خانه / مبانی علوم انسانی اسلامی / علوم انسانی اسلامی به دنبال ابتناء علوم انسانی بر معارف دینی است

علوم انسانی اسلامی به دنبال ابتناء علوم انسانی بر معارف دینی است

علیرضا پیروزمند، عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم: آن چه که در علوم انسانی اسلامی تعقیب می شود، ابتناء علوم انسانی بر معارف دینی است.

حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند، عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم درباره ارائه سخنان جدید رضا داوری اردکانی درباره علوم انسانی و اجتماعی گفت: داوری در حدود ۶۰ سال عمر خود را در نقد غرب و مدرنیته سپری کرده و طبیعتا چنین شخصیتی بیش از هر فرد دیگری نسبت به ماهیت علم غرب اشراف دارد و نمی شود شخصی ناقد مجموعه غرب باشد اما ناقد علم غرب به ویژه در حوزه علوم انسانی اسلامی نباشد و در منابع مختلفی از مکتوبات و اسناد گفتاری به این مسائل پرداخته باشد.

وی افزود: طی چند روز اخیر عده ای با زیرکی می خواهند ایشان را به نفع اندیشه خودشان مصادره کنند درحالی که اندیشه ایشان با آنچه که این افراد به دنبال القای آن هستند، متفاوت است. تفاوت آن هم از این ناحیه است که آقای داوری اردکانی موافق با علم غرب نیست همان طور که در این نامه هم توجه دادند که این علم نظم مدرن و انسان موجود در نظم مدرن را تبیین و تفسیر می کند. ایشان امتناعی برای علم دینی و علم اسلامی قائل شدند و گفتند کارها در این مسیر به نتیجه نرسیده است و این مطلب به این مناسبت نیست که اصولا تلاش در جهت اسلامی سازی علوم انسانی را امر محال و غیر ضروری بدانند بلکه به این مناسبت است که باید جامعه، اسلامی شود و وقتی جامعه توحیدی گردید از درون خود علوم انسانی اسلامی به طور طبیعی می جوشد.

وی ادامه داد: ایشان می گویند ابتدا باید جامعه اسلامی را ایجاد کنیم و بعد انتظار داشته باشیم که علوم انسانی شکل بگیرد. جامعه ای که با تمام قوا به دنبال مدرنیته می دود، نمی توان انتظار داشت که در آن علوم انسانی اسلامی رشد پیدا کند. مخالفان علوم انسانی اسلامی نباید سعی کنند آقای داوری را به نفع خود مصادره کنند.

عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم درباره ماهیت علم و دینی کردن آن گفت: این مساله بستگی به این دارد که چگونه علم را معنا کنیم. اگر منظور این باشد که دین خود را در ساحت علم که مقرون به تجربه و حس است، مخلوط کند همان طور که اعتبار علم را از تجربه می گیریم اعتبار دین را هم از تجربه بگیریم و یا بالعکس طبیعتا من هم تایید نمی کنم که علم قابل دینی شدن و دین قابل علمی شدن است. آن چه که در علوم انسانی اسلامی تعقیب می شود این مساله نیست بلکه صحبت بر سر ابتناء علوم انسانی بر معارف دینی است.

وی بیان کرد: وقتی ابتناء صورت گیرد تأثیرگذاری آن در قالب مبانی و غایت‌ها و تا حدودی در روش شناسی علم صورت می گیرد و به این ترتیب علم قابل دینی شدن و اسلامی شدن است اما به این معنا که علم مبتنی بر معارف دینی رخ دهد و ابتناء به این معنی که تاثیرگذاری فرهنگ و مذهب در گردآوری نظریه پردازی و داوری نسبت به نظریه اتفاق بیافتد.

پیروزمند اظهار کرد: اگر بنا باشد در دانش فقه که به فهم کتاب و سنت می پردازد، روش تجربی را برای فهم درستی یا نادرستی فهم از کتاب و سنت مبنا قرار دهیم و نگاه بیرونی را ملاک قرار دهیم، امکان پذیر نیست در حالی که عکس این اتفاق هم صحیح نیست یعنی روش علم اصول را مبنا قرار دهیم برای این که آیا اقتصاد اسلامی، اسلامی است یا خیر؟

وی ادامه داد: ما از این سخن دفاع نمی کنیم اما بحث بر سر ابتناء است. به عنوان مثال ما در اقتصاد حکم فقهی به نام حرمت ربا داریم. اگر نظام مالی در سیستم اقتصاد غرب پیشنهاد بر سود پول در زمان به نام ربا داد ولو اینکه غرب با تجربه به این نتیجه رسیده است که چنین نظامی دارای کارآمدی است آن را تایید می کند اما اگر کسی بخواهد مبتنی بر فرهنگ اسلامی عمل کند، ربای محرز شده را توجیه نمی کند و اطمینان دارد این تجربه ناکام است.

پیروزمند درباره این نظر دکتر داوری اردکانی که دین می تواند به علوم انسانی و اجتماعی نظر انتقادی داشته باشد اما این چون و چرا در نقد علم است و نه درباره تولید علم جدید، گفت: اگر ما علم را در مسند نقد علم می پذیریم باید در مسند علم ورزی هم بپذیریم به این معنا که وقتی دین مطلوبیتهایی را نسبت به انسان و روابط انسانی و جامعه بیان می کند، به ما در مسائل علم و آن چه که علم انسانی به آن پاسخ می دهد، راهنمایی می کند و هم نسبت به نوع توصیفی که ما نسبت به واقعیت ها می کنیم، تاثیرگذار است و راهنمایی می کند. ضمن این که نسبت به معیار اعتباربخشی و علمیت نظریه ها تأثیرگذار خواهد بود.

عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم تصریح کرد: وقتی ما می گوییم علم همان گونه که اگر نظر مخالفت قطعی با معیار اسلامی داشته باشد کنار گذاشته می شود از آن سو هم از علم ورزی که مبتنی بر ارزش های دینی و انسان شناسی و معرفت شناسی دینی باشد، استقبال می شود.

پیروزمند درباره این نظر که تحول در علوم انسانی طی ۳۰ سال به نتیجه ای نرسیده و احتمالا در آینده هم به نتیجه ای نرسد، گفت: این نظر هم قابل مناقشه است زیرا اولا میزان به نتیجه رسیدن را با مقدوراتی که در طیف قائلین به علوم انسانی اسلامی در اختیار داشته اند باید مورد ارزیابی و سنجش قرار داد. ثانیا به طور طبیعی چنین مسائلی زمان تاریخی را به خود اختصاص می دهد و باید زیرساخت هایی در نگرش ها و مبانی و روش ها رخ بدهد تا بعد از آن انتظار داشته باشیم در سرشاخه های علم تاثیرات آن ظاهر شود.

وی تصریح کرد: ثالثا با همه این تفاسیر اتفاقات مبارکی در این عرصه در تولید زیربناها و زیرساخت ها یعنی معرفت شناسی و روش شناسی علم و هم در رشته های مختلف علمی در حوزه مبانی و فلسفه مضاف مانند علوم سیاسی و اقتصاد و حقوق و روان شناسی و هم در بدنه علم در نظریه پردازی های مساله محور در انواع مقالات و کتاب هایی که ارائه شده رخ داده و این مساله گویای این است که در این میدان انسان های قابلی، پرورش پیدا کرده اند و نشریات تخصصی که با استانداردهای علمی دانشگاه ها منتشر می شود، وجود دارد و هم کتابهای متعددی در این زمینه به نگارش درآمده است.

پیروزمند گفت: این مولفه ها همه دستاورد و پیشرفت محسوب می شود و نسبت به سی سال قبل تاکنون تفاوت های جدی داشته ایم که باید با عدد و رقم بیان گردد و کسانی هم که نظر مخالف دارند باید با عدد و رقم عنوان کنند. طبیعی است که وقتی بدنه عمومی دانشگاه ها و ساختار آموزشی و پژوهشی به گونه ای چیده شده که اساتید و دانشجویان اگر بخواهند در مسیر خلاف روند دانش غربی شنا کنند، مسیر و زمینه برای شان فراهم نیست و مجبورند با مسیر سابق همراهی کنند زیرا عرصه برای علوم انسانی اسلامی آماده نبوده است.

وی در پایان سخنانش گفت: با توجه به میزانی که عرصه آماده بوده و شرایط اقتضاء کرده، دستاوردهای مهمی به دست آمده هر چند که در آغاز راه هستیم و آثاری که ارائه شده همه در یک اندازه نیستند.

 

منبع: طلیعه

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/۱۶2879
<script>