خانه / اخبار /

در مقاله‌ای بررسی شد؛

نقش فرد و نهادهای اجتماعی در تحقق امنیت اجتماعی/ امنیت فردی و اجتماعی زیر مجموعه امنیت اخلاقی است

در مقاله‌ای بررسی شد؛

نقش فرد و نهادهای اجتماعی در تحقق امنیت اجتماعی/ امنیت فردی و اجتماعی زیر مجموعه امنیت اخلاقی است

حصـول امنیـت فـردی شخص در اجتماع زیرساختی برای شکل گیری امنیت اجتماعی است، به همین دلیل انسان با پایبندی به اصول اخلاقی در برخـورد بـا دیگـران می توانـد بـه آرامـش روانـی و امنیت برسد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح، محدثه جلیلی زاده دانشجوی کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی تحت نظارت سید محمدهاشم پورمولا و مجتبی جاویدی از استادیاران دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شیراز در مقاله ای «نقش فرد و نهادهای اجتماعی در تحقق امنیت اجتماعی» را بررسی کرد.

جلیلی زاده، نخست اسلام را به عنوان یک نظام جامع، پاسخگوی نیازهای فردی و اجتمـاعی انسـان در همه زمان ها و مکان ها معرفی می کند و امنیـت را یکـی از مهم تـرین نیازهـای طبیعـی انسـان بر می شمارد و می گوید: در متون دینـی، احکـام و مقـررات اسـلامی راه حل هـای مناسبی برای تحقق امنیت در جامعه پیش بینی شد.

وی ادامه می دهد: حصـول امنیـت فـردی شخص در اجتماع زیرساختی برای شکل گیری امنیت اجتماعی است، به همین دلیل انسان با پایبندی به اصول اخلاقی در برخـورد بـا دیگـران می توانـد بـه آرامـش روانـی و امنیت برسد.

این دانشجوی کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی، راهکارهای اسلام برای تحقق امنیت توسط فـرد را ایمان، به کارگیری عقل، کنترل زبان، مهار خشم و گذشت، عاقبت اندیشی، عدم تجسس در زندگی دیگران و از بین بردن فقر بر می شمارد و تأکید می کند: علاوه بر نقش فرد در تحقق امنیـت هـر یـک از نهادهـای اجتمـاعی(خـانواده، خویشاوندی، همسایگی، برادری) نیز با ایفای وظایف خـویش بـه بهتـرین نحـو می توانند نقش مهمی در تحقق امنیت اجتماعی داشته باشند.

وی می افزاید: در کلام فقهای شیعه دیدگاه های گوناگونی در برقـراری امنیـت جامعـه پیش بینـی شد. فقها از واژه امنیـت و احکـام مربـوط بـه آن در بحث هـای مختلـف فقهـی همانند قضا، شهادت، احکام جزائی و تجسس اسـتفاده کـرده انـد. امّـا آنچـه از نقـش تأثیرگذار امنیت در پیشگیری از جرائم و انحرافات مورد استفاده قرار گرفته، مربوط بـه احکام جزائی است؛ به گونه ای که راه تحقق امنیت فردی و جمعی را می توان در اجرای حدود و قصاص در مقابله با متجاوزین از جان و مال و مقررات الهی دانسـت، زیـرا بـا اجرای احکام الهی هم انسان ها به رشد مادی و معنوی خویش می رسند و هم ناپاکـان و خلافکاران تنبیه می شوند.

جلیلی زاده، امنیت را به دو نوع فردی و اجتماعی تقسیم کرده و می نویسد: امنیت به عنوان حق اساسی به وضعیت و حالتی گفته می شود که در آن انسان قادر به بهره مندی از مزایا و مواهب حیـات اسـت. بر این اساس امنیت فردی عبارت است از آرامشی که خود فرد بدون در نظر گرفتن امکانات جامعه برای خـود فـراهم مـی کنـد و سازنده آن، خود شخص است. امنیت اجتماعی نیز به قابلیت حفظ الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، مذهب و هویـت و عرف ملی با شرایط قابل قبـولی از تحـول گفتـه مـی شـود.

وی امنیت فردی و اجتماعی را زیر مجموعه ای از امنیت اخلاقی عنوان می کند و برای اثبات ادعای خود تأکید می کند که ایـن نظریه به دلیل اهمیت مقوله اخلاق در آموزه های اسـلامی و در روابـط میـان فـردی و اجتماعی است. چون با اخلاق است که انسان به رشد و تکامل خود می رسد و روابـط میـان افراد مسالمت آمیز می شود، زیرا واکنش اخلاقی در برابـر بـی اخلاقـی هـای اجتمـاعی، عامل تحقق امنیت و نظم اجتماعی مطلوب است.

موضوع دیگری که این دانشجو در مقاله خود آن را مورد کنکاش قرار می دهد «نقش فرد در تحقق امنیت» است و با اشاره به این که سلامت روان یکی از ابعاد گوناگون زندگی انسان است کـه بـه تـداوم زنـدگی وی کمک می کند، خاطرنشان می سازد: هنگامی که شخص متصف به فضایل اخلاقی شود در زندگی اش احساس امنیت بیشتری می کند. در غیـر ایـن صـورت زمینـه ورود وی بـه وادی جرائم و انحرافات فراهم می شـود.

نویسنده در ادامه مقاله راهکارهای تحقق امنیت اجتماعی از منظر اسلام که پیش تر آن ها را ایمان، به کارگیری عقل، کنتـرل زبـان، مهـار خشـم و گذشـت، عاقبت اندیشـی، عـدم تجسس در زندگی دیگران و از بین بردن فقر برشمرده بود را این گونه شرح می دهد؛

ایمان

دین به ایمن سازی زندگی انسان کمک های فراوان کرده اسـت و بـا تقویـت مفهـوم «توکل به خدا» از احساس ناتوانی انسان تا حدّ زیادی کاسته است. به همین دلیل هر چه ایمان فرد قوی تر شود، بیشتر در امنیت خواهد بود، زیرا افرادی که در راه دین حرکت می کنند و به خـدای متعـال ایمـان دارنـد، در برابـر افـراد گمـراه کـه هدفشـان منحرف کردن دیگران است، مقاومت کرده و تسلیم خواست و اراده آن ها نمـی شـوند.

انسان هنگـامی دارای امنیـت درونـی است که از نظر فکری و ایمانی به مرحله ای برسد که با اتّکا به ایمان استوار خود نسبت به خالق هستی هیچ چیز یـا هـیچ پدیـده ای نتوانـد آرامـش درونـی او را بـه هـم بریـزد. با اشاعه ایمان در تک تـک افـراد جامعـه امنیـت اجتمـاعی حاصل شده و ارتکاب جرائم و انحرافات تا سطح زیادی کاهش می یابد.

به کارگیری عقل

خداوند برای رسیدن انسان به حالت تعادل و انتخاب بهترین راه در کنـار اراده بـه نقش عقل نیز در انتخاب راه درست تأکید کرده است. زیرا عقل انسان را به شـناخت حق و اهداف تکاملی در مسیر انسانی هـدایت مـی کنـد و او را بـه کارهـای شایسـته و روشی که او را به خدا برساند، رهنمون می کند.

افزون بر آیات، روایاتی نیـز در خصـوص اهمیـت بـه کـارگیری عقـل در هنگام روبه رو شدن با مصائب و مشکلات در سیره معصومین(ع) ذکر شد. چنین شخصی برای رسیدن به خواسته هایش تن به اعمال خفت بار و پست که ممکن است باعث از بین رفتن امنیـت وی شود نمی دهد، لذا دوراندیشی و توجه به عاقبت کار از نشانه های شـخص عاقـل شمرده شده اسـت.

کنترل زبان

از نظر اسلام زبان یکی از ابزارهایی است که انسان باید بسیار مراقب آن باشد زیرا بسیاری از گناهان ریشه در زبان دارد. عدم کنترل زبان به شکل های گوناگون بروز می کنـد کـه برخـی از مهم تـرین آن هـا شامل تحقیر و تمسخر کردن دیگران، شوخی بی مورد با دیگران و سخن چینی و غیبت می شود.

از اثرات عدم کنترل زبان، استهزا، توهین و یک دیگر را با القاب زشت خطاب کردن است. افراد باید با زبان نیکو با یک دیگر سخن بگویند و از سخنان باطـل و بیهـوده کـه ممکن است اثرات منفی بر روی مخاطـب بگـذارد و وی را بـه مقابلـه بـه مثـل وادارد، خودداری نمایند. در واقع کنتـرل زبـان بـه معنـای حفـظ زبـان از هرگونـه انحـراف و خطاگویی است که می تواند نقش بسیار مهمی در جلوگیری از آسـیب هـای اجتمـاعی داشته باشد، زیرا یکی از عوامل اصلی از بین رفتن امنیـت فـرد و وقـوع جرائمـی ماننـد توهین، استهزاء، قذف، شهادت دروغ و… عدم کنترل زبان است.

مهار خشم و گذشت

یکی دیگر از راهکارهای برقراری امنیت کنترل و مهار خشم است. ممکـن اسـت شخص در اثر مشکلاتی که برایش به وجود آمده، دچار اختلالات روحی و روانی شده و تمام وجودش را خشم فرا گیرد. در این زمان با کنترل و مهـار خشـم خـود می توانـد جلوی بسیاری از جرائم و انحرافات توهین، دعوا و نزاع و… که موجـب از بـین رفتن امنیت فرد و جامعه می شود را بگیرد.

موضوع دیگر این است که اگر افراد هنگامی که از سوی دیگران مورد خیانت و یا ظلـم قـرار مـی گیرنـد، بـه جـای انتقام جویی از خطاهای آن ها گذشت نماینـد کـدورت هـا میـان آن هـا از بـین رفتـه و امنیت در جامعه برقرار می شود. لـذا کسـب خصـلت پسـندیده خـوش خلقی یکـی از عوامل تحقق امنیت در جامعه است.

عاقبت اندیشی

عاقبت اندیشی و توجه کردن به نتیجه عمل یکی دیگـر از عوامـل برقـراری امنیـت محسوب می شود. تدبّر کردن در انجام کار و تصمیم گیری از روی منطق و توجه کردن به عاقبت کاری که شـخص مـی خواهـد انجـام دهـد نقـش پیشگیرانه از وقوع جرائم و انحرافات دارد. اگر شخص بداند سـخن یـا عمـل وی تـأثیر منفی در مخاطب می گذارد باید رفتار و اعمال خود را اصلاح نماید، زیرا علّت اصـلی از بین رفتن امنیت و وقوع جرائم و انحرافات توجه نکردن فرد بـه عاقبـت کـار اسـت.

حتی هنگامی که والدین به جای برخـورد مناسـب بـا فرزنـدان بـه دنبـال خشـونت در مقابـل اشتباهات آن ها باشند سـبب کشیده شـدن فرزنـدان بـه راه هـای خـلاف مـی شـوند. از نمونه های روشن عاقبت اندیشی این است که انسان وقتی می خواهد چیزی بگوید اول فکر کند، عاقبت آن را بسنجد، هدف و نتیجه و تبعات آن را در نظر بگیرد، اگر خوب است بگوید و انجام دهد و الّا از گفـتن و انجـامش دسـت بـردارد تـا بـه راه سـعادت رهنمون گردد.

عدم تجسس در زندگی دیگران

تجسس و فضولی در زندگی دیگران از خصلت های ناپسـندی اسـت کـه در تعالیم اسلامی از آن نهی شده است. علت نهی اسلام به دلیل اثرات نامطلوبی است که ممکن است شخص در زندگی فردی و اجتماعی با آن ها روبه رو شود زیرا آگاه شـدن از اسرار زندگی دیگران و برملاکردن آن باعث بـروز خصـومت و دشـمنی میـان افـراد شده و این اختلافات زمینه ارتکاب جرائم و انحرافات را فراهم می آورد.

تجسس در زندگی دیگـران و آشـکار کـردن عیـوب مـردم باعـث دور شـدن دل هـا از یک دیگر و کمرنگ شدن روابط عاطفی میان انسان ها و به تبع آن ایجاد ناسازگاری های اجتماعی و به خطر افتادن امنیت فرد و جامعه می شود. لذا تجسس در زندگی دیگران از دیـدگاه کتاب(قرآن)، سنّت، اجماع و عقل حرام دانسته شد.

از بین بردن فقر

نیاز مالی یکی از مهم ترین نیازهایی است کـه در فـرد وجـود دارد و زنـدگی بـدون تأمین آن با مخاطره روبه رو می شود. برای تأمین این نیاز ابتدائاً خود فرد بایـد بـا کـار و تلاش درصدد رفع نیاز خود از طریق مشروع باشد. اگر فرد با وجود تمام تلاش باز هم قادر به رفع نیازش نباشد ممکن است به سراغ راه های نامشروع رفته و مرتکب جرائمی مانند سرقت، کلاهبرداری، خیانت در امانت و… شود، لذا فقر از عوامل اصلی از بـین رفتن امنیت محسوب می شود.

رفاه و آسایش عامل اطاعت و بندگی خداوند و عامل تحقق امنیت در جامعه است. تا زمانی که انسـان از نظـر مـالی در رفـاه باشد و توان رفع نیازمندی هایش را داشته باشد حتی فکـر مجرمانـه بـه ذهـنش خطـور نمی کند، لذا جلوی بسیاری از جـرائم و انحرافـاتی کـه ممکـن اسـت بـه دلیـل فقـر و تنگدستی به وقوع پیوندد، گرفته می شود.

جلیلی زاده، پس از برشمردن راهکارهای تحقق امنیت اجتماعی، نقش نهادهای اجتماعی در تحقق امنیت را به میان می کشد و آن ها را به خانواده، خویشاوندی، همسایگی و برادری تقسیم کرده و درباره آن ها می نویسد؛

نهاد خانواده

یکی از ارکان مهم برقراری امنیت در جامعه نقشی است که خـانواده مـی توانـد در این حوزه ایفا کند زیرا رفتار و حالات والدین یکی از بزرگتـرین منـابع آموزشـی در  مقولات امنیتی محسوب می شود. در این خصوص از امام صادق(ع) نقل شده است «خداوند می فرماینـد: خـود و خانواده تان را از آتش دوزخ حفظ کنید. گفتند: چگونه خانواده مـان را از آتـش دوزخ حفظ کنـیم؟ فرمودنـد: بـه آنچـه خـدا دوسـت دارد امرشـان کنیـد و از آنچـه خـدا نمی پسندد نهی شان نمائید. راهنمایی های پدر و مادر به فرزنـدان و نشان دادن مسیر درست می تواند نقش مهمی در تحقق امنیت اجتماعی ایفا کند.

تربیـت درست فرزندان توسط والدین و دادن آموزش های دینی، اجتماعی و اخلاقـی بـه آنـان پشتوانه قوی‌ای در تأمین امنیت و آسایش فرزندان اسـت. هنگـامی کـه فرزنـدان از ایـن وجوه تأمین شوند خانواده را کانون امنی برای خود مـی داننـد. ایـن امـر ممکـن اسـت سبب جلوگیری از جرائم و انحرافاتی شود که ممکن است توسط جوانان و نوجوانان به وقوع بپیوندد. امّا اگر والدین در رفتارشان با فرزنـدان از خشـونت و بـدرفتاری اسـتفاده کنند سبب فرار از خانه و گرفتار شدن در باندهای بزهکاری و فساد خواهند شد لـذا خانواده بایستی در همه زمینه ها امنیت را برای فرد فـراهم آورد.

نهاد خویشاوندی

امنیت از طریق روابط خویشاوندی نیز حاصل می شود، زیرا کسانی که دارای ِعرق و حمیّت خویشـاوندی هسـتند خـود را در مقابـل تعـرّض دشـمنان و کینـه توزان دارای پشتیبان می بینند. استحکام روابط خویشاوندی سبب می شود که فرد خود را دارای حامی و پشتوانه بداند و هنگامی که دچار مشکل می شود به آن ها اعتماد کرده و از آن ها کمک بخواهـد، در ایـن صـورت شـخص احسـاس آرامـش و امنیت می کند. یکی دیگر از آثار صله رحم و ارتباطات خویشاوندی علاوه بر کمـک و حمایت های مالی و معنوی خویشاوندان که باعث احساس امنیـت در فـرد مـی شـود حفظ اموال فرد است.

اما اگر روابط میان خویشاوندان قطع شود، فرد به جـای مشورت با خویشان مورد اعتماد مجبور می شود به افـراد بیگانـه رجـوع نمایـد. در ایـن صورت با سوء استفاده افراد منفعت پرست روبه رو می شود و آن ها در این اموال طمع و اموال این افراد بدون حامی را غصب می کنند. هنگامی که فـرد تمـام امـوال خـود را از دست بدهد برای جبران زیان وارده دست بـه هرگونـه اعمـال مجرمانـه مـی زنـد. لـذا صله رحم و حمایت های خویشاوندان سبب می شود که شخص احساس امنیت کند.

نهاد همسایگی

یکی دیگر از نهادهای اجتماعی که می تواند نقـش تأثیرگـذاری در برقـراری امنیـت داشته باشد نهاد همسایگی است. نظریات حوزه همسایگی معتقد به تـأثیر وابسـتگی، عمق روابط و محل سکونت بر امنیت افراد است زیرا محیطی که افـراد در آن زنـدگی می کنند تأثیر فوق العاده ای بر نگرش و نحوه روابط افراد می گذارد. یعنی هر چه عمـق روابط بین ساکنین قوی باشد، به همان میزان یکپارچگی بین آن هـا بیشـتر خواهـد بـود، البته این امر را که هر چه روابط قوی باشد امنیت هم به همان میزان بیشتر خواهد بود را تأیید نمی کند.

روابط خوب همسـایگان از دو جهـت موجـب تحقـق امنیـت مـی شـود؛ از یـک سـو هنگامی که همسایه ای در منزل نیست دیگر همسایه ها بایستی مراقب اموال وی بوده تـا از دستبرد سارقین در امان بماند. از سوی دیگر هنگامی که افراد مشکوک در محلـه ای دیده شوند و احتمال ارتکاب جرم توسط آن ها فراهم است، می بایست توسط همسایه ها شناسایی و به نیروی انتظامی گزارش داده شود.

نهاد اخوت و برادری ایمانی

نهاد اخوت یکی دیگر از نهادهای اجتمـاعی اسـت کـه مـی توانـد سـبب برقـراری امنیت در جامعه شود. از جملـه اثـرات مثبـت ایـن روابـط، اصـلاح ذات البـین اسـت. هنگامی که میان برادران دینی خصومتی پیش آید باید عده ای دیگـر از بـرادران ایمـانی برای رفع خصومت اقدام نموده و روابط خصمانه آن ها را به روابط دوستانه تبدیل کنند، لذا وظیفه برادران دینی است که از افراد در برابر پیامدهایی که ممکن است در اثر ایـن روابط خصمانه به وجود آید محافظت نمایند.

از جمله اثرات منفـی کـه مـی توانـد ایـن روابط داشته باشد ارتکاب جرائم و انحرافات متعددی است که ممکن است در جامعه به وقوع پیوندد. زیرا اگر اصلاح صورت نگیرد دعواها و تنازعات بالا گرفته تا جایی که ممکن است منجر به وقوع جرح یا قتـل شـود. در ایـن صـورت امنیـت جامعـه نیـز بـه مخاطره می افتد. اگر اصلاح میان مردم توسط نهاد برادری به خوبی انجام پذیرد سـبب برقراری امنیت در جامعه می شود.

انتهای پیام/

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/۱۱5345

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند

*

*

<script>