خانه / اخبار /

در نشست بررسی «جایگاه اجتماعی روحانیت» مطرح شد؛

روحانیت در ایران معاصر؛ «گروه منزلتی» یا «نهاد مدنی»؟

در نشست بررسی «جایگاه اجتماعی روحانیت» مطرح شد؛

روحانیت در ایران معاصر؛ «گروه منزلتی» یا «نهاد مدنی»؟

حجت‌الاسلام جوادی در پاسخ به این ادعا که مولفه‌های «گروه منزلتی» با شاخصه حفظ امتیازهای انحصاری در روحانیت قابل ردیابی است، گفت: فعالیت‌های مدنی روحانیون در سال‌های گذشته حتی بر مشارکت سیاسی آنان در قدرت نیز پیشی دارد و روحانیت را به «نهاد مدنی» نزدیک‌تر می‌کند.

به گزارش پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح، نشست تخصصی بررسی «جایگاه اجتماعی روحانیت» با محوریت جامعه ایران معاصر، عصر شنبه، ۲۴ شهریورماه با حضور کمال رضوی، پژوهشگر جامعه‌شناسی تشیع و حجت‌الاسلام سیدفرید حاج‌سیدجوادی، عضو شورای حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.

در ابتدای این نشست، کمال رضوی درباره نهاد روحانیت اظهار کرد: آنچه که در جامعه‌شناسی به عنوان یک نهاد با مولفه‌های اجتماعی خودش برشمرده می‌شود، چند دهه بیشتر قدمت ندارد، البته بعضی معتقدند این تکوین، ریشه در دوران قاجاریه و نهاد مرجعیت آن زمان دارد. به هر روی، از دوران صفویه یا بعدتر قاجاریه، روحانیت در یک تعامل و بده و بستان با قدرت بوده است و شاید بدون این تعامل دوجانبه، نمی‌توانست به یک نهاد اجتماعی بدل شود. امکاناتی که نهاد روحانیت در اختیار می‌گرفت، از همنشینی با نهاد دولت فراهم می‌شد. ما به چه اعتبار می‌گوییم ادغام در قدرت یکی از چالش‌های روحانیت در چهار دهه اخیر است؟ اگر قائل باشیم که جوامع جدید در گذاری از جوامع سنتی قبیله‌ای و اشکال فورمی به اجتماعِ اجتماعات داشته‌اند، ناگزیر با پدیده تفکیک مواجه می‌شویم. این پدیده از مبانی جامعه‌شناسی است که در تمام نظریات جامعه‌شناسی رد پای آن به نوعی دیده می‌شود.

وی افزود: در پی تفکیک، جوامع جدید با خرده‌نظام‌ها یا به قول آلتوسر با ساحت‌های گوناگون مواجه می‌شوند، در این صورت نهاد دین و روحانیت باید یک جایگاه مشخص و پایه‌ای پیدا کند؛ بر حسب انتظاری که از وظایف و کارکرد روحانیت می‌رود، جایگاهی که در آن قرار می‌گیرد، جایی جز خرده‌نظام اجتماعی نیست. در جامعه جدید، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و اجتماع به معنای خاص آن، خودمختاری نسبی دارند و آن جایی که روحانیت باید بر اساس کارکردهای سنتی خود به ایفای نقش بپردازد، جایی جز خرده‌نظام اجتماعی نیست. اما در واقع اتفاقی که دارد می‌افتد، ضدتفکیک و ادغام مجدد نهادهایی هست که به لحاظ کارکردی باید از یکدیگر جدا شده باشند. این چالش در چهار دهه اخیر به اشکال مختلف، پیش‌روی روحانیت وجود داشته است. تعیین نسبتی که روحانیت باید با نهاد سیاست داشته باشد، نقطه حساسی است که انقلاب ۵۷ را به وجود آورد و به تبع آن، بخشی از روحانیت را نیز در ساختار قدرت ادغام کرد.

این فعال دانشجویی و فرهنگی تصریح کرد: مسئله دیگری که باید اشاره کنم، ستیز بخشی از روحانیت با مدنیت است. اغلب ما در اثر تجربه متاخر که روحانیت را در قدرت دیده‌ایم، توجه نمی‌کنیم که بخش عمده‌ای از روحانیت لزوماً در قدرت ادغام نشده‌اند. این را نکته قید کردم که تاکید کنم ستیز با مدنیت، بیشتر توسط لایه‌های بیرون از قدرتِ روحانیت انجام شده است و بر خلاف انتظار، روحانیتی که در قدرت بوده، همدلی بیشتری با پذیرش مدنیت جدید داشته است. مثلاً در مسئله حضور اجتماعی زنان در جامعه و مبارزه با فرقه‌گرایی شیعی، روحانیت حاکم، سد راه اعمال نظرات واگرایانه روحانیون خارج از قدرت شده است. به هر حال، تئوری‌های سیاسی موجود که روحانیت را بر قدرت نشانده مثل نظامات کلیسایی یک روز جای خود را به تئوری‌های دیگر می‌دهد و لایه‌هایی از روحانیت که با قدرت ادغام نشده‌اند، به حیات اجتماعی ادامه می‌دهند، فلذا ستیز با مدنیت منحصر به حال حاضر نیست و ممکن است در آینده هم وجود داشته باشد.

مولفه‌های «گروه منزلتی» در روحانیت قابل ردیابی است

رضوی در ادامه گفت: حداقل هشت کاربست مفهومی از روحانیت در نوشته‌های مختلف وجود دارد که این کاربست‌ها با آنها همخوان نیستند، برای مثال اگر روحانیت را به مثابه یک نهاد مدنی در نظر بگیریم، الزاماتی دارد که با روحانیت به مثابه صنف، طبقه و کاست به هیچ وجه، سازگار نیست. من معتقدم دو کاربست از این هشت مورد می‌تواند در مورد روحانیت امروز، قابل اطلاق باشد. یکی روحانیت به مثابه گروه منزلتی و دیگر، روحانیت به مثابه نهاد مدنی. گروه منزلتی، یک مفهوم وِبِری است که ناظر بر یک بستر اجتماعی با یک سبک زندگی مشخص هست که از امتیازهای انحصاری خود مراقبت می‌کند. به این تعبیر چهار مولفه را می‌توان به عنوان مولفه‌های گروه منزلتی برشمرد که این چهار مولفه در روحانیت شیعه قابل ردیابی است. صورتبندی مفهومی دیگری که بتواند کنشگری روحانیت را در دوران متاخر بازنمایی کند، مفهوم نهاد مدنی است. جامعه مدنی به عنوان حوزه مستقل از قدرت که مبتنی بر ارزش‌ها، رویه‌های مدنی و در واقع مبتنی بر عضویت داوطلبانه و سیر تکوینی طبیعی است.

وی در جمع‌بندی سخنان خود اظهار کرد: معتقدم روحانیت برای ادامه مسیر خود باید بین تداوم ایفای نقش به مثابه یک «گروه منزلتی» با مکانیزم‌های طردتولید و بازتولید یا ادغام شدن در یک جامعه مدنی در عرض بقیه کنشگران جمعی انتخاب کند، این یک انتخاب تاریخی است که فارغ از وضعیت سیاسی آینده ایران، جایگاه اجتماعی روحانیت را مشخص می‌کند.

عدم ادغام روحانیت با قدرت؛ مشارکت همدلانه و انتقادی

در ادامه این نشست، حجت‌الاسلام سیدفرید حاج‌سیدجوادی، عضو شورای حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار کرد: اولین بار، آخوندزاده در مکاتبه با یکی از پارسیان هندی از لفظ روحانیت به معنای عالم دینی استفاده کرد، اینجا یک لغزشگاه‌هایی است که شکل گرفته و ما هم به آن تن داده‌ایم، در حالی که قبلاً گروه‌های وعاظ، طلاب، عالمان و ملاهای مکتبی از یکدیگر متمایز بودند، اما لفظ روحانیت همه را دچار یکپارچه‌سازی کرد. حتی لغت حوزه را نیز اولین بار یحیی دولت‌آبادی در کتاب خود به عنوان نهاد آموزشی دینی بکار برده است. مدرسه‌های علمیه و شبکه مذهبی ما هیچگاه مثل نظامات کلیسایی نبوده است، من معتقدم در مطالعات جامعه‌شناختی، بعضی‌ها الگوهای ذهنی خود از فضای کلیسا در قرون وسطا را ناخواسته با فضای علمی حاکم بر حوزه‌های علمیه ما مقایسه می‌کنند، در حالی که هیچ ربطی به هم ندارند. زیرا در روحانیت شیعه، ساختار سلسله مراتبی و مرکزیت مطلقی که همه چیز را با یک هرم ذیل خود تعریف کند، وجود نداشته است. به خصوص این که در نظام کلیسا، مالکیتی برای کلیسا لحاظ می‌شد که برمبنای آن زمین‌ها را تصاحب می‌کردند، اما در شیعه چنین چیزی مطلقاً وجود نداشته است.

وی در ادامه گفت: انقلاب اسلامی ایران با وجود این که در وهله اول اقدامی در مخالفت با هسته سخت قدرت و سلطنت بود، اما نتوانست نظام اداره عمومی کشور را تغییر چندانی دهد و ساختار دیوانسالاری آن نظام پیشین، کمابیش باقی مانده است. این که گفته شود پس از انقلاب، نهاد روحانیت در قدرت ادغام شده است، صحیح به نظر نمی‌رسد، بلکه به عقیده من، مشارکت همدلانه و البته انتقادی با قدرت در چهار دهه اخیر صورت گرفته است. طبیعتاً شکل مشارکتی که در دوره جمهوری اسلامی با قدرت صورت گرفته، بسیار متمایز از مشارکت در دوره‌‌های پیشین است، اما این هرگز به معنای ادغام در قدرت نیست.

نهاد روحانیت به «نهاد مدنی» شبیه‌تر است

عضو شورای حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره جایگاه فعلی روحانیت در کشورمان گفت: در دهه ۶۰، نقطه ثقل فعالیت‌های روحانیون، مشارکت سیاسی همه جانبه در قدرت و احزاب بود، اما با گذشت زمان به خصوص از اواسط دهه ۸۰، فعالیت‌های اجتماعی و مدنی آن‌ها پررنگ‌تر شده است؛ مثلاً مشارکت روحانیون در گروه‌های جهادی محرومیت‌زدا با جدیت در جریان است و همچنین ورود روحانیون به سیستم آموزش و پرورش در قالب تدریس، تاسیس مدرسه، طرح مدارس امین و … با سرعت فزاینده انجام می‌شود. این امور باعث شده است که روحانیت یک «گروه منزلتی» نباشد و به سمت مولفه‌های یک «نهاد مدنی» حرکت کند.

حاج‌سیدجوادی با بیان اینکه بزنگاه تاریخی روحانیت، انتخاب برای مشارکت یا عدم مشارکت در قدرت نیست، اظهار کرد: نقطه عطف برای تعیین جایگاه اجتماعی روحانیت این است که آیا می‌تواند در ساختارهای جدید اجتماعی نیز به فعالیت مدنی بپردازد و وظایف خود را به درستی انجام دهد؟، در کنار این مهم، توانایی روحانیت در مباحث معرفتی یا همان چیزی که بعضی با عنوان تولید علم از آن یاد می‌کنند، مهم است. روحانیون اگر نتوانند به پرسش‌های دنیای امروز پاسخ درخور و منطقی دهند با تزلزل جایگاه اجتماعی مواجه می‌شوند.

انتهای پیام/

منبع: ایکنا

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/257549

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند

*

*