت دروازه های خرمشهر نگه دارند، اما سپس خرمشهر از دست رفت. دولت موجود عقب نشینی برایش موضوعیت داشت. اما امام خمینی(ره) با بیان این که خرمشهر باید پس گرفته شود نیروها را به تقابل فراخواندند و نیروهای بسیجی خرمشهر را پس گرفته و این شهر نماد مقاومت شد.

مفتاح – چرا ایران بعد از فتح خرمشهر به ادامه جنگ در خاک عراق پرداخت؟ آیا استمرار جنگ به ضرر نظام بود یا به مصلحت نظام؟

دشمن امکاناتی در اختیار صدام گذاشت که ایران را فتح و نظام اسلامی را ساقط کند. این بسیار ساده لوحانه است که بگوییم سر مرز رفته ایم، حال باید جنگ را تمام کنیم. ما جنگ را شروع نکرده ایم که حالا تمام کنیم. حضرت علی(ع) می فرمایند «خفیف می شوند قومی که داخل شهر خود بجنگند.» اگر ما طبیعتاً این رفتار را انجام می دادیم، همواره مرزهای ما در معرض تهدید می بود. لذا امروزه یک استاندار جهانی به لحاظ دفاعی وجود دارد و آن بحث پیشگیری و باز دارندگی است.

بدین جهت طبیعی است که اگر پشت مرز ایستاده و جنگ را خاتمه می دادیم از لحاظ ما جنگ تمام شده و صلح یک طرفه تلقی می شد اما با این وضعیت صدام مجدد حمله کرده و همه شهرهای ایران را می گرفت. همان طور که می دانیم بهترین دفاع، حمله است و بهترین مصونیت، بازدارندگی است. به هر مقدار بازدارندگی در جنگ حاصل می شد جنگ تمام شده بود. جنگ موضوعیت ندارد بلکه مصونیت کشور از تهاجم موضوعیت دارد که طبیعتا به واسطه اتمام جنگ بعد از خرمشهر حاصل نمی شد.

مفتاح – روز سوم خرداد که با عنوان روز مقاومت و ایثار نام گرفته است، چه آثار و پیامدهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و…به دنبال دارد؟

همان طور که در جنگ مقاومت کردیم این توانایی را داریم که در برابر هر کس که به ما تجاوز کند، استقلال و هویت خودمان را حفظ کنیم. در داخل جنگ هویت و توانایی خود را اثبات کردیم. با این که امکانات پیشرفته نداشتیم اما مقابله کرده و پیروز شدیم. امروز تجهیزاتمان پیشرفته شده و طبیعتاً دشمن نمی تواند حمله کند. در جنگ توانستیم تهدید را به فرصت تبدیل کنیم و در عرصه نظامی خود کفا شدیم. لذا در جنگ استقلال و هویت خود را حفظ کردیم.

در جنگ جوان هایی تربیت شدند که جز در جنگ حاصل نمی شدند و به خوبی کشور را اداره کردند. به لحاظ اقتصادی مجبور شدیم به خود اتکا کنیم. ما در جنگ به مثابه یک الگو قرار گرفتیم یعنی امید جهان سوم این شد که می توان در مقابل نظام سلطه ایستاد. ما در جنگ به این نتیجه رسیدیم که بر پایه مردم می توانیم حرکت کنیم و حتی توانستیم بسیاری از معارف خود را صادر کنیم. پس معلوم می شود نظام اسلامی و نظام ولایت فقیه نظامی قابل قبول است و نظامی است که می تواند کشور را از بحران های متعدد نجات دهد.

اگر می شود در زمان فشار مقاومت کرد و قدرت برتر منطقه بود طبیعتا در زمان غیرفشار هم می شود. به شرطی که براساس منطق مقاومت همیشه رفتار کنیم چه در زمان فشار و چه در زمان آسایش. منطق پیروزی، منطق مقاومت و خودکفایی است.

مفتاح – نقش دولتمردان در راستای مقاومت و پایداری چیست؟ آن ها در این زمینه چه وظایفی دارند؟

طبیعی است که نظام جمهوری اسلامی ایران با این که متکی به مردم است اما مردم نمی توانند در نهایت تصمیم گیری کنند. طبیعتا نمایندگان مردم در مجلس تصمیم گیری کرده و سپس آن تصمیم اجرا می شود. انتظار و توقع این است که نمایندگان مردم روح جمعی مقاومت موکلینشان بر آن ها حاکم شود. اگر نمایندگان وکیل مردم باشند طبیعتا انتظار موکل این است که وکیلش براساس اقتضای آن موکل رفتار کند. در طول چندین سال گذشته نمایندگان مردم فارغ از خواست مردم نبوده اما باز همین مردم هستند که به مثابه کسانی که بیشترین مشکلات را تحمل کرده و انقلابی بوده و پیرو رهبری هستند، باید به مسئولین گوشزد کرده و آن ها را هشیار کنند که آرمان را فدای مصلحت نکنند.

اصل آرمان است، مگر این که آرمان قابل تحقق نباشد. وقتی که آرمان و اهداف به صورت عادی محقق نگردد می شود مصلحت اندیشی کرد، اما مصلحت اندیشی رویکرد موقتی و محدود دارد و در فرضی که بشود در مصلحت گذر کرد باید به آرمان مراجعه کرد.

مفتاح – نقش برجام را در این زمینه چطور ارزیابی می کنید؟

در این زمینه یک رویکرد خوش بینانه و یک رویکرد بدبینانه وجود دارد. رویکرد خوش بینانه این است که ما در فضایی قرار گرفته ایم که قدرت های سلطه گر در مقابل نظام ما قرار گرفته و شریان های ورودی کشور را بسته و عملا در فشار قرار گرفته ایم.

رویکرد مثبت می گوید که همه دولت ها به گونه ای رقم می زنند که در نهایت قدرت نظام ما توسعه پیدا کرده و سلطه نظام اسلامی در داخل و مجامع بین المللی مستحکم شود. نشانه اش هم این است که ما نسبت به سال قبل مستحکم تر و مقاوم تر شده ایم. رویکرد خوشبینانه می گوید برجام هم بخشی از بافت فرشی است که در نهایت باید نماد جمهوری اسلامی شود.

دیدگاه بدبینانه این است که ما می توانستیم از روز اول مقاومت کرده و این تهدید را به فرصت تبدیل کنیم به جای این که نگاه به بیرون داشته باشیم، به درون نگاه داشته باشیم. چنان که در صنعت سلاح، نانو و هسته ای توانستیم در اقتصاد هم می توانیم. نگاه بدبینانه می گوید که ما از اول می دانستیم که آن ها بدین صورت عمل می کنند. در قرارداد سعدآباد مشخص گردید که آمریکایی ها به وعده خود عمل نمی کنند. لذا نباید با آمریکایی ها مذاکره می کردیم.

اگر هم مذاکره می کردیم باید تعهدات متقابل انجام می گرفت نه این که ابتدا ایران به تعهدات عمل کند و بعد امیدوار باشیم که آمریکا به وعده خود عمل می کند. دشمن این گونه جسورتر هم می شود. منطق بدبینانه می گوید مسئولین نباید با این عجله و کیفیت مذاکره می کردند. منطق مقاومت می گوید طرف مقابل چه آمریکا و چه اروپا باشد نمی توان به او اعتماد کرد ولو مشکلاتی وجود دارد.

هزینه تحمل و مقاومت در برابر مشکلات به مراتب از هزینه اعتماد به دشمن کمتر است. لذا اگر ما به اقتصاد داخلی توجه کنیم و از ظرفیت های داخلی استفاده کنیم می توانیم بر دشمن پیروز شویم. در زمان جنگ از جوان هایی استفاده کردیم که هیچ تجربه جنگی نداشتند، اما پیروز شدیم. لذا امروزه دولت باید به جوانان اعتماد کرده و هم چنین انقلابی عمل کرده و امیدی به بیگانگان نداشته باشد.

همچنین کانال تحریم هنوز وجود دارد اما اگر به گونه ای رفتار کردیم که تحریم به ضد آن تبدیل شد دشمن به این اعتقاد خواهد رسید که در صورتی که ایران را تحریم کنیم سبب مقاومت و شکوفا شدن اقتصاد آن می شود، لذا دست از تحریم خواهد برداشت اما متاسفانه در برجام این شائبه برای دشمن ایجاد شد که حربه تحریم تأثیرگذار است و می شود با تحریم ایران را پای مذاکره آورد.

مفتاح – چه ارتباطی بین فرهنگ مقاومت و پایداری و علوم انسانی وجود دارد؟

در عرصه علوم انسانی بیش از این که فشار در عرصه جنگ خارجی داشته باشیم فشار بسیار جدی از سوی نظام سکولار حاکم بر جهان داریم چون نظام سکولار است که جهان را اداره می کند. اگر قرار است مقاومتی اتفاق افتد آن مقاومت مقاومت فکری و اندیشه ای است که یک بحث علمی تلقی می شود. آنجاست که استقلال و امنیت ایجاد می شود. علت این که امروزه در کشور مقاومت نداریم این است که کشور ما انقلابی است اما درس ها و آموزه هایمان غربی و سکولار است و طبیعی است که مقاومت رخ نمی دهد. مقاومت وقتی رخ می دهد که نرم افزار آن مقاومت که همان علوم انسانی است را داشته باشیم.

اگر غرب بر جهان برتری یافته به خاطر داشتن نرم افزار خود است، نه به خاطر اسلحه و بمب خود. در صورتی که نرم افزار ما داخلی، بومی و اسلامی شد آن موقع نمی توانیم و نمی شود که تسلیم دشمن شویم. الگوی توسعه انقلاب و اسلام با این نرم افزار محقق می شود و باید در مقابل علوم انسانی غربی، علوم انسانی اسلامی شکل گرفته و در مراحل بعدی تبدیل به مصرف گردد.

دشمنان علوم سکولار خود را تبدیل به کالا کرده اند. بنابراین در صورتی که در منطق پست مدرن قرار گرفته و با آن ها زندگی کنیم اما در عین حال بخواهیم مقاومت کنیم اصلا معنا ندارد. وقتی مقاومت معنا پیدا می کند که بتوانیم نرم افزار دشمن را بگیریم و در مقابل او نرم افزار خودمان را ایجاد کنیم. طبیعتا در آن صورت می توانیم مقاومت را در عرصه های مختلفی چون فکر، فرهنگ اقتصاد، مسائل جهادی و… داشته باشیم.

انتهای پیام/

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/۰۳4478

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند

*

*

<script>