خانه / مبانی علوم انسانی اسلامی / فلسفه ­اسلامی می­ تواند از فقه نیز پشتیبانی کند

فلسفه ­اسلامی می­ تواند از فقه نیز پشتیبانی کند

یک عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در همایش جایگاه اندیشه های فلسفی در گفت‌وگوهای فرهنگی ایران و جهان عرب گفت: فلسفه ­اسلامی می­ تواند از فقه نیز پشتیبانی کند.

به گزارش روابط عمومی دبیرخانه مفتاح به نقل از خبرگزاری مهر، همایش جایگاه اندیشه های فلسفی در گفت‌وگوهای فرهنگی ایران و جهان عرب در بیت الحکمه بغداد برگزار شد. در این همایش اندیشمندانی از ایران حضور داشتند. حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمدرضا یزدانی مقدم عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به ارائه مقاله خود با عنوان امکانات تفکر فلسفی در تحلیل آورده های وحیانی پرداخت که در ادامه گزارشی از آن ارائه می شود.

آیا متون دینی مانع پیشرفت و پیشبُرد جوامع مسلمان است؟ آیا باید به مانند ظاهرگرایان بر ظاهر متون دینی و مصادیق گذشته الفاظ و مفاهیم بسنده شود؟ آیا از نظر فیلسوفان مسلمان، باید به ظواهر متون بسنده کنیم یا از ظواهر متون گذر کنیم؟ برای پاسخ به این پرسشها لازم است ببینیم فیلسوفان مسلمان چه روشی برای فهم متون دینی در اختیار ما قرار میدهند. برای درک روش پیشنهادی این فیلسوفان در جهت فهم متون دینی لازم است ببینیم اینان چه تفسیری از ماهیت و چگونگی این متون و ارائه آنها عرضه می‏‌کنند. بدین ترتیب ما میخواهیم ببینیم چگونه متن وحیانی را بفهمیم. آیا باید بر ظواهر متن وحیانی اقتصار کنیم و بر الفاظ و مصادیق گذشته آنها جمود داشته باشیم؟ یا اینکه متن وحیانی ورای ظواهر، حقایق متعالی عقلی را در نظر دارد؟ بلکه خود متن ما را به آن حقایق متعالی میخواند؟ ازاینرو جمود بر الفاظ و مصادیق هم وجهی نخواهد داشت؟

فیلسوفان مسلمان در فلسفه سیاسی به پژوهش درباره وحی و قرآن و فهم آن پرداختهاند. حاصل پژوهش فیلسوفان مسلمان این است که وحی الهی و قرآن کریم تنزیل حقایق از جانب حق تعالی است و فیلسوفان مسلمان همت خود را به فهم و دریافت آن حقایق عالی مصروف داشته‏‌اند. نظریههایی که فیلسوفان مسلمان درباره حقیقت وحی ارائه کرده متنوع و متعدد است و در این فرصت امکان طرح و بررسی همه آنها وجود ندارد.

در فلسفه اسلامی در باب معارف عقلی نظری الهی بارها گفته و پذیرفته شده است که متن وحیانی ورای ظواهر، حقایق متعالی عقلی را در نظر دارد و خود متن ما را به آن حقایق متعالی می‏‌خواند. حال آیا این موضوع درباره احکام حکمت عملی و مصادیق آنها هم صدق میکند یا نه؟ فیلسوفان ما به طور مستقیم به این موضوع نپرداختهاند اما برآیند گفتار آنان همین است. چنانکه فیلسوفان مسلمان در مباحث فلسفه سیاسی به تفصیل تحلیل خود از فلسفه شریعت را بیان کردهاند. تبیین و توضیح فلسفه شریعت در آثار این فیلسوفان حاکی از آن است که آنان احکام شرعی را پریشان و بی ارتباط با هم و نامنسجم و بیقاعده و غیر عقلی نمیدانند. بلکه احکام شرعی را راجع به احکام کلی عقلی میدانند.

از منظر فیلسوفان مسلمان، اجباری نظری برای جمود بر ظواهر و یا مانعی نظری برای پیشرفت جوامع اسلامی وجود ندارد. آنان متن وحیانی را در درون یک نظام عقلی و بر پایه آن تحلیل میکنند و تفسیری عقلی از شریعت داشته و فلسفه شریعت عقلی ارائه میکنند. این فلسفه عقلی شریعت، مبتنی بر تحلیل عقلی از ضرورت وحی، دریافت وحی و ارائه وحی است. فیلسوفان مسلمان تحلیل خود از وحی و پیامبری و دین و شریعت را در بخش مربوط به فلسفه سیاسی ارائه کردهاند. از نظر آنان ضرورت وحی و پیامبری ناشی از ویژگیهای وجودی انسان و کمال و سعادت او و زندگی اجتماعی و نیاز به قانون و شریعت برای زندگی اجتماعی است.

فیلسوفان مسلمان دیدگاههای متعدد و متکاملی درباره چگونگی وحی و تحلیل آن عرضه داشتهاند که کم و بیش در یک نظریه جامع قابل بازسازی است. از بیان و تحلیل این فیلسوفان بر میآید که چهره آن سویی وحی، القای قوه و یا اعطای علم و عقل بسیط است. فرآیند وحی، در چهره این سویی آن، از عقل فعال تا ناطقه و متخیله و حواس پیامبر دامنه دارد و اظهار آن برای مخاطبان در قالب مثالات و محاکات و … صورت میگیرد. بدین ترتیب حقیقت وحی یک حقیقت متعالی عقلی و معنوی است و اظهار و ابراز حقایق وحیانی برای مخاطبان پیامبران به تناسب ویژگیهای فرهنگی اجتماعی تمدنی و تاریخی آنان و رعایت سطح علمی و عقلی آنان صورت گرفته است.

از این رو ورای ظواهر بیانات دینی، و با توجه به همین ظواهر و بر پایه آنها، حقایق متعالی عقلی کلی انسانی الهی لحاظ شده است. فیلسوفان ما کم و بیش با ارائه مفاهیم و ابزاری چون مثالات و محاکات و قدرت و استعداد مخاطبان و سطح بندی آنان و منازل نزول قرآن؛ از مقام واحدیت یا احدیت تا حقیقت کلی عقلی الفاظ و مفاهیم و تا مصادیق جزیی الفاظ و مفاهیم تا الفاظ قرآن کریم و …، راههایی برای آشنایی و دریافت و فهم و نیل به آن حقایق متعالی الهی عقلی نشان دادهاند. تحلیل فیلسوفان مسلمان میگوید لازم است وحی در قالبهای متناسب عرضه شود. مثلاً وحی بر پیامبری که در سرزمین عربی زندگی میکند و مخاطبان او هم عرب هستند ناگزیر باید در قالب زبان عربی ریخته شود. چنانکه اگر مخاطبان پیامبر در سرزمینها و فرهنگهای دیگر زندگی میکردند وحی در قالبهای متناسب آن سرزمینها و فرهنگها ریخته میشد و ارائه میشد.

بدین ترتیب معنا ندارد که در سرزمین لاتین زبان، وحی به زبان عربی یا فارسی دریافت و یا ارائه شود. این امر یک شاخصه برای شناخت مدعیان دروغین هم هست. همانطور که قالب زبان مخاطبان پیامبران الهی رعایت میشود، قالب‏های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی مخاطبان هم با حفظ موضع حقیقت-گرایانه و انتقادی وحی الهی نسبت به انحرافات و اشتباهات مخاطبان رعایت میشود.

به همین ترتیب فیلسوفان مسلمان تحلیلهای متعدد و متکاملی درباره پیامبری و ویژگیها و کارویژه‏‌های آن و مفهوم دین و شریعت و فلسفه شریعت و یا فلسفه احکام و حقوق ارائه کردهاند. فیلسوفان مسلمان با ارائه فلسفه دین و شریعت و فلسفه حقوق و احکام دینی و شرعی از موقعیتی فلسفی وارد شدهاند و نشان دادهاند که ورای ظواهر احکام، مقاصد عام و کلی انسانی برای تنظیم زندگی انسانی اجتماعی سیاسی و برقراری عدالت و … قرار دارد. آنان این امکان را مطرح کردهاند که با استفاده از دانش بشری و فکر و اندیشه انسانها میتوان در شرایط متحول و متغیر و گوناگون مصادیق جدیدی برای احکام و یا مصادیق جدیدی از احکام را تصور کرد. چنان که فقیهان بزرگ مسلمان  نیز از مقتضیات زمان و مکان و مقاصد احکام و تغییر موضوعات احکام سخن به میان آوردهاند. بدین ترتیب فلسفه اسلامی میتواند در مقام فلسفه سیاسی و فلسفه حقوق و فلسفه فقه از فقه نیز پشتیبانی کند.

ممکن است ما دیدگاهی انتقادی نسبت به اجزای تحلیل این فیلسوفان و تطبیق آن بر وحی الهی قرآن و احکام اسلام داشته باشیم. اما به نظر میرسد چارچوب اصلی تحلیل که گرفتن حقایق از خدای تعالی و ابلاغ و رساندن آن به مردم و رعایت ویژگیهای فرهنگی اجتماعی تمدنی و تاریخی مخاطبان است قابل پذیرش است.

بدین ترتیب تحلیلها و نظریه پردازیهای فیلسوفان مسلمان ما را از جمود بر ظواهر دین و مصادیق ابتدایی و یا قدیمی احکام بر حذر میدارد و ما را از سطح ظاهر به سوی حقیقت دین و احکام و فهم و درک و به کارگیری آن فرا میبرد. دستاورد این فیلسوفان از سویی راههای پیشرفت و پیشبرد جوامع اسلامی را برای ما میگشاید و از سوی دیگر به ما امکان و توان درک تغییر و تحول و مدیریت تحولات جوامع اسلامی را بر پایه حقایق دینی و در نتیجه حیات و پویایی دین می ‏دهد.

لازم به توجه است که تحلیل فیلسوفان مسلمان در سنت فلسفه اسلامی سیاسی درباره وحی با برخی تحلیل‏های امروزی متفاوت است. برای نمونه:

الف) تحلیل این فیلسوفان در سنت فلسفه اسلامی ارائه میشود و بر جهانشناسی و انسانشناسی فلسفه اسلامی مبتنی است و به آن ارجاع میدهد. در حالی که تحلیلهای  امروزی، چنانکه مشهود است دچار آشفتگی نظری و پریشانی مفاهیم است؛ از مباحث مبنایی و جهان‏ شناسی و انسانشناسی میپرهیزد و به سنت فلسفه اسلامی ارجاع نمی ‏دهد.

ب) در تحلیلهای امروزی وحی و قرآن طوری تعریف میشود که انگار هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد و صرفاً دریافتی از واقعیت است و این واقعیت هر طور دیگری هم میتوانست دریافت شود و مطابقت میان دریافت و ارائه هم بیمعنا یا مغفول است. در حالی که در تحلیل فیلسوفان مسلمان هم مطابقت میان دریافت و واقع و هم مطابقت میان دریافت و ارائه ملحوظ است. به علاوه مسئله قالبهای ارائه، که فیلسوفان مسلمان میگویند، در اصول و  فقه اسلامی هم سابقه دارند و فقیهان بزرگ از آن سخن گفتهاند و امروزه هم به آن استناد میشود.

منبع: خبرگزاری مهر

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/۰۵2748
<script>