خانه / اخبار /

در مقاله ای بررسی شد؛

۱۵ عامل عاطفی تأثیرگذار در تربیت فرزند/ گفتار و رفتار والدین؛ ملاک عمل فرزندان

در مقاله ای بررسی شد؛

۱۵ عامل عاطفی تأثیرگذار در تربیت فرزند/ گفتار و رفتار والدین؛ ملاک عمل فرزندان

نهاد خانواده به صورت یک سیستم متعامل و به هم پیوسته است که هر یک از اعضای آن متناسب با جایگاه و نقشی که دارند بر هم دیگر اثر می گذارند. والدین مهم ترین نقش را در خانواده دارند و می توانند در رشد، پرورش و تحول شخصیتی فرزندان سهم بسزایی داشته باشند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح، علینقی فقیهی دانشیار دانشگاه قم به همراه حسن نجفی دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات برنامه درسی دانشگاه شاهد در مقاله ای عوامل تربیت عاطفی فرزندان در خانواده را براساس روایات مورد بحث و بررسی قرار می دهند.

ابتدای بحث موضوع روابط عاطفی میان والدین در خانواده مطرح شده و خانواده مهم ترین نهاد تربیتی جامعه و نخستین آموزشگاه فرد مطرح می شود که اثرگذارترین عامل در حرکت مطلوب فرزندان برای انتخاب سبک و شیوه زندگی اسلامی به شمار می آید.

نویسندگان در ادامه سخنان خود با توجه به نقش کلیدی والدین در انتقال ارزش های دینی و معنوی به فرزندان و اهمیت رشد شخصیت مطلوب عاطفی ایشان با محوریت فرهنگ ناب دینی، عوامل تربیت عاطفی فرزندان در نهاد خانواده را مورد کنکاش قرار می دهند و به این نوع از تقسیم بندی می رسند؛

الف) هم سویی بینش ها و باورهای مذهبی

بنیادی ترین مسأله در نهاد خانواده که سبب آرامش و جلب عاطفی اعضای آن می شود، اصل همتایی در بینش ها و باورهای دینی اعضای خانواده به ویژه همسران است. به همین دلیل در تعالیم اسلامی هنگام گزینش همسر بر اصل کفو به معنای همتایی و همانندی تأکید شده است، یعنی زن و مرد در افکار، باورها و ویژگی های رشدی تقریباً همتا باشند.

همسویی والدین در باورهای مذهبی افزون بر اینکه سبب گرمی خانواده به خصوص تحکیم روابط عاطفی خودشان می شود، در تربیت مطلوب فرزندان نیز مؤثر است. چون روابط عاطفی مطلوب و دین‌پسند والدین به یکدیگر و فرزندان ناشی از خداباوری در بینش ها، افکار و باورهای آنان است، پس داشتن بینش واحد و هماهنگ والدین در نوع برقراری روابط با محوریت دینی و عملیاتی ساختن آن ها در زندگی از مهم ترین عوامل عاطفی پرورش شخصیت فرزندان است.

ب) اندیشه از خود دانستن وجود فرزند

از عوامل شکل گیری روابط عاطفی مطلوب والدین نسبت به فرزندان این است که والدین وجود فرزندان را از خود آن ها می دانند، علاقه طبیعی و خدادادی میان خودشان و آنان را احساس می کنند، خوبی و بدی آنان را خوبی و بدی خودشان می دانند و به سرنوشت مطلوب و زندگی سعادتمندانه دنیایی و اخروی آن ها علاقه مند هستند.

والدین با ایجاد ارتباط عاطفی و دوستانه مبتنی بر این حقیقت فطری انسان ارتباط سیستمی متعالی در شبکه اعضای خانواده برقرار می کنند و محیط عاطفی مناسبی برای فرزندان فراهم می آورند تا توانمندی هایی که در فطرت آن ها نهادینه شده است به تدریج بروز و پرورش یابد و موجب برقراری ارتباط نیک با فرزندان، احترام و تکریم آن ها، تقویت احساس ارزشمندی، رضایت، خشنودی و دیگر صفات مهم عاطفی تربیت در آنان گردد. امیرمؤمنان(ع) در بخشی از نامه خویش به امام حسن(ع) می فرمایند «و تو را دیدم که پاره تن من، بلکه همه جان منی، آنگونه که اگر به تو آسیبی برسد به من رسیده است و اگر مرگ به سراغ تو آید، زندگی مرا گرفته است.»

پ) انسان دوستی

بشردوستی که در فطرت پدر و مادر وجود دارد خود سرمنشأ برقراری روابط عاطفی با فرزند است. در فرهنگ قرآن به برقراری ارتباط عاطفی افراد بشر با دیگری به مثابه یک اصل تربیتی توجه شده است؛ از این رو مادامی که افراد و از جمله فرزندان از رفتار انسانی بیرون نرفته اند، درصدد مقاتله و دشمنی با خدا و دین برنیامده اند و برای اخراج افراد دیگر از سرزمین شان اقدامی صورت نداده اند همچنان بر رابطه دوستی حتی در سطح برّ و احسان و برخورد عدالتی تأکید می شود.

ت) محبت

میل به محبت دیدن و محبت ورزی از تمایلات فطری انسان است که در هر دوره ای از زندگی تحول و رشد به آن نیازمند است و باید از بدو تولد تا آخرین زمان وداع با این دنیا متناسب با دوره رشد خویش همواره این نیاز عالی و اساسی تأمین شود. محبت، احساسات و تمایلات خانوادگی و اجتماعی انسان ها را نسبت به هم دیگر در عرصه های گوناگون زندگی عمیق و ریشه دار می سازد، زیرا محبت، مهربانی و عطوفت به زندگی خانوادگی و اجتماعی گرما می بخشد و صمیمیت، صداقت، برخورد نیک و شایسته را در پی دارد.

پیامبر اکرم(ص) نیز می فرمایند «مردی که به زنش بگوید: من تو را دوست دارم، اثر این سخن هرگز از دل زن بیرون نمی رود.» بر همین اساس می توان ادعا کرد که نیرومندترین عامل دوام و رشد خانواده محبت است و بهترین عامل برای استحکام و بقای آن برانگیختن عواطف متقابل همسران به یکدیگر است.

همچنین والدینی که با فرزندشان محبت شدید و همدلی دارند، می توانند احساس سرخوردگی احتمالی فرزند را از نتایج توصیه های خود و چگونگی ارتباط خود با فرزندان کشف و برای یافتن راه حلی که برای هر دو پذیرفتنی باشد کوشش کنند. البته این نکته حایز اهمیت است که در ابراز محبت و تکریم شخصیت فرزند نباید افراط کرد، زیرا در آن صورت شخصیت فرزند بر اثر زیاده روى والدین در ابراز محبت هاى نابجا لطمه جبران ناپذیرى خواهد خورد و او از جامعه توقعات و چشم داشت های نابجایى خواهد داشت.

ث) خوشرویی

خوشرویی محبوب ترین و ارزشمندترین عمل نزد خدا پس از واجبات الهی است و از رحمت الهی برمی خیزد. خوشرویی و مهربانی والدین با همدیگر و فرزندان از عوامل مهم در پرورش شخصیت عاطفی مطلوب اسلامی است که در ایجاد صفا، آرامش روانی، اعتماد به نفس و شکوفایی استعدادهای فرزندان تأثیری فراوان دارد.

ارتباط والدین با چهره گشاده رشته دوستی را بادوام تر کرده از یکسو سبب کسب مهارت های اجتماعی و عاطفی و از سوی دیگر سازگاری بهتر فرزندان با مسائل را به ارمغان می آورد. بنابراین یکی از نتایج شکوفا سازی و پرورش توانمندی های فطری خوشرویی است. هر یک از والدین با اخلاق و رفتارهای خوب، ریشه های نگرشی و گرایشی حسن خلق در فرزندان را زمینه سازی می کنند.

ج) تکریم و احترام متقابل

از دیگر عوامل مؤثر در تربیت عاطفی حاکمیت فرهنگ احترام متقابل در خانواده است. تکریم شخصیت نیاز طبیعی هر انسان است، زیرا غریزه حب ذات در سرشت انسان نهاده شده است و هرکس می کوشد شخصیتش پذیرفته و گرامی داشته شود. با احترام و تکریم بستری عاطفی فراهم می آید که عزت و کرامت در افراد نهادینه می شود و هنجارهای ارزشی، انسانی و معنوی در خانواده و جامعه جایگاه متناسب خود را بازیافته و گسترش می یابد.

برای فرهنگ سازی تکریم و احترام در خانواده نخست باید میان زن و شوهر احترام برقرار شود، بدین صورت که آنان نگرش کرامتی به همدیگر داشته باشند و برای هم احترام فراوانی قایل شوند و دیگری را ارزشمند بدانند. این ارزشمندی را بر زبان آورند و آن را به نوعی ابراز کنند. بنابراین زن و شوهر و همچنین دیگر اعضای خانواده به سبب این که هم صحبت و رفیق اند باید فرهنگ تکریم را در میان خویش حاکم سازند.

فرهنگ سازی تکریم و احترام متقابل در میان همسران در پرورش این فرهنگ در میان اعضای دیگر خانواده تسری می یابد و شخصیت مطلوب عاطفی در فرزندان نیز پرورش می یابد. در اسلام جدای از توجه به أثر بخشی تکریم والدین نسبت به هم دیگر برای تربیت مطلوب فرزند تکریم او را وظیفه همگان دانسته است.

چ) حسن ظن(مثبت‌نگری)

مثبت اندیشی و حسن ظن به دیگران افزون بر باروری عواطف انسانی سبب رفع یا کاهش ناهنجاری های خانوادگی و اجتماعی است. اصولاً دستور دین و تأکید نظام تربیتی و اخلاقی این است که مؤمنان باید نگاه مثبت به همدیگر داشته باشند و هنگامی که چیزهای بدی به مؤمنان نسبت داده می شود آنان را جز به خیر و خوبی یاد نکنند و دروغ بودن نسبت بد به مؤمنان را آشکا را اعلام کنند.

بنابراین حسن ظن به مثابه یک دستور دینی و اخلاقی در خانواده و روابط میان همسران جایگاهی مهم دارد و لازم است همسران از هرگونه گمان بد به یک دیگر بپرهیزند تا زمینه آرامش و سازگاری آنان هرچه بیشتر فراهم شود. منفی بافی و نادیده گرفتن واقعیت های موجود شرایط فرد، خانواده، گروه، جامعه، زندگی خانوادگی و اجتماعی را دچار بحران می سازد. بسیاری از مشکلات و ناهنجاری های فرا روی جوامع بشری ریشه در سوء ظن های ناآگاهانه و طمع آلودی دارد که افراد بر دیگری روا می دارند.

با تقویت نگرش مثبت میان والدین و عملیاتی کردن آن در ابرازها و رفتارها فرزندان تحت تأثیر قرار می گیرند و شخصیت عاطفی شان در زمینه مثبت نگری نیز پرورش می یابد؛ از این رو فرزندان به والدین، مربیان، معلمان و دوستان صالح اعتماد می کنند و از رفتارهایی چون غیبت، تهمت، استهزا و هر نوع رفتارهای ضد اخلاقی که منشأ همه آن ها سوء ظن است، مصون می مانند.

ح) عفو و بخشش

یکی از شیوه های پسندیده که در تقویت عواطف انسانی نقش بنیادی دارد شیوه عفو و بخشش است. بیشترین سفارش اسلام در سبک زندگی خانوادگی نیز گذشت و چشم پوشی زن و شوهر از لغزش ها، کج خلقی ها و اشتباهات همدیگر است، زیرا در صورت داشتن روحیه مشترک باز از اشتباه، خطا و عصبانیت در امان نیستند.

بنابرانی اگر والدین به این فضیلت نایل آیند و بر عطوفت، مهربانی و بخشایشگر بودن اتفاق نظر داشته باشند، می توانند گامی بزرگ در زمینه سازی تربیت مطلوب دینی فرزندان خویش بردارند. سختگیری نکردن به رفتارهای فرزندان و عفو لغزش های آنان از جمله عواملی است که در پرورش کرامت و شخصیت عاطفی مطلوب فرزندان مؤثر است.

خ) نیکی در برابر بدی‌ها

در نظام تربیت اسلام رفتار متعادل و برخورد معقولانه در رویارویی با رفتارهای ناشایست و مذموم فرزند از راه هایی است که به پرورش شخصیت مطلوب عاطفی آنان کمک می کند. کار نیک در برابر عمل ناپسند دیگران یا پس از عمل ناشایست خودش به قدری در زندگی فردی و گروهی انسان ها مهم و مؤثر است که افزون بر این که سبب شکوفایی و باروری بعد عاطفی افراد می شود، انسان های ناهمگون و متخاصم را با یکدیگر، همگون و مهربان می سازد.

سیره عملی و تربیتی رسول اکرم(ص) و معصومان(ص) بر این روش استوار بوده است. آنان در برابر بدی های جاهلان ارتباط کلامی و عملی مناسب را با آن ها برقرار می ساختند. رسول اکرم(ص) در ارتباط با رفتار عاطفی نیک در برابر رفتارهای ضد عاطفی دیگران می فرمایند «آن که از تو قطع رابطه کرد، پیوند گیر و آن که تو را محروم ساخت عطایش بخش و از آن که به تو ستم روا داشت در گذر.»

د) یار و غمخوار و مایه نشاط بودن

زن و شوهر برای ایفای نقش ویژه خود در زندگی مشترک با سختی ها و محدودیت هایی مواجه اند و چه بسا این کار سبب خستگی روحی و عاطفی آنان شود و نشاط لازم برای پیشبرد و موفقیت خانواده را از آنان سلب کند. در چنین شرایطی اگر زن و شوهر ارتباط عاطفی مطلوب و همکاری صمیمانه داشته و غمخوار یکدیگر باشند و مشکلات و سختی ها را تحمل کنند، نشاط اعضای خانواده حفظ و آثار غم و نگرانی از محیط خانه بیرون می رود. غم زدایی والدین از یک دیگر گرچه نشاط شخصیتی را برایشان فراهم می سازد، ولی اینکار سبب پرورش شخصیت عاطفی در فرزندان می شود و آنان را از ابتلا به افسردگی و ارتباط نادرست با دیگران مصون سازد.

ذ) هدیه دادن

هدیه دادن از کارهای پسندیده ای است که آثار مثبت و ارزنده ای در روابط عاطفی بر جای می گذارد. افراد اعم از والدین، همسر، فرزندان، دوستان و اقوام به مناسبت های مختلف باید به این کار مهم توجه کنند. با این که نوع هدایا برای افراد از نظر سنی، جنسی و میزان ارزش متفاوت است ولی آنچه مهم است، نفس هدیه دادن است که به پرورش بعد عاطفی افراد مدد می رساند و سبب جلب دوستی و علاقه مندی بیشتر میان آنان و سبب ماندگاری آن لحظات در ناخودآگاه افراد می شود.

مسلماً چنین تعاملی باعث افزایش علاقه میان والدین و فرزندانشان می شود. زیرا افراد علاقه و محبت درونی شان را با هدیه دادن به هم دیگر ابراز می کنند که در نوع خود با ارزش و درخور توجه است و در رشد شخصیت مطلوب عاطفی آنان مؤثر است.

ر) هماهنگی میان گفتار و رفتار

در نظام تربیت دینی یکی از شاخص های اساسی برای سنجش تحقق یک ارزش در رفتار انسان بروز و ظهور آن در گفتار و رفتار است. همچنین گوینده سخن بیش از آنچه می گوید باید عمل کند تا زینت گفتارش باشد. میانه روی در هر کاری پسندیده و مهم است به خصوص رفتار و گفتار متعادل و سنجیده؛ زیرا کودکان، نوجوانان، جوانان و اطرافیان هر آنچه در گفتار و رفتار بزرگترها و اطرافیان مشاهده کنند، تصویربرداری کرده و الگوی خویش می سازند. پس باید نوعی هماهنگی میان دیده ها و شنیده هایشان ایجاد کرد تا آشفتگی در ذهن آنان به وجود نیاید.

ز) ابراز عواطف مثبت

در اسلام به ارتباط عاطفی انسان ها با یک دیگر برای آثار تربیتی آن بسیار توجه می شود. این ارتباط عاطفی درباره فرزندان اولویت بیشتری دارد. ابراز عواطف مثبت والدین با دو شیوه می تواند بر تربیت عاطفی فرزندان أثرگذارد. نخست، والدین می توانند با ابراز عواطف مثبت کاری کنند که در فرزند موجب احساس مطبوع شود و فرزند برای خوشایندی آنان بکوشد. دوم، وجود والدین هنگام برانگیختگی عواطف مثبت نقشی مهم در پیامد علاقه فرزند به والدین دارد. در واقع به شکل گیری نگرش مثبت به سخنان والدین می انجامد و زمینه را برای همکاری و پذیرش پیشنهادهای آن ها در ابعاد مختلف فراهم می سازد.

س) توجه به امنیت روانی

خانواده مهم ترین کانون تأمین کننده نیازهای جسمانی، روانی و معنوی فرزندان است و همه تلاش پدران و مادران مسئول و آگاه باید بر این اصل بنیاد شود که فضای خانه و خانواده سرشار از امنیت، محبت و آرامش باشد. اعضای خانواده به ویژه فرزندان باید در خانه احساس امنیت و آرامش روانی کنند و کانون خانواده را بهترین و امن ترین پناهگاه بدانند. میان والدین و فرزندان باید رابطه ای ایجاد شود که آنان بتوانند آزادانه احساسات، اضطراب ها و نگرانی های خود را بدون احساس ترس یا طرد شدن با والدین در میان بگذارند. در آموزه ها و تعالیم اسلامی خانواده مطلوب خانواده ای است که میان انگیزه های متنوع اعضای خانواده تعادل ایجاد کرده و ضمن معرفی الگوهای برتر دینی آنان را از آلودگی ها و درگیری های روانی رهایی می بخشد.

ش) الگودهی

از بهترین عوامل مؤثر در تربیت عاطفی، اخلاقی، روانی و اجتماعی فرزند الگودهی است. والدین نخستین الگوهای تربیتی فرزندان اند و مسئولیت های دشواری در این زمینه بر عهده دارند. مسئولیتی که باعث رشد و شکوفایی عواطف و فضایل اخلاقی خود و در پی آن فرزندانشان می شود. والدین با این مسئولیت باید نمونه افراد صالح و شایسته باشند و خوبی ها را برای فرزندان در عمل به نمایش بگذارند تا امیال فطری آنان به رفتارهای شایسته و نیک از حالت بالقوه به فعلیت برسند.

شرط اساسی در این أثرگذاری برخورداری والدین الگو از شخصیت مطلوب و انجام رفتارهای ارزشی است. چراکه بدون آن نمی توانند این نقش را داشته باشند. الگوی صالح بودن والدین از مهم ترین و اثربخش ترین روش های یادگیری و اجتماعی شدن فرزندان در تربیت عاطفی و مطلوب دینی است.

در جمع بندی این مقاله تأکید می شود که نهاد خانواده به صورت یک سیستم متعامل و به هم پیوسته است که هر یک از اعضای آن متناسب با جایگاه و نقشی که دارند بر هم دیگر أثر می گذارند. والدین مهم ترین نقش را در خانواده دارند و می توانند در صورتی که عوامل مؤثر بر تربیت را به کار گیرند، در رشد، پرورش و تحول شخصیتی فرزندان سهمی بسزایی داشته باشند و در مقام یک مربی از بروز اختلافات شخصیتی در آنان پیشگیری کنند.

انتهای پیام/

لینک کوتاه خبر: http://meftaah.com/news/294944

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند

*

*