خانه / اخبار /

یادداشت؛

درک کودکان از خدا چگونه است؟/ دخترها بیشتر از پسرها به خدا فکر می کنند

یادداشت؛

درک کودکان از خدا چگونه است؟/ دخترها بیشتر از پسرها به خدا فکر می کنند

Print This Post

در مقاله ای تبیین شد که دخترها از عاطفه ایمانی بالاتری نسبت به پسرها برخوردارند، ارتباط بیشتر و عمیق تری با خدا برقرار می کنند، بیشتر با او درد دل می کنند و احساس نزدیک بودن به او را دارند و به هنگام انجام رفتارهای نیک یا ناپسند احساس عاطفی بیشتری در برابر خدا از خود بروز می دهند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح، مجتبی حیدری دانشجوی دکتری روان شناسی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) زیر نظر علی عسگری استادیار دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب، محمود نوذری استادیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و سیدمحمدرضا موسوی نسب استادیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) مقاله «بررسی مراحل تحول مؤلفه عاطفی ایمان به خدا در کودکی و نوجوانی» را به رشته تحریر در آورد.

حیدری در مقدمه عنوان می کند که مقاله حاصل مصاحبه انفرادی او با ۱۹۸ دانش آموز دختر و پسر ۷ الی ۱۷ ساله شهر قم است.

وی روند تحول مؤلفه عاطفی ایمان به خدا در کودکان و نوجوانان را دارای مراحل احساس خدا به عنوان موجودی مهربان، درد دل کردن با خدا، داشتن رابطه نزدیک و صمیمانه با خدا و داشتن حس شکرگزاری یا شرمندگی در مقابل خدا بر می شمارد و خاطرنشان می شود: مقایسه نمرات دختران و پسران بیانگر تفاوت معنادار دو جنس در این مؤلفه و بالاتر بودن نمره دختران نسبت به پسران است.

این دانشجوی دکتری، شش پرسش اصلی را محور کار خود قرار داده و به صورت میدانی از کودکان درباره آن ها می پرسد، در نهایت پاسخ ها را نتیجه پژوهش خود قرار می دهد. البته یادآور می شود که هر مصاحبه به طور متوسط حدود سی دقیقه طول می کشید و پس از پیاده شدن نوارهای صوتی مصاحبه ها، پژوهشگر و چهار متخصص روان شناسی و آشنا به مفاهیم دینی(در سطح دکتری و دانشجوی دکتری) به گونه ای مستقل متن را تحلیل می کرده اند.

یادآوری می کنیم که حیدری، پرسش ها و پاسخ های مقاله را به زبان کودکانه بیان می کند و ما نیز سعی می کنیم به همان شکل خدمت علاقه مندان ارائه دهیم.

۱ – وقتی به خدا فکر می کنی احساس می کنی اخلاقش چه جوریه؟ می شه توضیح بدی؟

۲ – موقعی که به خدا فکر می کنی چه احساسی پیدا می کنی؟ می شه توضیح بدی؟

۳ – تا حالا شده که دلت بخواد با خدا حرف بزنی و با او درد دل کنی؟ تا حالا این کار رو کردی؟ می شه توصیف کنی؟

۴ – آیا شده به خدا فکر کنی و احساس خاصی مثل نزدیکی به خدا و دوست داشتن خدا به تو دست داده باشه؟ می شه توصیف کنی که احساست چگونه بود؟

۵ – تا حالا شده که چیزی از خدا بخواهی، خدا خواسته ات رو برآورده کنه؟ یا شده که به نعمت های خدا فکر کنی؟ موقعی که به نعمت های خدا فکر می کردی یا خدا یک خواسته ات را برآورده کرد در مقابل خدا چه احساسی پیدا کردی؟

۶ – برات اتفاق افتاده که یک دستور خدا رو زیر پا بگذاری؟ موقعی که احیاناً به دستور خدا گوش نمی دی، بعدش که به این کارت فکر می کنی در مقابل خدا چه احساسی بهت دست می ده؟

وی یافته های پژوهش را این گونه شرح می دهد؛ برای تحلیل داده ها از دو روش کیفی و کمی استفاده شد. در تحلیل کیفی داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا متن مصاحبه ها را تحلیل و مقوله بندی کرده، سپس پاسخ های آزمودنی با مقوله ها و زیرمؤلفه ها انطباق داده شد.

این دانشجو اضافه می کند که در بخش تحلیل کمی افزون بر به کارگیری شاخص های آمار توصیفی مانند فراوانی، میزان پاسخ ها و تشکیل جدول متقاطع از آزمون تحلیل واریانس برای بررسی تفاوت میانگین مفاهیم تحولی در گروه های مختلف سنی و بررسی همگونی میانگین های گروه ها برای طبقه بندی آن ها استفاده شد.

نتیجه یافته ها

مرحله اول: احساس خدا به عنوان موجودی مهربان

هنگامی که از او می پرسیم: به خدا که فکر می کنی، احساس می کنی خدا اخلاقش چه جوریه؟ تصور خود را از خدا به عنوان موجودی مهربان بیان می کند:

۱ – »اخلاقش خوبه»(دختر ۷ساله، پسر ۷ساله)

۲ – »خدا خیلی مهربونه»(دختر۷ ساله)

در پاسخ به این سؤال: به خدا که فکر می کنی، چه احساسی پیدا می کنی؟ می گوید: یک احساس خوب پیدا می کند و گاه توصیفی هم از آن ارائه می کند. برخی از پاسخ ها از این قرارند:

۱ – »احساس خوبی پیدا می کنم»(پسر ۷ساله، دختر ۷ساله)

۲ – »احساس خیلی خوب»(پسر ۷ساله، دختر ۷ساله)

۳ – »احساس خیلی خوبی پیدا می کنم. احساس می کنم که من خدا رو خیلی دوست دارم. خدا هم منو خیلی دوست داره»(دختر ۷ساله)

البته کودک در این مرحله درد دل کردن با خدا را گزارش نمی کند. همچنین در سؤال از این که آیا برای تو اتفاق افتاده که احساس کنی، خدا خیلی بهت نزدیکه و در کنارته، پاسخ منفی می دهد.

برخی از پاسخ ها به سؤال: شده با خدا حرف بزنی و درد دل کنی؟ این گونه اند:

۱ – »نه، تا حالا با خدا حرف نزدم»(پسر ۷ ساله، دختر ۷ساله)

۲ – »تا حالا نه نشده»(پسر ۷ ساله)

۳ – »من نمی تونم با خدا حرف بزنم»(دختر ۷ ساله)

در پاسخ این سؤال: وقتی خدا یک خواسته تو را برآورده کرد چه احساسی داشتی؟ می گوید:

۱ – »خوشحال شدم»(دختر ۷ ساله، پسر ۷ ساله)

۲ – «احساس خوبی داشتم»(دختر ۷ ساله و پسر ۷ ساله)

در پاسخ این سؤال: آن موقع که کار بدی کردی در مقابل خدا چه احساسی داشتیی؟ می گوید:

۱ – »احساس بدی داشتم»(دختر ۷ ساله و پسر ۷ ساله)

۲ – «ناراحت شدم»(دختر ۷ ساله و پسر ۷ ساله.)

همچنین با توجه به این که تجربه کودکان و نیز خزانه درک کودکان از کارهای خوب یا بد محدود است، برخی از کودکان تجربه برآورده شدن خواسته هایشان از سوی خدا را ندارند یا به نعمت های خدا فکر نکرده اند. همچنین برخی می گویند: «تا به حال کار بدی انجام نداده اند»(دختر ۷ ساله، پسر ۷ ساله). لذا امکان پاسخ دهی به این سؤال برای آن ها وجود ندارد.

به برخی از پاسخ ها توجه می کنیم:

۱ – «یه بار از خدا می خواستم که بابام برام یه دوچرخه بخره. برام خرید. اون موقع احساس می کردم خدا مهربون ترین خداست. ولی تا حالا کار بدی نکردم که ناراحت بشم»(پسر ۷ساله)

۲ – «یه بار از خدا یه خواسته ای داشتم، خدا خواسته ام را بهم داد. اون موقع احساس خوبی داشتم، تو ذهنم اومد که خدا چقدر مهربونه. تا حالا نشده که یه دستور خدا رو گوش نداده باشم»(دختر ۷ساله)

مرحله دوم: درد دل کردن با خدا

همانند مرحله قبل خدا را موجودی مهربان و دارای اخلاق خوب توصیف می کند. هنگام فکر کردن به خدا حس خوبی پیدا می کند. به برخی از این پاسخ ها توجه می کنیم:

۱ – «به خدا که فکر می کنم احساس می کنم اخلاق خیلی خوبی داره، مهربون و بخشنده است.»(پسر ۹ ساله)

۲ – «به خدا که فکر می کنم احساس خیلی خوبی پیدا می کنم.»(دختر ۱۰ ساله)

می گوید که با خدا درد دل می کند اما تجربه ارتباط نزدیک و صمیمانه با خدا را نداشته است.

۱ – »بعضی وقت ها با خدا حرف می زنم. مثلاً بهش می گم: پدر و مادرم سالم باشند. ولی تا حالاباهاش خیلی احساس نزدیکی نکردم که احساس کنم خیلی به من نزدیکه. باهاش تا حالا صمیمی نشدم.»(پسر ۹ ساله)

۲ – »من با خدا حرف می زنم و باهاش درد دل می کنم. مثلاً می گم پدر و مادرم فوت نکنن، امام زمان ظهور کنه، خدا به اون هایی که پول ندارن بهشون بده. ولی احساس نمی کنم که خیلی به من نزدیکه و صدام رو می شنوه.»(دختر ۱۰ ساله)

در این مرحله نیز رسیدن به خواسته ها یا رفتارهای غلط خود را در ارتباط با خدا قرار نمی دهد.

لذا در پاسخ این سؤال که «وقتی خدا یک خواسته تو را برآورده کرد چه احساسی داشتی؟» می گوید:

۱ –  »خوشحال شدم یا احساس خوبی داشتم.»

در پاسخ این سؤال که «آن موقع که کار بدی کردی در مقابل خدا چه احساسی داشتی؟» می گوید:

۱ – احساس بدی داشتم یا ناراحت شدم.

۲ – «بعضی وقت ها از خدا یه چیزی خواستم، خدا برآورده کرده. اگر من دعا کنم دعا می کنم که پدر و مادرم سالم باشن، همیشه هم سالمن. به همین خاطر من خیلی خوشحالم. ولی تا حالا نشده که یه کار خدا رو گوش نداده باشم.»(دختر ۹ ساله)

۳ – «بعضی وقت ها به نعمت هایی که خدا به ما داده فکر کرده بعدش در مقابل خدا احساس خوبی داشتم، بعضی وقت ها هم یک کار بدی کردم، بعدش احساس بدی داشتم.»(پسر ۱۰ ساله)

مرحله سوم: رابطه نزدیک و صمیمانه با خدا

مانند دو مرحله قبل خدا را «مهربان» توصیف می کند. البته با توضیحی که خدا را آمرزنده گناهان و اجابت کننده دعاها معرفی می کند. به عنوان نمونه برخی از پاسخ ها از این قرارند:

۱ – «خدا خیلی مهربونه، حتی تنهاترین آدم هم که خیلی تنهاست در واقع تنها نیست، خدا کنارشه همیشه به درد دل های ما گوش می ده، هر کاری که ازش بخوای برات انجام بده، انجام میده، لطف خدا خیلی بزرگه.»(دختر ۱۲ ساله)

۲ – »خدا مهربانه. مثلاً یه نفر که گناه کرده، فوراً گناهش رو نمی نویسه. صبر می کنه اگر باز هم گناه کرد می نویسه.»(پسر ۱۳ ساله)

می گوید که هنگام فکر کردن به خدا احساس آرامش(دلگرمی، محل اتکا داشتن) یا احساس خوش بودن و خوشحالی می کند. مانند:

۱ – »احساس می کنم کنارمه، همیشه کارهام رو داره می بینه»(پسر ۱۲ ساله)

۲ – »احساس خوبی دارم. احساس می کنم توی آرامش هستم»(دختر ۱۳ ساله)

با خدا درد دل می کند و تجربه رابطه نزدیک و صمیمانه با خدا را نیز گزارش می کند. به برخی از پاسخ ها توجه می کنیم:

۱ – »گاهی وقت ها با خدا حرف می زنم و درد دل می کنم. بعضی موقع ها هم احساس می کنم که خدا نزدیکمه صدام رو می شنوه، اون موقع ها همه مشکلاتم رو فراموش می کنم»(دختر ۱۲ ساله)

۲ – »گاهی با خدا حرف می زنم. اون موقع که دارم دعا می کنم، درد دل می کنم یه احساس خیلی خوبی دارم که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. انگار خدا پیشمه یه احساس خیلی شیرینیه.»(پسر ۱۳ ساله.)

رسیدن به خواسته ها و یا رفتارهای غلط خود را در ارتباط با خدا می بیند و لذا در پاسخ این سؤال که «وقتی خدا یک خواسته تو را برآورده کرد، چه احساسی داشتی؟ می گوید «احساس کردم خدا به من توجه دارد، احساس کردم خدا مرا دوست دارد.»

در پاسخ این سؤال: آن موقع که کارخطایی کردی در مقابل خدا چه احساسی داشتی؟ می گوید: «احساس پشیمانی داشتم، عذاب وجدان داشتم.» به برخی از پاسخ ها توجه می کنیم:

۱ – »موقعی که خدا خواسته ام رو برآورده کرد، احساس می کردم که خدا من رو دوست داره. اون موقع هم که کار بدی کردم، یه احساس خیلی بدی داشتم. آدم احساس می کنه یک شکست خیلی بزرگی خورده، نتونسته به حرف خدا گوش می ده. احساس پشیمونی دارم، احساس می کنم وجدانم به درد آمده.»(پسر ۱۳ ساله)

۲ – »موقعی که خدا خواسته ام رو برآورده کرد، احساس می کردم چقدر دوستش دارم، من براش اهمیت داشتم که خواسته ام رو برآورده کرده. موقعی هم که کار بدی کرده بودم احساس خیلی بدی داشتم، خیلی پشیمان بودم.»(دختر ۱۳ ساله)

این گونه پاسخ ها نشان می دهد که فرد هنوز به احساس بندگی و خضوع لازم که در یک سطح پخته و بالغانه ایمان مطرح می شود، دست نیافته، چون کارها را بیشتر در ارتباط با خود می بیند. بر این اساس قضاوت می کند و اگر به خدا هم توجه می کند، در رتبه بعدی است.

مرحله چهارم: داشتن حس شکرگزاری یا شرمندگی در مقابل خدا

مانند مرحله قبل خدا را مهربان، صبور، اهل گذشت، رحیم و بخشنده و امثال آن توصیف می کند. مانند:

۱ – »خدا خیلی مهربونه. راه توبه گذاشته. تا ثانیه آخر راه بازگشت گذاشته»(پسر ۱۶ ساله)

۲ – »خدا خیلی خوب و مهربونه»(دختر ۱۵ ساله)

مانند مرحله قبل می گوید که هنگام فکر کردن به خدا احساس آرامش، خوشی، راحتی و خوشحالی می کند؛ مانند این پاسخ ها:

۱ – »آرامش پیدا می کنم»(دختر ۱۶ ساله)

۲ – »آرام می گیرم. ولی به گناه بخصوص به شب اول قبر که فکر می کنم خیلی می ترسم»(دختر ۱۷ ساله)

۳ – »احساس این که به هر حال یه نظری به ما داره»(پسر ۱۶ ساله)

تجربه درد دل کردن و داشتن رابطه نزدیک و صمیمانه با خدا را گزارش می کند، مانند این موارد:

۱ – »من با خدا درد دل می کنم. دوستش دارم. همیشه پیشمه. هیچ وقت فکر نمی کنم که پیشم نیست. مطمئنم دوستم داره. بیشتر از همه هوام رو داره.»(دختر ۱۵ ساله)

۲ – »بله، حتی شده با خدا با پررویی و با لحن طلبکارانه صحبت کردم. البته این رو درست نمی دونم. بالاخره ما بنده ایم و خطاکار.»(پسر ۱۶ ساله)

از حس شکرگزاری و شرمندگی در مقابل خدا نیز برخوردار است. در پاسخ به این سؤال که «وقتی خدا یک خواسته تو را برآورده کرد در مقابل خدا چه احساسی داشتی؟» می گوید:

۱ – »خدا را شکر کردم» و یا در پاسخ به این سؤال که «آن موقع که کار خطایی کردی در مقابل خدا چه احساسی داشتی؟» می گوید: «احساس شرمندگی داشتم.»

به مواردی از پاسخ آزمودنی ها به این سؤال که: وقتی خدا یک خواسته تو را برآورده کرد در مقابل خدا چه احساسی داشتی؟ توجه می کنیم:

۱ – »احساس می کنم باید شکر خدا رو به جا بیارم»(پسر ۱۶ ساله)

۲ – »شکرگزاری»(دختر ۱۵ ساله)

به مواردی از پاسخ آزمودنی ها به این سؤال که: آن موقع که کار خطایی کردی، در مقابل خداچه احساسی داشتی؟ می گوید: «احساس شرمندگی داشتم» توجه می کنیم:

۱ – »خجالت می کشیدم باهاش حرف بزنم»(دختر ۱۶ ساله)

۲ «شرمنده بودم، هی با خودم می گفتم این چه کاری بود کردم»(پسر ۱۷ ساله)

نتیجه گیری

نتایج نشان داد که بیشترین درصد پاسخ ها(۹/۳۷) متعلق به گفت وگو و درد دل کردن با خدا است. پس از آن احساس خدا به عنوان موجودی مهربان با ۸/۲۶ درصد و داشتن رابطه نزدیک و صمیمانه با خدا با ۷/۲۲ درصد قرار دارد. داشتن حس شکرگزاری یا شرمندگی در مقابل خدا با ۶/۱۲ درصد کمترین میزان پاسخ را به خود اختصاص داده است.

همچنین یافته های این پژوهش نشان داد که کودکان و نوجوانان عموماً احساس ایمانی را به مرتبه های مختلف آن تجربه می کنند. این یافته را می توان در درصد فراوانی دوره های مختلف سنی مشاهده کرد به گونه ای که در این پژوهش در حدود ۹۵ درصد از کودکان ۷ ساله، ۴۱ درصد از کودکان ۸ تا ۱۱ ساله و ۹ درصد از کودکان ۱۲- ۱۳ ساله در مرحله یکم عاطفه ایمانی(احساس خدا به عنوان موجودی مهربان) قرار گرفتند.

این مقادیر برای مرحله دوم عاطفه ایمانی(گفت وگو و درد دل کردن با خدا) ۵ درصد در کودکان ۷ ساله، ۵۵ درصد از کودکان ۸ تا ۱۱ ساله، ۵۳ درصد ۱۲ تا ۱۳ ساله ها و ۲۲ درصد ۱۴ تا ۱۷ ساله ها توزیع شدند. برای مرحله سوم (داشتن رابطه نزدیک و صمیمانه با خدا) توزیع به صورت ۴ درصد ۸ تا ۱۱ ساله ها، و ۳۲ درصد ۱۲ تا ۱۳ ساله ها و ۴۵ درصد ۱۴ تا ۱۷ ساله ها به دست آمد. سرانجام این که در حدود ۶ درصد ۱۲ تا ۱۳ ساله ها و ۳۳ درصد ۱۴ تا ۱۷ ساله ها در مرحله چهارم عاطفه ایمانی(داشتن حس شکرگزاری و شرمندگی در مقابل خدا) قرار گرفتند.

همچنین یافته های این پژوهش نشان داد میانگین نمره مصاحبه دو جنس از لحاظ عاطفه ایمانی تفاوت معنادار دارد. به گونه ای که میانگین نمره عاطفه ایمانی دختران بالاتر از عاطفه ایمانی پسران به دست آمد. بدین ترتیب می توان گفت: دخترها از عاطفه ایمانی بالاتری نسبت به پسرها برخوردارند، ارتباط بیشتر و عمیق تری با خدا برقرار می کنند، بیشتر با او درد دل می کنند و احساس نزدیک بودن به او را دارند و به هنگام انجام رفتارهای نیک یا ناپسند احساس عاطفی بیشتری در برابر خدا از خود بروز می دهند.

انتهای پیام/

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/285730

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند

*

*