خانه / مبانی علوم انسانی اسلامی / هست‌ها و نیست‌ها تفسیرِ باورهایند/بایدها و نبایدها ناظر به ارزشهایند

هست‌ها و نیست‌ها تفسیرِ باورهایند/بایدها و نبایدها ناظر به ارزشهایند

حجت الاسلام رهنمایی: واکاوی یک نظام فکری بیانگر سلسله ای از هست‌ها و نیست‌ها از یک سو و زنجیرهایی از بایدها و نبایدها از دیگر سو می‌باشد. تناسب این دو زنجیره شیرازۀ نظامی است که این دو مجموعه از آن نشأت یافته اند. هستها و نیستها تفسیر عینی باورهایند، در حالی که بایدها و نبایدها ناظر به ارزشهایند.

به همت گروه علوم تربیتی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و همکاری دبیرخانه هیئت حمایت از کرسی‌های نظریه پردازی، نقد و مناظره و انجمن تعلیم و تربیت اسلامی حوزه، کرسی ترویجی «تعلیم و تربیت ارزش‌ها؛ چیستی و قلمرو آن» با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید احمد رهنمایی عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در این مؤسسه برگزار شد.

در ادامه گزارشی از این کرسی ارائه می شود:

از منظر تعلیم و تربیت ارزشها، خود ارزش‌ها، علاوه بر افراد ارزش‌باور و ارزش‌مدار، موضوع محوری تعلیم و تربیت قرار می‌گیرند. بدین ترتیب، تعلیم و تربیت با همه عناصر و کارکردش مشتمل بر تبیین، توجیه، تثبیت، افزایش، توسعه، پرورش، پالایش، پیرایش و … فرایندی است که در خصوص ارزشها به مثابه یک موضوع محوری نیز انجام می پذیرد.

بر اساس تعلیم و تربیت ارزشها، ارزشهای مثبت )فضیلتها) باید به گونه ای تحت تأثیر فرایند تعلیم و تربیت قرار گیرند که پیرو آن انسانهای برخوردار از شخصیت سالم مجذوب آن ارزشها شوند، همچنان که روند تعلیم و تربیت ارزشهای منفی )رذائل) نیز باید به گونه ای باشد که رذائل در نظر انسانهای برخوردار از شخصیت سالم منفور گردند و کسی تمایلی به اتصاف و التزام عملی به آنها نداشته باشد.

به عبارتی می‌خواهیم بدانیم ارزشهایی چون عدالت، کرامت، حیا، عفت، تقوا، توکل، شکر، صبر و نظایر آن چیستند و چگونه باید مورد بازشناسی و شناساندن و بازپروری و ارزش‌گذاری و معرفی و توجیه و افزایش و تثبیت و توسعه قرار گیرند تا افراد خود به خود برای اتصاف و التزام به آنها اقدام نمایند و در نتیجه، اهل این ارزشها و برخورداران از آنها به آسانی از نابرخورداران ارزشها بازشناسی شوند؟ متقابلا می‌خواهیم دریابیم ارزشهایی چون ظلم، لئامت، پرده دری، پلشتی، ناپاکی، خودمحوری، ناسپاسی، بیقراری و نظایر آن چیستند و چگونه باید مورد بازشناسی و شناساندن و پرهیز و ارزشگذاری و معرفی و توجیه و بیم دهی قرار گیرند تا افراد خود به خود از اتصاف و التزام به آنها گریزان باشند؟

پرسش اصلی:

تعلیم و تربیت ارزشها چیست و قلمروهای آن کدام است؟

پرسشهای فرعی:

عناصر و مؤلفه های اساسی در تعلیم و تربیت ارزشها کدام است؟

قلمرو تعلیم و تربیت ارزشها چیست؟

تعلیم و تربیت ارزشها چه تفاوتی با سایر رشته‌های تعلیم و تربیت همچون، تربیت دینی و تربیت اخلاقی دارد؟

ارزش و ارزشگذاری

جهان ما انسانها، جهان ارزش و ارزشگذاری است، به گونه ای که هیچ چیزی را هیچ کجا در هیچ زمان نمی‌توان فارغ از ارزش و ارزشگذاری یافت، حتی آنان که به هر بیانی زندگی و یا هستی را پوچ و بی‌معنا دانسته و یا به گمان واهی خویش از هر نوع ارزشگذاری پرهیز داشته اند، پوچ‌انگاری و گمانه پردازی‌شان خود مصداقی از ارزشگذاری به شمار می‌رود. در واقع ادعای بی‌ارزشی و بیهودگی به خودی خود از بار ارزشی خاصی برخوردار است که گریزی از آن نیست. در این راستا، ارزش زندگی ما به بهایی است که خود برای خویشتن و زندگانی خویش قایل هستیم و بهای ما رهین معنا و حقیقتی است که در تفسیر خود از زندگی جستجو می کنیم. پس این حقیقت دارد که هرچه را بر می تابی و به آن اهمیت می دهی، نشان از ارزشی دارد که برای آن در نظر گرفته ای.

نگرش بالا بر همه ساحتها و آفاق وجودی ما سایه افکنده و تمامی فعل و انفعالات ما را – از تلاش تا معاش، از خوردن تا خفتن، از زندگانی تا مرگ و از دنیا تا آخرت – در بر گرفته است. زندگی از این رو برای انسان در سایه سار ارزش و ارزشگذاری معنا، اعتبار و روایی می یابد.

اندکی تأمل و درنگ در زندگی کافی است تا ما را به این واقعیت پایدار و برقرار و تغییرناپذیر رهنمون شود. این داستان جاری و روایت همیشگی انسان است که با فراز و فرود خود ظهور و افول می‌یابد و با آمدوشد خود نقش و رسوب می‌بندد. جالب اینکه این حقیقت حکایت یافته پیش فرض اساسی علوم انسانی قرار می گیرد. علوم انسانی اگر به ساختار و سامانی رسیده اند و جایگاهی به هم رسانده اند، همه در گرو وجود همین پیش فرض بوده و هست. مگر ممکن است از روانشناسی دم زد و با این وجود از ارزش کنش و واکنشهای روان غافل ماند؟ مگر می توان از تعلیم و تربیت سخن به میان آورد و به ارزش فعل و انفعالات و فراز و فرود انسان و بودن برای شدن پی نبرد؟ آیا درست است به تفسیر و تبیین رشته ها و گرایش‌هایی چون جامعه شناسی، حقوق، سیاست، هنر، اخلاق، مدیریت، اقتصاد و تاریخ و… پرداخت و اشاره ای حتی به ارزشهای برآمده از آنها ننمود؟ هر چیزی و هر امری به خودی خود و یا نسبت به دیگر اشیاء و سایر امور بهایی دارد و به همین دلیل مورد توجه و کاربرد ویژه قرار می گیرد. این بها به ازاء مطلوبیتی است که انسان برای آن اشیاء و امور قائل گردیده است. بها و مطلوبیت در تعریف ارزش، حرف اول را می‌زنند. ارزش و فایده از جنبه مفهومی آنچنان به یکدیگر گره خورده‌اند که اندیشمندی چون شهید مطهری پیدایش ارزش را به مفید واقع شدن، ترجمه و تفسیر کرده است. اگر چیزی به هر نوعی مفید باشد و منظوری را تأمین بکند و کمالی برای یک درجه از درجات وجود انسان و یک قوه از قوه‌های انسان باشد و از طرف دیگر رایگان نباشد یعنی به سادگی در دسترس او نباشد و قابل انحصار هم باشد، اینجا ارزش پیدا می شود.

عنصر مطلوبیت نیز از جمله عناصری است که در بیان چیستی ارزش می تواند مورد استفاده قرار گیرد. در اینجا، دنبال عنصری هستیم که به گونه ای برای انسان از جنبه مادی و یا معنوی منفعتی به دنبال داشته باشد. در این صورت گفته می شود این امر یا این چیز مطلوب انسان است و به تعبیری برای انسان مطلوبیت دارد، یعنی انسان واقعا با قصد و اراده و عزم به فکر دریافت آن است و سعی در اکتساب آن دارد.

عنصر منفعت و مطلوبیت و یا ضرر و مبغوضیت در تفسیر و مفهوم شناسی فنی و کاربردی ارزش نیز اشراب گردیده است. برای دریافت و درک این مفهوم نخست باید به جایگاه ارزشها در یک نظام فکری و معرفتی توجه کرد. واکاوی یک نظام فکری بیانگر سلسله ای از هستها و نیستها از یک سو و زنجیرهایی از بایدها و نبایدها از دیگر سو می‌باشد. تناسب این دو زنجیره شیرازه نظامی است که این دو مجموعه از آن نشأت یافته اند. هستها و نیستها تفسیر عینی باورهایند، در حالی که بایدها و نبایدها ناظر به ارزشهایند.

تعلیم و تربیت ارزشها

تعلیم و تربیت ارزشها که دقیقا برگردان Values Educationمی‌باشد، به رغم گذشت دو دهه از طرح آن، هنوز در دانشگاهها و مراکز علمی کشور، به مثابه یکى از گرایشهاى مهم و اساسى رشته تعلیم و تربیت، جایگاه مناسب و روشنی را احراز نکرده است. طی دو دهه اخیر، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی )ره در قم، اولین و تنها مرکز علمی است که نسبت به طراحی این گرایش همت گمارد و سرفصلهای آن را در سطح یک رشته علمی به تصویب وزارت علوم رساند. این موفقیت به دلیل حضور سه تن از دانش آموختگان مؤسسه حاصل گردید که دوره دکتری خود را در رشته فلسفه تعلیم و تربیت دانشکده تعلیم و تربیت دانشگاه مک گیل، با گرایش تعلیم وتربیت ارزشها سپری کرده بودند. تاکنون گروه علوم تربیتی مؤسسه امام خمینی)ره) دو دوره کارشناسی ارشد با گرایش تعلیم و تربیت ارزشها برگزار کرده است. امید می‌رود گروه مزبور نسبت به ادامه این روند تا راه اندازی دوره دکتری این گرایش اهتمام ویژه‌ای مبذول دارد.

با بهره بردارى از این گرایش بستگى به مبانى، اصول و رویکردهاى جارى در تعلیم و تربیت ارزشها مى توان بسیارى از ارزشها را معرفى، تبیین، فرهنگ سازى، جهانى سازى و درونى و نهادینه کرد.

با توجه به مفاد تعلیم و تربیت ارزشها در می یابیم که این خود ارزشها هستند که در مرتبه نخست موضوع محورى تعلیم و تربیت قرار مى گیرند و نه انسانهاى ارزشمدار تربیت یافته بر مدار ارزشها. در واقع تربیت انسانهاى ارزش‌باور و ارزشمدار نسبت به پرورش خود ارزشها جنبه ثانوى داشته، برایند تعلیم و تربیت ارزشها محسوب مى گردد. بدین ترتیب، تربیت با همه هنر و سازوکارش مشتمل بر تبیین، توجیه، افزایش، ترویج، توسعه، پروراندن و… به کار ارزشها مى آید و ارزشها با همه پراکندگى و گوناگونى خود، موضوع محورى تعلیم و تربیت قرار مى‌گیرند.

در فرایند تعلیم و تربیت ارزشها، به کمک روشهای گوناگونی چون منش پروری، سیرت آموزی، روایتگری، توصیف و تبیین و توجیه مى خواهیم بدانیم به عنوان مثال ارزش هاى مثبتى چون ولایت مدارى، عدالت، کرامت، حیا، عفت، تقوا، توکل، شکر، صبر، ایثار، مواسات و از همه مهمتر اخلاص و نظایر آن چیستند و چگونه باید مورد تجزیه و تحلیل، بازپرورى و ارزشگذارى قرار گیرند تا به آسانى از ارزشهاى منفى و یا ضد ارز‌ش‌ها بازشناسى شوند؟ متقابلاً مى خواهیم دریابیم ارزشهایى چون هواپرستى، ظلم، پستى، پرده درى، پلشتى، ناپاکى، خودمحورى، ناسپاسى، بى قرارى و نظایر آن چیستند و چگونه باید تعریف و ارزشگذارى شوند تا به آسانى از ارزشهاى مثبت متمایز گردند؟ در این صورت، پژوهشگر و نظریه پرداز بیشتر درصدد مطالعه و بررسى و شناسایى شاخصها و موازین بازشناسى و شناساندن ارزشهاى مثبت و منفى است تا بررسى احوال فراگیران و متربیان.

کوتاه سخن اینکه با الهام از قرآن و روایات درمی‌یابیم این دو منبع گرانبها، همان گونه که از ویژگى‌‌هاى تربیت یافتگان ارزشمدار و مؤمنان پایبند به ارزشها سخن به میان آورده اند، در رابطه با خود ارزشها نیز ضمن تأکید بر معرفى و پرورش آنها، گزاره ها و سفارشهایى دارند که بیانگر اهمیت فراوانى است که مکتب تربیتى اسلام براى آموزش و پرورش خود ارزشها، صرف نظر از ارزشمداران در نظر گرفته است.

قلمرو تعلیم و تربیت ارزشها

بررسی آن دسته از بایدها و نبایدهای تربیتی ناظر به رفتار انسان که در مجموعه گرایشها و شاخه های تعلیم و تربیت، منشأ صدور احکام ارزشی هستند در قلمرو تعلیم و تربیت ارزشها می گنجند. از آن میان می‌توان به ساحت‌هایی چون تعلیم و تربیت اعتقادی، اخلاقی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی، فرهنگی و هنری و زیبایی شناختی اشاره کرد. احکام ارزشی که در هر یک از این ساحتها مورد توجه و بحث و بررسی و احیانا کاربری قرار می گیرند هر کدام به گونه ای ماهیت ارزشها را تعریف و تعیین می کنند. این ارزشها متعلق بایدها و نبایدهایی هستند که متناسب با اتقان و استحکام مبانی و اصول در زمینه های مزبور، رشد و تعالی می‌یابند و متأثر از تزلزل و سستی و ناپایداری مبانی و اصول در این زمینه ها متزلزل می گردند.

تعلیم و تربیت ارزشها در تمایز با تربیت اخلاقی و دینی

در تبیین اصطلاح تعلیم و تربیت ارزشها و تمایز آن از گرایش‌های نظیر، مناسب است به مطالبی اشاره گردد که در تعریف و بیان عوامل، ویژگی‌ها و یا آثار ارزش ها از زبان قرآن و روایات بازتاب یافته است. اندکی تأمل کافی است تا درک بهتری از تعلیم و تربیت ارزش ها پیدا کنیم و دریابیم که تعلیم و تربیت ارزش‌ها چگونه از گرایش‌هایی چون تربیت اخلاقی و تربیت دینی متمایز می‌شوند؟ به بیانى که گذشت، یک مقایسه اجمالى و کوتاه میان تعلیم و تربیت ارزشها با سایر گرایشهاى تربیتى ما را با منظور و مفاد تعلیم و تربیت ارزشها بهتر و بیشتر آشنا مى گرداند. در تربیت دینى و اخلاقى به عنوان نمونه، بیشتر بر تربیت یافتگان به تربیت اخلاقى و دینى تأکید شده است تا آموزش و پرورش خود ارزشها. در واقع منظور اصلى از تربیت در این گونه موارد، تربیت افراد متخلق و متدین است تا پرورش ارزشهاى اخلاقى و دینى.

 به عبارت دیگر در تربیت اخلاقى و دینى توجه به صورت استقلالى معطوف به فراگیران و متربیان اخلاق و دین است و توجه به ارزشهاى اخلاقى و دینى امرى ثانوى و تبعى به شمار مى‌رود. در حالى که در تعلیم و تربیت ارزشها تمرکز اصلى و استقلالى بر خود ارزشها استوار است و توجه به فراگیران و متربیان امرى ثانوى و تبعى به حساب مى‌آید.

در مجموع تمایز مابین این گرایش با سایر گرایشهای نظیر از سه جنبه زیر تشخیص پذیر است:

اولاً، همچنان که بیان شد، تعلیم و تربیت ارزشها بیشتر و به طور مستقیم بر انعکاس و تبیین و پرورش و گسترش ارزشها تأکید می ‌ورزد، در صورتی که گرایشهایی چون تربیت اخلاقی و دینی و نظایر آن بیشتر ناظر به آموزش و تربیت متعلمان و متربیان.

ثانیاً دایره تعلیم و تربیت ارزشها به مراتب گسترده تر از دایره دیگر گرایشها در حوزه تعلیم و تربیت است؛ یعنی مبانی و اصول مرتبط و ناظر به همه گرایشهای تربیتی  و نه فقط تربیت اخلاقی و دینی ـ در این دایره می گنجند.

ثالثا، ترکیب تعلیم و تربیت ارزشها ترکیب مضاف و مضاف الیه است، در صورتی که ترکیب تربیت اخلاقی و دینی ترکیب وصف و موصوفی است.

ترکیب اضافی بیشتر بر فرایند شکل پذیری مضاف و نقش آن در جهت دهی به مضاف الیه تأکید و تمرکز دارد. این در حالی است که در ترکیب وصفی بیشتر بر تحقق و ظهور وصف مورد نظر )اخلاقی، دینی و  …(در خارج تأکید می شود.

منبع: طلیعه

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/۰۹2810
<script>