خانه / مبانی علوم انسانی اسلامی / نسبت نظریه قدرت و نظریه دولت در حکومت اسلامی

نسبت نظریه قدرت و نظریه دولت در حکومت اسلامی

به گزارش روابط عمومی دبیرخانه دوره آموزشی پژوهشی علوم انسانی اسلامی مفتاح، دکتر فتح‎اللهی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی در جلسه روز سه‎شنبه با عنوان «نسبت نظریه قدرت و نظریه دولت در حکومت اسلامی» با بحث از اهمیت باور و اعتقاد مردم به قوانین اساسی بیان داشتند قدرت مادی که با زور اسلحه و ثروت به دست می آید باید به قدرت معنوی تبدیل گردد و این اعتقاد و باور و احترام مردم به تعهد موجود میان حاکم و مردم قدرت می بخشد.

در حقیقت قوانین اساسی در همه کشور‎ها به عنوان قراردادی میان مردم و حاکمان باید در باور مردم استحکام و قدرت پیدا کند و به نوعی رابطه دولت و مردم هویت‎سازی گردد. در این صورت است که قدرت معنوی قانون اساسی نمایان می‎گردد. این قدرت که به صورت ملموس و عینی قابل درک نیست، بزرگترین دستاورد سیاسی در اسلام نیز هست. چرا که سیاست اسلامی نیز بر اساس باور به قانون پی ریزی شده است. به عنوان مثال منشور مدینه در زمان پیامبر اکرم (ص) مورد احترام همه مردم مدینه و پیامبر قرار گرفت. هر چند که تمام آن مورد قبول ایشان نبود. همچنین در خصوص عملکرد و سیره سیاسی امام علی و امام حسن علیه السلام در جریان سقیفه و صلح با معاویه نیز همین معنا برداشت می‎شود.

رییس پژوهشگاه علوم انسانی در ادامه افزود: در عصر کنونی نیز قانون اساسی در جمهوری اسلامی ایران علیرغم آنکه در ابتدا با نظر رهبر کبیر انقلاب فاصله داشت، مورد احترام ایشان قرار گرفت. به عبارت دیگر حضرت امام خمینی با این عمل خود به قانون اساسی تقدس و اعتبار واقعی بخشیدند و این امر سبب عمل و پایبندی به قانون اساسی توسط مردم گردید.

ایشان در پایان پس از بیان امکان کشف سیستم سیاسی اسلام از نوع تقسیم بندی اموال به اموال خدا، مردم و دولت در فقه اسلامی اضافه کردند نظریه قدرت در اسلام را می توان از نظریه حرکت جوهری ملاصدرا به دست آورد. بر این اساس قدرت مادی در یک حرکت جوهری به قدرت معنوی تبدیل می شود. بنابراین قدرت یک چیز ایستا نیست بلکه «شدن و صیرورت قدرت از ماده به معنا»ست. بر این اساس می توان گفت در آینده با رشد و تقویت باور مردم به قانون بیشتر به قدرت معنوی خواهیم رسید.

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/۰۶1751
<script>