خانه / دروس خارج / استاد حسین بستان /

استاد بستان/ جلسه دوم؛

تفاوت قوامیت با اطاعت/ مرد بر زن قوامیت دارد یا زن بر مرد؟

استاد بستان/ جلسه دوم؛

تفاوت قوامیت با اطاعت/ مرد بر زن قوامیت دارد یا زن بر مرد؟

در آیات و روایات بر اطاعت زن از شوهر تاکید شده و در مقابل اطاعت مرد از زن مورد مذمت قرار گرفته است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح، حجت الاسلام والمسلمین حسین بستان، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در درس خارج فقه نظام های اسلامی الگوی مدیریت خانواده در اسلام را بررسی کرد که متن آن بدین شرح است؛

مقدمه

در ادامه بحث های مربوط به شاخص های قوامیت به موضوع اطاعت رسیدیم که در ترسیم الگوی مدنظر می تواند راهنما باشد. همانگونه که بیان گردید در آیات وروایات بر اطاعت زن از شوهر تاکید شده و در مقابل اطاعت مرد از زن مورد مذمت قرار گرفته است.

در زمینه اطاعت زن از مرد هم نشانه هایی را در آیات قرآن مانند آیه نشوز می توان یافت و هم در تعابیر روایات از آن به عنوان حقوق مرد نام برده شده است. البته قیود و استثناهایی نیز برای آن به صورت خاص بیان شده است. به عنوان نمونه یکی از قیود مسلم آن است که این دستور و اطاعت در چارچوب احکام اسلامی باشد یا یکی از استثناها در امر حج است که به طور خاص بیان شده است که اگر مرد دستور به نرفتن حج کرد لزومی برای اطاعت وجود نداشته و زن باید حج خود را به جای آورد. هم چنین به غیر از موضوعات خاص که در روایات بیان شده است بر اساس قاعده هایی مانند قاعده لاضرر می توان قیودی را به آن اضافه نمود.

نکته دیگر در باب اطاعت آن است که چه حکم شرعی به این موضوع تعلق می گیرد؟ یعنی این که به صورت مطلق واجب است یا اینکه مستحب است؟ در پاسخ باید عنوان نمود فقها تنها بر دو عنوان حکم وجوب داده اند که یکی خروج از منزل و دیگری استمتاع جنسی است و در بقیه موارد تنها می توان به استحباب بسنده نمود. سیره متشرعه یکی از ادله ای است که مطلق بودن وجوب اطاعت را نفی می کند و آن را تنها به مواردی که دلیل خاص برای آن آمده تخصیص می زند. بنابراین در این موضوع دایره محدودی حکم وجوب پیدا کرده و بر بقیه آن حکم استحباب جاری می شود.

در زمینه اطاعت شوهر از زن نیز روایاتی موجود است که نه تنها توصیه نکرده بلکه نکوهش نیز شده است. در برخی از این روایات قید وعلت بیان شده است که به عنوان نمونه مردی که با رفتن زن خود به مکان های نامناسب مخالفت نمی کند مذمت شده است. اما برخی روایات به صورت کلی از اطاعت منع می نماید. این درحالی است که امر به معروف ونهی از منکر وظیفه هر مسلمانی اعم از زن ومرد است. در اینجا می توان امربه معروف را اعم گرفت و آن را موید دانست که این دسته از احادیث شامل امر به معروف ونهی ازمنکر نمی شود. علاوه براین در موضوعاتی که حکمی به صورت مطلق بیان شده مراجعه به سیره ائمه بحث را روشن تر می کند. چرا که آن ها از هرکسی در عمل به واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات اولی تر هستند. در این موضوع نیز وقتی به سیره مراجعه می نماییم مشاهده می شود که در مواردی ائمه به حرف همسران خود گوش داده اند.

اینجا بحثی اصولی نیز می توان بیان نمود که میان دو دسته از ادله تعارض وجود دارد. یک دسته از ادله که اطاعت زن از مرد را نهی می نمایند و دسته ای دیگر از ادله وجود دارد که به اطاعت از انسنان عاقل دستور داده است. در نگاه اولیه گرچه ممکن است تعارض مشاهده نشود اما اگر از منظر اصول به آن نگاه شود مشخص می گردد که این دو دسته عموم و خصوص من وجه هستند و در حالتی که زن عاقل باشد میان این دو ادله اشتراک وجود دارد. در این صورت اگر مبنای اصولی مجتهد”تخییری”باشد می تواند به هر دو طرف میل کند وحکم دهد که یک طرف مباه بودن اطاعت است و اگر مبنای فقیه به مانند آیت الله خوئی”تساقط”باشد، چون دو طرف ادله خاص و محکمی ندارند، برائت جاری می شود ودر این صورت بازهم اطاعت مباه است. در مجموع نیز می توان عنوان نمود اطاعت از زن غیر عاقل نکوهش ومذمت شده و در مقابل اطاعت از زن غیر عاقل مباه می باشد.

در این زمینه احادیث دیگری نیز وجود دارد که به دلیل اهمیت باید به صورت اختصاصی مورد بحث قرار گیرد و تعبیر حدیث این است که (در معروف از زن اطاعت نکنید،قبل از اینکه از شما منکری بخواهد) یا در حدیث دیگر می فرماید(در معروف از زن اطاعت نکنید تا به امر به منکر طمع نکند.) در بررسی این احادیث نکته اول آن است که باید به تعلیل آیات توجه نمود. چون علت آمده پس مخصص است. علتی که بیان گردیده آن است که اطاعت در معروف زمینه ای بشود برای درخواست منکر از طرف زن. اما اگر مرد اطمینان داشته باشد که طمعی برای امربه منکر به وجود نمی آید از موضوع این حدیث خارج می گردد. اما اگر اطمینان وجود نداشت و زن نیز به معروف دستور داد وبه عنوان مثال زن مرد را برای نماز صبح بیدار نموده و به او بگوید بیدار شو نماز بخوان. چه باید کرد؟ توجیه اولی که می توان بیان نمود این است که معروف در این احادیث شامل واجبات نبوده و تنها مستحبات را در بر می گیرد.(که چندان دلچسب نیست) توجیه دیگر آن است که باید عمل به معروف را انجام دهد اما به گونه ای رفتار نماید که اطاعت از زن برداشت نشود. (نظر استاد)

انتهای پیام/

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/۱۴8492

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند

*

*

<script>