خانه / اخبار /

اساتید جامعه شناسی دانشگاه شیراز در نوشتاری عنوان کردند؛

مشارکت سیاسی بانوان از دیدگاه اسلام/ اسلام مخالف مشارکت بانوان نیست اگر عرف مخالف و مانع نباشد

اساتید جامعه شناسی دانشگاه شیراز در نوشتاری عنوان کردند؛

مشارکت سیاسی بانوان از دیدگاه اسلام/ اسلام مخالف مشارکت بانوان نیست اگر عرف مخالف و مانع نباشد

اسلام بر رشد آگاهی های سیاسی زن تأکیدی تام دارد تا زن بتواند مسئولیت های سیاسی و اجتماعی خود را به انجام رساند. البته شرایط و بافت اجتماعی می تواند مانع ایفای این مسئولیت ها شود همچنان که ممکن است آن را تسریع کند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح، حلیمه عنایت و مجید موحد از اساتید جامعه شناسی دانشگاه شیراز و شهناز براتی کارشناسی ارشد مطالعات زنان این دانشگاه «مشارکت سیاسی زنان از دیدگاه اسلام» را با رویکردی جامعه شناسانه در مقاله ای بررسی کردند و عنوان داشتند: زنان نیمی از پیکره اجتماع انسانی هستند و شخصیت، رفتار، فرهنگ و اندیشه آنان در شکل گیری جامعه انسانی نقش مهمی ایفا می کند.

این نوشتار می افزاید که اسلام با تغییر نگرش نسبت به زنان، آن ها را در شأن انسانی برابر با مردان می داند. توجه ویژه پیامبر اکرم(ص) به ساخت جامعه ای مبتنی بر ارزش های انسانی بدون در نظر گرفتن جنسیت و با توجه به آموزه های قرآنی سبب شد که مشارکت سیاسی زنان صورتی متفاوت نسبت به دوران جاهلیت پیدا کند.

نویسندگان برای تبیین جنبه دینی مشارکت سیاسی بانوان از دیدگاه اسلام به سراغ قرآن می روند و با توجه به آیات آن تأکید می کنند: آموزه های قرآنی پیروان خود را به برخورد منطقی و موضوعی با پدیده ها، به دور از تعصب و پیش داوری دعوت می کند و با نگاهی یک بعدی تمام فضایل یک پدیده را انکار نمی کند یا تمام عیوب آن را نادیده نمی گیرد.

آن ها ادامه می دهند: نگاه قرآن به اوضاع فرهنگی دوران جاهلیت نگاهی اصلاحی است و در صدد نیست که آداب، رسوم و روش های زندگی آن ها را به طور کامل از بین ببرد و نهاد فرهنگی جدیدی بنیان نهد. برای نمونه حج را می توان جمع میان حج ابراهیمی، حج جاهلی و حج اسلامی دانست.

این نوشتار یادآور می شود: قرآن کریم هرگز زنان را در ردیف سفیهان، محجوران و ضعفای فکری و عقلی به لحاظ زن بودن قلمداد نکرده است بلکه به رای و بیعت آن ها با پیامبر(ص) نیز عنایت و توجه داشته است و آن را معتبر شمرده است. به همین دلیل به حضرت محمد(ص) می فرماید «ای پیامبر! هنگامی که زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که چیزی را شریک خدا قرار ندهند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایی پیش دست و پای خود نیاورند و در هیچ کار شایسته ای مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن و برای آنان از درگاه خداوند آمرزش طلب که خداوند آمرزنده و مهربان است.»

مقاله برای اثبات ادعای خود درباره نگاه مثبت اسلام برای مشارکت سیاسی زنان، گریزی هم به دوران جاهلیت می زند و خاطرنشان می سازد: مردم عربستان به اقتضای طبیعت دوگانه آن سرزمین به دو قسمت «اعراب بادیه نشین و اعراب مدنی» تقسیم می شدند. عرب های بادیه نشین بی منظور و بی هدف در بیابان سرگردان نبودند، بلکه زندگی آن ها از نظم خاصی پیروی می کرد؛ چه در صحرا و چه در شهر زندگی افراد با واحدی به نام قبیله پیوند می خورد. در جامعه جاهلی عربستان هویت فرد در قالب قبیله تعریف می شد؛ قبیله اساس جامعه بدوی بود و در تعریف گروه ی از مردم بودند که انتساب به یک مبنای مشترک، عامل تجمع و وحدتشان بود.

در ادامه می آید: قبیله در جامعه عرب جاهلی نه فقط شالوده حیات و بقای تمام پیوستگی های فردی و اجتماعی عرب به شمار می رفت، بلکه تمام ارکان شخصیت و مظاهر فکری و عقلی او را نیز تشکیل می داد. در ذهن عرب جاهلی قبیله واقعیتی خارج از ذهن افراد داشت و با اتکا به همین واقعیت و بدون آنکه تنها مقوله ای اعتباری به شمار رود بر تمامیت افراد اعم از جان و اندیشه آن ها و افراد خانواده شان حکومت قطعی و مسلم داشت. حتی نظام قبیله آن قدر کوچک و بسیط بود که در آن هر اتفاقی را می شد به سیاست ربط داد و به طور طبیعی نمی شد زنان را از این عرصه کنار گذاشت. یکی از جلوه های مهم سیاسی در نظام قبیله ای، مجلس مشورتی متشکل از بزرگان قوم و قبیله و معمولا مردان بود. در برخی موارد زنان هم در این مجالس صاحب رأی بودند.

نویسندگان می گویند: در عرصه سیاست خارجی قبیله زنان عناصری مهم بودند، ولی در حد ابزار برای قبیله کارایی داشتند. چرا که یکی از راه های هم پیمانی قبایل ازدواج یکی از زنان قبیله با مردی از قبیله دیگر بود. این ازدواج نوعی پیمان تدافعی برای دو قبیله به شمار می رفت. یکی از مسئولیت های افراد قبیله حمایت از قبیله در هنگام خطر بود. نگاهی گذرا به جنگ های زمان جاهلیت نشان دهنده حضور زنان در این جنگ هاست اما اغلب گفته می شود که حضور آن ها صرفاً برای ترغیب سپاه به ادامه جنگ بود. در عرصه سیاست داخلی ردّ پای زنان را تا دارالندوه آن هم در مواردی معدود می توان دنبال کرد.

موضوع بعدی اَشکال مشارکت زنان در صدر اسلام است که نویسندگان آن را مطرح کرده و درباره آن می نویسند: برای فهم تحول جایگاه سیاسی زنان باید تحولات نظام و فرهنگ سیاسی اسلام را نسبت به جاهلیت بررسی کرد. ریشه های این تحولات به تعالیم پیامبر اکرم(ص) که مبتنی بر وحی الهی است باز می گردد. اندیشه دینی که از زبان پیامبر(ص) مطرح شد، با زندگی قبیله ای که تربیت افراد را در چارچوب های محدود شکل می داد مخالفت بود و افراد را فراتر از محدودیت های قومی تربیت می کرد. همزمان که حضرت محمد(ص) به تحول در جامعه جاهلی دست زدند وضعیت زنان را نیز متحول ساختند.

نوشتار تأکید می کند: از یک سو پیوند زنان به مسجد که محور جامعه اسلامی بود، موجب افزایش آگاهی ها و میزان مشارکت آن شد. از سوی دیگر اسلام بر رشد آگاهی های سیاسی زن تأکیدی تام دارد تا زن بتواند مسئولیت های سیاسی و اجتماعی خود را به انجام رساند. البته شرایط و بافت اجتماعی می تواند مانع ایفای این مسئولیت ها شود همچنان که ممکن است آن را تسریع کند. در نهایت امت مسئول تغییر بافت و ساخت اجتماعی است تا زن امکان بیابد در فعالیت های سیاسی مشارکت کند.

در مقاله «نقش سیاسی بانوان از دیدگاه اسلام»، صحنه های جهاد، هجرت برای حفظ دین، بیعت با رسول گرامی اسلام(ص) دفاع از ولایت و اعتراض به حاکمان وقت عناصر بارز حضور زنان در عرصه سیاسی معرفی شده و اذعان می شود: این موضوعات جواز حضور زن در صحنه های سیاسی و اجتماعی جامعه را تأیید می کند ولی شکل و قالب فعالیت های بانوان در جامعه امروز به تناسب شکل و نهاد جامعه و راه های اظهار نظر سیاسی و شرایط جامعه با فعالیت های سیاسی زنان صدر اسلام و اعصار پیشین متفاوت است.

در ادامه مقاله، بیعت از بارزترین جوانب عمل سیاسی به شمار می آید که امت با آن سر و کار دارد و گفته می شود: زیرا از نظر اسلام بیعت نه تنها به نظام حاکم مشروعیت می بخشد، بلکه در تجربه صدر اسلام بیعت حتی به ایجاد نظام مربوط بوده است. بنابراین بیعت اساس جامعه اسلامی و وسیله ای برای اعلام التزام جامعه به شریعت است. قبل از استقرار حکومت اسلامی در یثرب(مدینه) نیز مردم آن سرزمین دو بار به نمایندگی از طرف خودشان گروهی را اعزام و با پیامبر گرامی اسلام بیعت کردند. در میان هر دو گروه زنان مساوی با مردان نقش ایفا می کردند.

موضوع بعدی که در نوشتار عنوان می شود «زن و حضور در جنگ» است که درباره آن تصریح می شود: در عرصه سیاسی و اجتماعی صدر اسلام زن موجودی منفی یا مهره ای متروک و مطرود نبود، بلکه از آغاز بعثت پیامبر(ص) دوشا دوش مردان در صحنه های مختلف اجتماعی، سیاسی و… حضور داشته و نقش مؤثر و مثبتی ایفا می نمود. در تاریخ نقل شد «حضرت زهرا(س) گاهی در صحنه های نبرد حضور می یافتند و خدماتی انجام می دادند. از جمله نقل شده است که در صحنه نبرد احد حضور داشتند و خون از چهره رسول خدا(ص) شستند و بر زخم ایشان مرهم نهادند.»

نوشتار، موضوع سوم خود برای اثبات حضور بانوان در عرصه سیاسی از دیدگاه اسلام را «زن و نظارت اجتماعی» اختصاص می دهد و تأکید می کند: یکی دیگر از فعالیت های سیاسی و اجتماعی زن که  قرآن نسبت به زنان بازگو کرده، امر به معروف و نهی از منکر است. وظیفه امر به معروف و نهی از منکر از تکالیف مشترک زن و مرد در قرآن کریم است. مقابله با بزرگ ترین منکر در عرصه حیات اجتماعی یعنی حاکمیت ظلم و ستم و دستگاه جور از وظایف مسلّم هر زن و مرد مسلمانی است.

در ادامه موضوع «زن و هجرت» معرفی شده و گفته می شود: هجرت یکی دیگر از حرکت های سیاسی است که در صدر اسلام دو بار اتفاق افتاد و زنان مسلمان در هر دو مهاجرت شرکت داشتند. این مهاجرت ها ابعاد سیاسی بسیاری داشت. نخست، طرد و سستی نظام حاکم بر جامعه را نشان می داد. دوم، ابلاغ پیام آیین جدید را به همراه داشت و سوم تدبیر سیاسی بود برای ماندگاری و پایداری مکتب نو ظهور، بدین معنا که اگر مشرکان، مسلمان را در مکه نابود ساختند پیروان آیین نو در مکانی دیگر به حمایت و حراست آن بپردازند.

پنجمین موضوعی که در مقاله بررسی می شود «زن و حضور در حج» است که درباره آن نوشته شد: حج نیز یکی از عرصه های عبادی، سیاسی و اجتماعی بود که زنان صدر اسلام در آن حضور یافتند و این حضور با توجه به فضیلت حج اهمیت بسیاری داشت. در اولین سفر پیامبر(ص) به خانه خدا که در ذی القعده سال ششم هجرت انجام شد، چهار زن به نام های ام سلمه، ام عماره، ام منیع و ام عامر اشهلی حضور داشتند.

نویسندگان در پایان سخنان خود چنین نتیجه گیری می کنند: در اسلام مشارکت سیاسی و حقوق اجتماعی زنان به خوبی ترسیم و جهات آن مشخص است. به گونه ای که علاوه بر حقی که بانوان در این مورد دارند، این مشارکت سیاسی وظیفه هر زن است همان طور که وظیفه هر مرد مسلمان است. متغیرهایی در دین تعیین شده است که مشارکت سیاسی زنان با الگوهایی که مورد تأیید پیامبر(ص) بوده است، مسجّل و حقوق اجتماعی ایشان معین شده است.

انتهای پیام/

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/۰۶5218

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند

*

*

<script>