خانه / اخبار /

در مقاله ای مطرح شد؛

اصول و شیوه‌های تربیت کودکان/ بهترین روش؛ روش نمایشی و عملی در آموزش مفاهیم دینی

در مقاله ای مطرح شد؛

اصول و شیوه‌های تربیت کودکان/ بهترین روش؛ روش نمایشی و عملی در آموزش مفاهیم دینی

از مهم ترین روش هـای مطـرح شـده در تربیت کودک، آنچـه بسـیار مهـم می باشـد، اسـتفاده از روش نمایشی و عملی در آموزش مفاهیم دینی است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح، سید محمد سجادی پور دانشجوی کارشناسی ارشد تفسیر قرآن مجید و مهدی ابراهیمی عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد «اصول و شیوه های تربیت کودکان» را در مقاله ای بررسی کرده اند که در ادامه، متن آن تقدیم حضور علاقه مندان می شود؛

تربیت

تربیت فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعدادهای درونی هر موجود و بـه فعلیـت رساندن استعدادهای بالقوه درون او است. ولی تربیت دینی به معنی فراگیر این است که کودک یا نوجوان به گونه ای آموزش ببیند و تربیت شود که کمال شخصیت او با اهـداف دینـیِ مطـرح شـده در قـرآن و روایـات همگونی داشته باشد و نهایتاً بتوان او را مسلمان واقعی دانست.

همچنین تربیـت دینـی محـدود بـه مسـائل اعتقـادی، معنـوی یـا اخلاقـی نمی شود، بلکه رفتـار و اندیشـه آدمـی را در سـایر ابعـاد فرهنگـی، سیاسـی، اعتقـادی، اجتماعی، عاطفی و هیجانی در برمی گیرد و تمام شخصیت انسان را پوشش می دهد.

البته روش ها و شیوه های آموزش مسائل دینی در کودکان بر اصولی استوار اسـت کـه شامل موارد ذیل می شود؛

نخست، فطری بودن مسائل دینی

یکی از مسائلی که در عمق روح و روان بشر وجود دارد، نیاز به پرسـتش و عبـادت می باشد. همه کودکان نیز به طور فطری کنجکاو و کاوشگر بوده و به دنبال پاسخ به سـؤالات و چراها هستند و میل به پرستش و نیایش در وجودشان موج می زند. تجربیات و مشاهدات مؤید این مطلب است که کودکان در تقلید و یادگیری مفاهیم و مسائل دینی مثل نماز و روزه، آمادگی بیشتری در مقایسه با دیگر رفتارها و موضوعات از خود نشـان می دهند.

اگـر هم مشـاهده می شـود کـه گروهی از کودکان و نوجوانان نسبت بـه مسـائل دینـی رغبـت و تمـایلی از خـود نشـان نمی دهند، این مربوط به تربیت نادرست خصوصاً والدین و همچنـین عوامـل محیطـی است که فطرت کودک را از مسیر خود منحرف کرده است.

دوم، اختیاری بودن مسائل دینی

انسان ذاتاً به اقتضای فطرت الهی خود و به دلیل کرامتی که خداوند بـرای او مقـرر نموده، موجودی است مختار و کرامت خویش را می تواند با اختیار خود کسب نمایـد. در دعوت کودکان و نوجوانان به دین نیز باید به گونـه ای عمـل کنـیم کـه آن هـا احسـاس آزادی کنند و با توجه به ایـن موضـوع کـه انسـان فطرتـاً خداجوسـت بـا تـذکر روش هـای صحیح این فطرت را در وجود آنان بیدار نماییم و آن ها را به طرف پذیرش دین سوق دهیم.

بنابراین نباید هیچگاه کودکان و یا نوجوانان را مجبور به دینداری کنیم یا بـرای آن که دیندار شوند، نباید به آن ها مزایای زیادی بدهیم. اگر بدون استفاده از این دو حربـه تهدید و تطمیع بتوانیم آن ها را به عقیدهای معتقد کنیم آن اعتقاد درونی خواهـد بـود.

در دین اسلام تأکید فراوان بر این مطلب شده که اصول دین تقلیدی نیست، بلکـه فرد باید با آگاهی و آزادی آن را بپذیرد. بنابراین باید تلاش کنیم که کودک و نوجوان را به طریقی مثبت و ترغیب کننده به دین دعوت نماییم و از افرادی که دارای مبناهـای اعتقادی و فکری قوی هستند، کمک بگیریم.

سوم، آموزش تدریجی مسائل دینی

یکی دیگر از مهم ترین اصول در تربیت دینی اصل تدریج است. در جهـان هسـتی هر پدیده و رویداد دارای ضابطه و قانونی است. پرورش ابعـاد روحـانی انسـان هـم از ضابطه و قانون تدریج و تکامل پیروی می کند. سنت تدریج در حوزه تربیت دینی یک اصل است. پرورش دینی باید با برنامه ریزی زمان بندی شده همراه با تربیت بدن، پیروی از عقل و مبتنی بر شناخت نیازها، علایق و قابلیت ها انجام گیرد.

در تعالیم اسلامی توصیه های فراوانی در زمینه آموزش تدریجی مسائل دینـی آمـده است. از این رو والدین باید توجه داشته باشند که اولاً، مطالب و مفاهیم آموزشی و دینی متناسب با سطح درک و قوای ذهنی و روانی کودکان باشد. ثانیاً، نباید توقّع داشته باشندکه کودک آن ها سریع اهل عبادت و نماز شود و باعث شود که یک دفعه بار سـنگینی را بر دوش خود احساس نماید.

چهارم، نظارت و مراقبت

از دیگر اصول و مبانی آموزش مباحث مذهبی در کودکان، نظـارت و مراقبـت بـر رفتار فرزندان است. تربیت فرزند همانند پرورش نهالی است که نیاز بـه مراقبـت دارد. والدین در این سنین باید مراقب باشند که فرزند با چه کسانی رفت و آمـد دارنـد و چـه مسائلی را دنبال می کنند تا اگر اشتباهی در کار آن ها رخ داد، متـذکر شـوند.

البته والدین باید توجه داشته باشند که در کار مراقبت و نظارت نبایـد بـیش از حـد افراط کنند و مدام در پی این باشند تا ببینند فرزند چه می کند و کجـا مـی رود. چنـین مراقباتی با احترام و شخصـیت دهی فرزنـد منافـات دارد. زیـرا در ایـن صـورت فرزنـد اعتماد به خود را از دست می دهد، چون خود را انسانی می بیند که نیاز به مراقبت دارد.

پنجم، راستی و صداقت

یکی از مهم ترین مسائل در تربیت راستی و صداقت در رفتار و گفتـار بـا کـودک و پرهیز از دروغ، تزویر و حیله است. کودک هم راسـتی و صـداقت را خـوب دریافـت می کند و هم دروغ و حیله و تزویر را. صداقت نداشـتن بـا کـودک و دادن وعـده های دروغ به او علاوه بر انجام گناه باعث می شوند که کودک عدم صداقت، وفا نکـردن به عهد و وعده، آموزش دروغ و تزویر و ریـا و حیلـه را یـاد بگیـرد و ایـن عمـل باعـث خدشه دار شدن زندگی او می شود.

ششم، پرهیز از امر و نهی

انسان به ویژه کودکان و نوجوانان استقلال طلب اند و روحیه آن ها با امر و نهی چندان سازگاری ندارد. به موجب روایاتی که از معصومان نقل شـده، کودکـان تـا سـن هفت سالگی به مانند حاکماند و می خواهند به دیگران امر و نهی کنند، نـه این کـه تـابع دیگران باشند و این روحیه پذیرش امر و نهی از سنین هفت سال به بعد است.

هفتم، پرهیز از عیب جویی و سرزنش

از دیگر اصولی که در تربیت دینی فرزند باید مورد توجه قرار گیرد این است نباید از کارهای کودکان و آنچه انجام می دهند عیب جویی کرد و دائمـاً از آن هـا عیـب و ایـراد گرفت؛ زیرا این کار باعث می شود که آن ها بـه توانـایی و اسـتعداد خـود تردیـد کننـد و اعتماد به خود را از دست بدهند.

روش ها و شیوه های انتقال مفاهیم دینی

در نظام تربیتی اسلامی آغاز تعلیم و تربیـت بـا اسـتفاده از روش شناسـی و بررسـی شیوه های صحیح تربیتی جایگـاه ویـژه ای دارد.

نخست، الگوپذیری

یکی از شیوه های مؤثر در تربیت کودکان و نوجوانان روش الگـویی اسـت. در ایـن روش فرد از فرد یا افراد دیگر به عنوان سرمشق و الگو اسـتفاده می کنـد. این روش تا آنجا تأثیرگذار است که خداوند برای تربیت بشر الگو ارائه می دهـد. تربیت ابتدایی انسان به طور طبیعی با روش الگویی شکل می گیرد. کودک در چند سال نخست زندگی خود همه کارهایش را از افراد پیرامون خود که در درجه اول پدر و مادر او هستند، الگوبرداری می کنند و با تقلید از آنان رشد می کند و ساختار تربیتـی اش سامان می یابد.

دوم، روش تشویق

خداوند برای تشویق بندگان به کارهای نیـک بارهـا و بارهـا از ایـن روش اسـتفاده کرده است و پاداش کارهای آن ها را بیان کرده است. این روش در کودکان بسیار تأثیرگذار است. در این روش پس از انجـام کـار نیـک توسط کودک، پاداش و جزای نیکی به او داده می شـود. کـودک بـا دریافـت پـاداش تمایل بیشتری پیدا می کند که به انجام عبادات و کارهـای نیـک از پـیش تعیـین شـده اقدام نماید. تشویق یک شیوه مناسب در ایجـاد انگیـزش بـه سـوی کارهـای مثبـت است.

سوم، احترام و تکریم شخصیت فرزند

از دیگر شیوه های مهم تربیت در اسلام، شیوه احترام به شخصیت فرزند و واگذارکردن مسؤولیت به او است. یکی از سرمایه های فطری و ذخایر طبیعی که در باطن هر انسان به قضای حکیمانه الهی مستقر شده است، غریزه حبّ ذات است. یکی از طرق ارضای غریزه حب ذات، تکریم کودکان و توجه بـه شخصـیت آن هـا است.

چهارم، داستان و قصه گویی

در تعلیم و تربیت، قصه گویی و داستان روشی است که به وسیله آن بطور غیرمستقیم در اعماق روح کودک و نوجوان تأثیر  می گذارد. زبان قصّه یا داستان یکی از مناسب ترین روش های آموزش مفاهیم دینی به کودکـان است؛ زیرا کودکان شیفته شنیدن قصّه و خواندن داستان هستند و این سبب می شود تا بخش عمده تعلیم و تربیت دینـی کودکـان از ایـن راه انجـام پـذیرد. هر چـه اسـتفاده از داستان های مناسب بیشتر باشد، تأثیر این آموزش و رسیدن به هدف های مـورد نظـر آن ساده تر و سریعتر صورت می گیرد.

پنجم، محبّت

یکی از ابزارهایی که می تواند ما را در نهادینه کردن آموزه های دینـی در فرزنـدان بـه هدف برساند، محبت کردن است. استفاده از محبت از مؤثرترین و کارآمدترین شیوه های تربیتی است. محبت جاذبه می آفریند و انگیزه خلق می کنند. کودک در این مرحله نیاز شدیدی به محبت و بزرگداشـت از جانـب پـدر و مـادر دارد و نیازمند آن است که در خانواده و اجتماع به شخصیت و منزلت او اهمیت بدهند و مورد توجه تمام باشد. هر قدر احساس محبوب بودن در وجود او تقویت شود و بداند که پدر و مادر یا جامعه، شخصیت و مقام او را درک می کند، رشدی متعادل، سازگار و شایسته و هماهنگ با نظام آفرینش خواهد داشت.

ششم، روش تذکّر

تذکر روشی برگرفته از قرآن است که عبارت می باشد از گفتار و یا رفتـاری کـه از مربی سر می زند تا متربی را نسبت به آنچه از یاد برده و یا از آن غفلت کـرده و یـا از آن بی خبر است و اطلاع از آن برای او لازم است، آگاه سـازد و احساسـات او را در قبـال آن ها برانگیزد. لذا یکی دیگر از روش هـای مـؤثری کـه مربیـان می تواننـد بـه تربیت دینی فرزندانشان اقدام کنند این روش است.

هفتم، موعظه

قوام و پایداری حیات بشری به پند و اندرز وابسته است. پند بهترین راهی است که برای تربیت صحیح فرزند مفید است و آن هم برای خود راه و روشـی دارد. حتی بیـان خوبی هـا و نشـان دادن نتـایج وخـیم زشـتی ها و انحرافات به صورت نقل داستان و قصه، بیان سرگذشت پیشینیان از خوبی و بدی، یکی از روش های خداوند برای تربیت انسان ها است.

هشتم، ذکر امثال و تشبیه

در امر آموزش استفاده از مثال های زیبا در فرآیند یادگیری و تنوع و نشاط آن سهم زیادی دارد. استفاده از تمثیل موجب می شود که مخاطب مطلب را ساده تر بیـاموزد. درمورد تربیت فرزندان و آشنایی آن ها با مباحث دینی نیز این روش مؤثری است که مربیان و والدین می توانند از این الگو استفاده کنند.

نهم، روش عبرت

عبرت حالتی است که در اثر برخورد با اموری به انسان دست می دهد و بـه خـودی خود یک روش نیست، بلکه یک پیامد شیرین تربیتی است. لکـن بـا توجـه بـه عامـل ایجاد کننده این حالت می توان آن را روش نامید. حالت تربیتی عبرت به دو صورت رخ می دهد؛ نخست، گاهی خود فرد با خواندن جریانات تاریخی یا دیدن طبیعت و آثار به جـای مانـده از گذشتگان به این حالت می رسد. دوم، گاهی دیگران زمینه ها و مقدمات به وجود آمدن چنـان حـالتی را بـرای فـرد فـراهم می کنند. روش عبرت نکته ای مهم و سازنده در تربیت است که هـر واقعـه و جریـانی را بـه صورت درسی در آوریم که کودک از آن استفاده کنـد.

دهم، روش یادآوری نعمت های الهی

یکـی از روش هـای تربیتـی پیـامبران الهـی یادآوری نعمت های الهی است تا به این وسیله گرایش انسان ها را بـه سـوی صـاحب نعمت برانگیزند و سـپاس گزاری از نعمـت دهنـده را کـه از گرایش هـای ریشـه دار و فطری انسان است در آنان بیدار سازند. این مطلب در مورد کودکان نیز صدق می کند.

یازدهم، تکرار و تلقین

تکرار و تلقین یکی از روش های آموزشی مؤثر در تربیت به خصـوص تربیـت دینـی فرزندان است. در ایجاد رفتاری ثابت و عادتی استوار باید از مجرای تکرار وارد شد. هر قدر عمل مکررتر باشد امکـان تثبیـت آن بیشـتر خواهد بود. همچنین در تربیت دینی این اصل وجود دارد کـه از راه ظـاهر و عمـل ظاهری می توان در باطن نفوذ داشت و بر عکس. کودک را باید بـه ظـاهر عمـل و تکرار در این ظاهر انس دهیم تا باطن او شکل گیرد. با تمرین و تکرار می توانیم به کودک بقبولانیم که عمل ناپسندی که مرتکب شده مورد نفرت پدر و مادر یا اجتماع است و این مسأله ربطی به بقای محبوبیت وی ندارد.

دوازدهم، مشاهده، تجربه و تعقل

مشاهده و مطالعه طبیعـت از امـوری اسـت کـه بـه انسـان قـدرت شـناخت علمـی می بخشد و او را برای تصرف در طبیعت آماده می سازد. مشاهده، تجربه و تعقل از جمله روش هـای تربیـت اسـلامی اسـت کـه افـراد را بـه آگاهی و شناخت می رساند. چون از امتیازهای انسان داشتن قدرت تفکر و اندیشه است.

با توجه به این که برای کودکان دیدنی ها بیشـتر و شـنیدنی ها کمتـر مفیـد هسـتند و همچنین به دلیل جذاب بودن و عدم خستگی این روش برای کودکـان شـیوه مـؤثری است، از این رو مربیان می توانند از این روش در تربیت فرزندان به خصوص تربیـت دینـی آن ها استفاده نمایند.

سیزدهم، برقراری ثواب و عقاب برای اعمال

در اسلام برای اعمال انسان ثواب و عقاب مقرر شده است. از پیامدهای قرار دادن پاداش برای عمل صالح فرد می تـوان بـه بهـره وری و نتیجـه مضاعف در کار، اجر اخروی، استفاده بردن از یک زندگی عالی و حیات معقـول و از پیامدهای قرار دادن عقاب برای اعمال می توان بـه سـرزنش درونـی، خـواری و ذلـت، سنگدلی و قساوت، زندگی توأم با زیان و سـختی، کیفـر قـراردادی و عـذاب اخـروی اشاره کرد.

بررسی آسیب شناسی در تربیت دینی

آسیب های احتمـالی در تربیـت، کوشـش های مربیـان را بی حاصـل خواهـد نمـود. بنابراین شناخت جنبه های منفی در فعل و انفعالات تربیتی کم اهمیـت تر از شـناخت جنبه های مثبت نیست. آسیب های تربیت دینی می توانـد عوامـل و منشـأ های گونـاگون داشته باشد که شامل موارد ذیل می شود؛

نخست، اکراه، اجبار، تحمیل، تحکّم

از روش های نادرستی که ممکن است در تربیت دینی فرزندان به کـار گرفتـه شـود، تحمیل کردن اموری بر متربّی(فرزند) بر خلاف میل او است. در این روش زمام امور به دست مربی است و با اعمال نفوذ و قدرت آن ها را مجبور به پذیرش برنامه های مربـی می کند و او به جای رهبری، ریاست می کند.

در این روش مربی مسئولیت تربیت را در انحصار خود می داند و برای متربّی نقشی قائل نمی شود عملی که باعث تربیت ناموفق می شود و از نظر اسلام نیز مورد پذیرش نیست. از پیامدهای ناگوار تحمیل و اجبار می توان به تربیت نشدن صحیح، تضعیف عـزت نفس، نفاق و دورویی، تجرّی و اقدام تلافی جویانه و یادگیری و همانندسازی این عمل نامناسب اشاره کرد.

دوم، تحقیر و اهانت

از دیگر روش های آسیب پذیر تحقیر و اهانت است که در آیات و روایـات فراوانـی از آن نهی شده است. از آن جایی که انسان اشـرف مخلوقـات و خلیفـه اللـه بـر روی زمین است و از طرف دیگر تحقیر و اهانت با او برخورد مستقیم دارد، لـذا مـورد نهـی دین شریف اسلام و شارع قرار گرفته است.

از پیامد های نامطلوب این رفتارها می توان بـه احسـاس حقـارت و خـود کـم بینـی، ضعف پایه های اعتماد به نفس، احساس گناه و شرمندگی، افسـردگی و کنـاره گیری از جامعه، عداوت و کینه توزی، گرایش به شرّ و پلیـدی، نفـاق و دورویـی و مـوارد دیگـر اشاره کرد.

سوم، جدال و مراء

از دیگر روش های آسیب زا در تربیت دینی جدل و مراء و به تعبیری «جرّ و بحث» با متربّیان است. به کارگیری این رفتار در حوزه تربیت دینی علاوه بر پیامدهای بالا باعث یادگیری و انتقال رفتار مذکور به متربّی خواهد شد.

چهارم، ناهماهنگی در گفتار و رفتار

روش دیگر ناهماهنگی بین قول و فعل مربی و عدم تطابق گفتار بـا کـردار اوسـت که روند تربیت را با مشکلاتی روبرو می سازد و آسیب های فراوانی را متوجه تربیت آموز می نماید. این نوع برخورد دروغ، خلف وعده، خیانت در امانـت و نفـاق را شـامل می شـود. این رفتارها زمینـه بی اعتمادی، شک، تردید و تزلزل در رفتار و باورهای افراد را پدید می آورد.

پنجم، تنبیه

تنبیه یکی از روش های تربیتی است کـه در موقعیت هـای خاصـی می توانـد یـک روش بازدارنده و گاه اصلاحی باشد و از این جهت در گروه روش های بازدارنـده و گاه اصلاحی و گروه روش های ایجابی قرار می گیرد کـه انجـام دادن آن اثـر تربیتـی دارد. عواملی که باعث به کارگیری این روش های آسیب زا می شود شامل عامل شناختی، عاطفی، فرهنگی و تربیتی می شود.

نتیجه گیری

نخست، در نهاد هر انسانی، حـسّ دینـی و میـل بـه خداجویی وجود دارد که از آغاز زنـدگی بـه تـدریج نمایـان می شـود و در رشـد و شکوفایی آن تربیت نقش اساسی دارد.

دوم، اگر بنا شود یک شیء شکوفا شود باید کوشـید تـا همـان اسـتعدادهایی کـه در آن هست آشکار و فعال شود.

سوم، تربیت دینـی فرزنـدان را بایـد از کـودکی آغـاز کـرد زیـرا روح آنـان در ایـن زمـان انعطاف پذیری قابل توجهی دارد و هر چه انسـان بزرگ تـر می شـود، از ایـن انعطـاف کاسته می شود.

چهارم، استفاده از شیوه های مناسب تربیتی در محیط خانه و عرضه درست معارف دینـی و مذهبی به کودک در تربیت دینی او تأثیر فراوان دارد.

پنجم، از مهم ترین روش هـای مطـرح شـده، آنچـه بسـیار مهـم می باشـد، اسـتفاده از روش نمایشی و عملی در آموزش مفاهیم دینی است.

ششم، از دیگر شیوه های مهم و مؤثر روش الگویی است. در این روش فرد از فرد یا افراد دیگر به عنوان سرمشق و الگو استفاده می کند.

هفتم، در دعوت کودکان و نوجوانان به دین باید به گونه ای عمل کنیم که آن ها احسـاس آزادی کنند.

هشتم، آسیب های احتمـالی در تربیـت، کوشـش های مربیـان را بی حاصـل خواهـد نمـود؛ بنابراین شناخت جنبه های منفی در فعل و انفعالات تربیتی لازم و ضروری است.

انتهای پیام/

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/۰۵5173

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند

*

*

<script>