خانه / مبانی علوم انسانی اسلامی / آیا مبانی علوم انسانی از نظر بنیادهای معرفت‌شناختی قابلیت تعمیم و اجرا دارد؟

آیا مبانی علوم انسانی از نظر بنیادهای معرفت‌شناختی قابلیت تعمیم و اجرا دارد؟

حجت الاسلام والمسلمین حمیدرضا شاکرین: مگر ممکن است علوم انسانی اسلامی که بر اساس آموزه های وحیانی و انسان شناختی و معرفت شناختی الهی و حقیقی شکل و قوام یافته است، قابلیت تعمیم و اجرا نداشته باشد.

طرفداران علوم انسانی غربی معتقد هستند که علوم غربی بنا بر کشفیات و عینیت واقعی شکل گرفته اند، ولی مبانی علوم اسلامی، نظری و برپایه مباحث معرفتی است و قابلیت اجرا و تعمیم به جوامع دیگر را ندارند. این مناقشه را چطور تحلیل می کنید؟

در این باره باید به چند نکته مهم توجه کرد. مبانی علوم انسانی غربی هم از لحاظ بنیاد های معرفت شناختی ونظری و هم از لحاظ موقعیت تاریخی مورد سوال و نقد می باشند. از لحاظ تاریخی، در غرب بنا به تشکیل دولتها و حکومتها، علوم انسانی مختص آنجا شکل گرفت. بنابراین باورهایی مثل تجربه گرایی و روش شناسی بر اساس آن مبانی شکل گرفت و رنگ و اثر کنونی را نداشت و یا مکاتب فکری مثل اومانیسم و اپورتونیسم و ناسیونالیسم در شکل دهی به علوم انسانی غربی موثر و اثر گذار بوده اند. به طور نمونه مبانی شکل گرفته در روش و منطق، بر علوم انسانی آنجا تاثیرگذار می باشد و این تاثیر باعث ایجاد دیدگاه های جدید و در نتیجه نگرش های جدید نیز شده است و این دستاوردها باعث پدید آمدن مکتب ها و باورها درعلوم انسانی غربی شده است.

اگر این دست آوردها در واقع، بر پایه و اساس یک عینیتی می بود، این مقدار اختلافات و مکاتب به وجود نمی آمد و ایجاد نمی شد. این تفاوت ها که در نظریات علوم انسانی اجتماعی نیز وجود دارند، به قدری وسعت و تعدد پیدا نموده است که از آن به عنوان «بحران» یاد می شود و یا به تعبیری دیگر بحران «طاعون تئوری ها» نامیده می شوند، که در حال حاضر نیز یک سردرگمی و حیرت عجیب در غرب ایجاد نموده است. این نتایج نشان می دهد که در غرب هم این طور نبوده و نیست، که عینیت و مشاهدات در مبانی علوم انسانی آنجا تاثیرگذار باشند و با فرمول تایید و صحت مشاهده، تعمیم و تکثیر داده شده باشند. در غرب هم تعداد زیادی، ذهنیات و دیدگاهها، انگاره ها و ایدئولوژی ها وجود داشته و دارد و بر همین اساس علوم انسانی آنجا شکل گرفت و همین طور هم، اختلافات موجود به وجود آمده است.

نکته مهم بعدی این است که، وقتی از عینیت صحبت می شود، منظور از عینیت چیست؟ اگرمنظور مشاهدات عینی و نتیجه تجربی است، نظریات «آدام اسمیت» در اقتصاد، بر پایه و اساس چه مبانی تجربی و عینی می باشد. در این نظریات مبانی نظری بیشتر و مهم تر از مبانی تجربی مورد تاکید است. این که مباحث عینی را مانند مباحث تجربی قرار داد، خود یک نوع نگاه «پوزیتیویسم» است، که باید دانست در مقابل این دیدگاه، دیدگاه های دیگری نیز وجود دارند.

باید در این باره به نظریه پردازان و منتقدین یاد آور شد، اگر وضعیت علوم انسانی غربی این طور است که مباحث تجربه گرایانه، اومانیستی، لیبرالیستی، ناسیونالیستی و کاپیتالیستی که مورد مناقشه در نزد خود نظریه پردازان غربی نیز هست، قابلیت تعمیم و اجرا دارد، پس چرا علوم انسانی اسلامی که بر اساس آموزه های وحیانی و انسان شناختی و معرفت شناختی الهی و حقیقی شکل و قوام یافته است، قابلیت تعمیم و اجرا ندارند. این نوع نگاه را می توان، به تعبیری نوعی مصادره و خوش بینی بیش از حد و افراطی و بدون شناخت از علوم انسانی غربی و وضعیت موجود آن دانست.

مسئله بعدی این است که، اگر بنا به گفته آنها مبانی علوم انسانی اسلامی قابلیت تعمیم به جوامع دیگر را نداشته باشند، آن وقت باید به دو نکته و مسئله مهم در این باب توجه نمود. یک مسئله این است که جامعه ما، جامعه ای است با بینش های خاص و نظام ارزشی خاص، فرهنگ خاص و گرایش های خاص، بنابراین ما به یک علوم انسانی نیازمندیم که بتواند این جامعه را اداره نماید، هدایت کند، تعالی ببخشد و مسائل موجودش را حل و فصل نماید، هر چند این مبانی و دستاورد ها، معضلات و مشکلات جوامع دیگر و خارج از محیط ما را حل و فصل ننماید. باید در این باب دقت نمود، مسئله اول، حل و فصل مشکلات جامعه خود ماست. ما چرا باید با مبانی وارداتی و بیگانه جامعه خود را اداره نماییم، ما باید با ایجاد علوم بومی و کارآمد و برمبنای باورهای خود، معضلات و مشکلات را رفع نماییم.

مسئله دوم این است که ما معتقد هستیم که علوم انسانی غربی با ماهیت و اصلیتی که دارد، قابلیت تعمیم به جوامع دیگر را ندارد و این مبانی و دیدگاه های اسلامی هستند، که با توجه به ماهیت الهی و حقیقی و انسان شناختی واقعی ای  که دارند، قابل ارائه و تعمیم به جوامع دیگر هستند. بنابراین اولاً آن طور که گفته می شود علوم انسانی غربی دینی و حقیقی نیست و شاهد این مدعا نیز، تشدد و اختلافات و سردرگمی های بسیار عجیبی است که گریبان گیر جوامع غربی است و ثانیاً ما باید در جهت رفع و برطرف نمودن مشکلات و معایب جامعه اسلامی خود بر اساس مبانی الهی و حقیقی خود باشیم. در پایان باید باز هم این نکته را یاد آور شوم که از لحاظ تعمیم پذیری، آن مبانی و باورهایی که بر اساس آموزه های الهی و حقیقی می باشند، قابلیت تعمیم پذیری بالاتری دارند.

 

منبع: طلیعه

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/212570