تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : general133
حوزه : اخبار, مبانی علوم انسانی اسلامی, مشروح خبرها
شماره : 20016
تاریخ : ۲۵ شهریور, ۱۳۹۹ :: ۹:۴۴
درس خارج/ آیت الله سید احمد خاتمی آیت‌الله خاتمی/ فقه رسانه2: تقسیم‌بندی جدید در فقه برای قرار دادن احکام در ابواب مخصوص خود روایت(وجوب جواب سلام) مربوط به احکام العشرة و زندگی مردم با یک‌دیگر است. در حالی که این بخش احکام را در کتاب الحج ذکر کرده‌اند. استفاده می‌شود یک تقسیم بندی جدیدی در فقه باید بشود که هر کدام از این احکام در باب مخصوص خود ذکر شود.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح، آیت‌الله سید احمد خاتمی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در درس مسائل مستحدثه موضوع «فقه رسانه» را مورد کنکاش قرار داد که در ادامه متن آن را ملاحظه می‌کنید؛

خلاصه جسله گذشته

بحث در این بود، جواب سلامی‌که از تلویزیون پخش می‌شود واجب نیست. ولی جواب سلامی که با تلفن گفته می‌شود، با آن که فاصله فیزیکی بین مُسلِّم(سلام کننده) و مُسَلَّم علیه(جواب دهنده) است، جواب چنین سلامی واجب است. دو صورت در این مساله بیان شده است. اما در اصل دارای چهار صورت است.

صورت اول، مسلّم(سلام کننده) و مسلّم علیه(جواب دهنده) کنار یکدیگر هستند، مانند سلام‌های متعارف. در این صورت جواب سلام واجب است. دلیل آن آیه قرآن است «وَ إِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْ‌ءٍ حَسِيباً.»(1)

در جواب سلام کدام واجب است اسماع یا اصل جواب سلام است؟

آیا اصل جواب سلام واجب است یا اسماع آن واجب است؟ محقق شیخ محمدباقر سبزواری در ذخیرة المعاد ادعای اجماع کرده اسماع جواب سلام است. صاحب جواهر «بلاخلافٍ» گفته است. از عجایب مقدس اردبیلی گفته اسماع جواب سلام واجب نیست. استدلال کرده به واژه «فحیّوا» دلالت بر وجوب اسماع ندارد. بلکه فقط اصل جواب را جواب دانسته است.

نکته: مباحث مربوط به سلام کردن در سلام نماز مطرح می‌شود در حالی جای آن در آن‌جا نیست. و نیز مباحث مربوط به حجاب نیز در باب وجوب ستر در نماز، بخاطر الکلام یجر الکلام و به عبارت دیگر به مناسبت احکام ستر نماز، احکام حجاب مطرح شده است.

و الظاهر وجوب إسماع الرد في الصلاة كغير الصلاة الذي لا أجد فيه خلافا إلا من المقدس الأردبيلي(مجمع الفائدة و البرهان ج 3 ص119-120) و لاریب فی ضعفه، لاصالة عدم البرائة بدونه. لاحتمال او توفق صدق الرد علیه.[2] خصوصاً بعد از دو روایت در این باب. و نیز با جواب سلام آهسته صدق « او ردوها» نمی‌کند. بلکه ردّ جواب سلام در اینجا صورتی است که اسماع کند. و نیز روایات در این مورد وارد شده‌اند. در عروه الوثقی سید یزدی مطرح کرده است.

(مسألة 26): يجب إسماع الردّ سواء كان في الصلاة أو لا، إلّا إذا سلّم و مشى سريعاً أو كان المسلّم أصمّ فيكفي الجواب على المتعارف بحيث لو لم يبعد أو لم يكن أصمّ كان يسمع.(2)

واجب است اسماع جواب سلام را بکند خواه در نماز یا غیر نماز، مگر در صورتی سلام کند و سریع مکان را ترک کند جواب سلام واجب نیست و نیز در صورتی که سلام کننده ناشنوا است، اسماع واجب نیست و به جواب متعارف اکتفا می‌کند، در صورتی که شنوا می‌بود می‌شنید کفایت می‌کند. در خصوص ناشنوا آیت‌الله بروجردی و محقق خویی می‌فرمایند جواب سلام سالبه به انتفاء موضوع است و واجب نیست. این فرع را در آینده بحث خواهیم کرد.

بنابراین روشن می‌شود علاوه بر وجوب رد سلام، اسماع جواب سلام نیز واجب است. اگر آهسته جواب سلام بدهد از او پذیرفته نمی‌شود و مانند کسی خواهد بود که جواب سلام را نداده است.

دو روایت وارد شده که وجوب اسماع جواب سلام از آن‌ها فهمیده می‌شود.

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا سَلَّمَ أَحَدُكُمْ فَلْيَجْهَرْ بِسَلَامِهِ وَ لَا يَقُولُ سَلَّمْتُ فَلَمْ يَرُدُّوا‌ عَلَيَّ وَ لَعَلَّهُ يَكُونُ قَدْ سَلَّمَ وَ لَمْ يُسْمِعْهُمْ فَإِذَا رَدَّ أَحَدُكُمْ فَلْيَجْهَرْ بِرَدِّهِ وَ لَا يَقُولُ الْمُسَلِّمُ سَلَّمْتُ فَلَمْ يَرُدُّوا عَلَيَّ الْحَدِيثَ.(4)

این روایت مربوط به احکام العشرة و زندگی مردم با یکدیگر است. در حالی که این بخش احکام را در کتاب الحج ذکر کرده‌اند. استفاده می‌شود یک تقسیم بندی جدیدی در فقه باید بشود که هر کدام از این احکام در باب مخصوص خود ذکر شود. و این‌که احکام العشره را در کتاب الحج ذکر کرده‌اند چون مسافرت‌ها به حج کاروانی است و در موسم حج مسلمانان با یکدیگر ارتباط دارند.

سند روایت:

مفصل درباره سهل بن زیاد بحث کردیم. در مجموع گفیتم ثقه است. بزرگی مانند کلینی پنج جلد از سهل روایت نقل می‌کند. هیچ ایرادی به سهل وارد نیست فقط احمد بن محمد بن عیسی درباره او گفته عقلش کم است. جعفر بن محمد الاشعری همان جعفر بن محمد بن عبیدالله است که توثیق ندارد. عبدالله بن میمون قدّاح، میمون به معنای مبارک است. کان ثقةً. بنابراین مشکل روایت سهل بن زیاد نیست. بلکه جعفر بن محمد اشعری است. البته مضمون این روایت در روایات دیگر نقل شده است.

دلالت روایت:

وقتی کسی بخواهد سلام بکند، بلند سلام کند. آهسته سلام نکند که اگر چنین کند و جواب سلام او داده نشود ناراحت نشود که چرا جواب سلام او را نداده‌اند. امام علیه‌السلام می‌فرماید: اگر کسی بخواهد جواب سلام را بدهد با صدای بلند جواب سلام را بدهد. جواب سلام را به گونه بدهد تا این‌که سلام کننده نگوید جواب سلام را نشنیده‌ام. بلکه جهر در جواب سلام داشته باشد تا سلام کننده بگوید جواب سلام را شنیده است.

روایت دیگر در وجوب اسماع جواب سلام

وَ فِي مَعَانِي الْأَخْبَارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْقَطَّانِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانِ عَنْ بَكْرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ عَنْ تَمِيمِ بْنِ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ مَعْنَى التَّسْلِيمِ فِي الصَّلَاةِ فَقَالَ التَّسْلِيمُ عَلَامَةُ الْأَمْنِ وَ تَحْلِيلُ الصَّلَاةِ قُلْتُ وَ كَيْفَ ذَلِكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ كَانَ النَّاسُ فِيمَا مَضَى إِذَا سَلَّمَ عَلَيْهِمْ وَارِدٌ أَمِنُوا شَرَّهُ وَ كَانُوا إِذَا رَدُّوا عَلَيْهِ أَمِنَ شَرَّهُمْ وَ إِنْ لَمْ يُسَلِّمْ لَمْ يَأْمَنُوهُ وَ إِنْ لَمْ يَرُدُّوا عَلَى الْمُسَلِّمِ لَمْ يَأْمَنْهُمْ وَ ذَلِكَ خُلُقٌ فِي الْعَرَبِ فَجُعِلَ التَّسْلِيمُ عَلَامَةً لِلْخُرُوجِ مِنَ الصَّلَاةِ وَ تَحْلِيلًا لِلْكَلَامِ وَ أَمْناً مِنْ أَنْ يَدْخُلَ فِي الصَّلَاةِ مَا يُفْسِدُهَا وَ السَّلَامُ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ وَاقِعٌ مِنَ الْمُصَلِّي عَلَى مَلَكَيِ اللَّهِ الْمُوَكَّلَيْنِ.(5)

سند روایت:

این روایت در باب سلام است و یک راوی صحیح در او نیست. روایت در کتاب معانی الاخبار شیخ صدوق است. احمد بن الحسن القطان مجهول است و نیز احمد بن یحیی بن زکریا قطان مجهول است. بکر بن عبدالله بن حبیب یُعرَف و یُنکَر. برخی احادیث او خوب است و برخی خوب نیست. تمیم بن بهلول و پدرش که بهلول است هر دو مجهول هستند. عبدالله بن الفضل الهاشمی نیز مجهول است. این روایت فقط برای تایید کاربرد دارد لذا با صرف این‌که روایتی ضعف سند دارد نمی‌توان او را کنار گذاشت.

دلالت روایت:

راویت درباره سلام در نماز است. امام علیه‌السلام فراتر از سوال پاسخ می‌دهد. می‌فرماید: سلام کردن علامت امنیت است، یعنی کسی که سلام می‌کند از ناحیه او در امان هستید و نیز سلام یعنی بگوید السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، برای خروج از نماز است. روای از ویژگی‌های سلام درخواست توضیح بیشتر می‌کند و امام علیه‌السلام می‌فرماید: قبل از سلام اگر کسی بر تعدادی وارد شود و سلام کند از شر او در آمان خواهند بود و اگر جواب سلام او را بدهند از شر آن‌ها در آمان می‌شد و اگر سلام نمی‌کرد از شر او در آمان نمی‌شدند.

اگر پاسخ سلام او را ندهند از آن‌ها در امان نخواهد بود. بنابراین وقتی نمازگزار می‌گوید السلام علیکم و رحمة الله و برکاته مخاطب سلام ملائکه موکل و مراقب او هستند و محل شاهد در استدلال بر وجوب اسماع این‌که روح سلام امان دادن است و این در صورتی که اسماع داشته باشد خواه از طرف سلام کردن یا پاسخ دهند سلام باشد.

ولی این دو روایت از نظر سند ضعیف هستند. روایت اولی یک مشکل داشت و دیگر این‌که در کافی بود. یعنی روایتی که در کتب اربعه ذکر شده وارد حوزه توثیق شده است و این به معنای این نیست روایتی که در کتب اربعه است سند آن صحیح است، ولی حداقل نقل در کتب اربعه شده و این‌که در حوزه توثیق داخل شده است.

آنچه مهم است تحقق ردّ است حتی اگر این دو روایت را نمی‌داشتیم با جواب سلام آهسته رد سلام محقق نمی‌شود. چنانکه صاحب جواهر فرمودند. صورت مساله که امام راحل فرمودند صورت دوم است.

مسألة 3 - لا يجب جواب سلام من يسلم بواسطة الإذاعة، و يجب جواب من سلم تلفونا.(6)

در این صورت مسلَّم علیه غایب است، یعنی بیننده یا شنونده غایب است بگونه‌ای که نمی‌توانند جواب سلام را بدهند جواب سلام واجب نیست و طبق آیه تحیت، ردّ مقدور نیست. لذا جواب سلام واجب نیست.

صورت سوم اگر مسلَّم علیه غایب باشد ولی می‌تواند پاسخ بدهد مانند سلام و جواب سلام که با تلفن گفته می‌شود. جواب سلام در این صورت واجب است و دلیل همان آیه تحیت است. چون آنچه مهم در پاسخ سلام است این‌که سلام کننده جواب سلام را بشنود.

صورت چهارم مسلَّم علیه حاضر است نزد مسلِّم است مانند صورتی که به ناشنوا سلام می‌کند. در این صورت جواب سلام واجب نیست. سید یزدی در عروه مطرح کرده است.

مساله 26- .... إلّا إذا سلّم و مشى سريعاً أو كان المسلّم أصمّ فيكفي الجواب على المتعارف بحيث لو لم يبعد أو لم يكن أصمّ كان يسمع.(7)

مرحوم بروجردی می‌فرماید: وجوب الرد حینئذ غیر معلومٍ. و امام راحل تفصیلی دارند.

إن كان المسلّم بعيداً بحيث لا يمكن إسماعه الجواب فالظاهر عدم وجوبه فلا يجوز الردّ في الصلاة فتبطل به و إن كان بعيداً بحيث يحتاج إسماعه إلى رفع الصوت يجب إلّا مع حرجيته و إن كان في الصلاة ففي وجوب رفعه و إسماعه مع عدم الحرجية و عدمه تردّد.(8)

اگر سلام کننده دور باشد و امکان نیست جواب سلام را به او اسماع کند جواب واجب نیست و ترک آن در این صورت در نماز موجب بطلان آن نمی‌شود و اگر پاسخ سلام متوقف به بلند کردن صدا باشد- رفع صوت گاهی حرجی باشد واجب نیست – و اگر در حال نماز باشد و پاسخ سلام نیاز به بلند کردن صدا دارد در این صورت امام راحل می‌فرماید: در وجوب بلند کردن صدا با عدم حرجی بودن و اسماع آن، یا عدم وجب آن، دارای تردید است.

مرحوم گلپایگانی فرموده: وجوب سلام ناشنوا مشکوک است و وجوب آن معلوم نیست. در نماز هم نباید جواب سلام او را داد.

انتهای پیام/

1 - نساء/سوره4، آیه86.

2 - جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج11، ص108.

3 - العروة الوثقى - جماعة المدرسین، الطباطبائي اليزدي، السيد محمد كاظم، ج3، ص22.

4 - وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج12، ص65، أبواب احکام العشرة فی السفر و الحضر، باب38، ح1، ط آل البيت.

5 - وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج6، ص418، أبواب التسلیم، باب1، ح13، ط آل البيت.

6 - تحرير الوسيلة - ط نشر آثار، الخميني، السيد روح الله، ج2، ص671.

7 - العروة الوثقی فیما تعم به البلوی (المحشّ?ی)، الطباطبائي اليزدي، السيد محمد كاظم، ج3، ص22.

8 - العروة الوثقی فیما تعم به البلوی (المحشّ?ی)، الطباطبائي اليزدي، السيد محمد كاظم، ج3، ص22.

© 2020 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری-تحلیلی مفتاح محفوظ می باشد.